تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/07
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در دعوی طلاق از سوی زوجه به استناد عدم پرداخت نفقه از ناحیه زوج، در صورتی که پس از الزام زوج از طریق دادگاه، وی نفقه را بپردازد، دعوی زوجه رد میشود.
خانم م. پ. با وکالت آقای ی. ف. به طرفیت آقای م. آ. به خواسته صدور اجازه طلاق به جهت تحقق شرط ضمن عقد سند ازدواج (عدم پرداخت نفقه بیش از شش ماه) طرح دعوی کرده است بدین توضیح موکل اینجانب حسب سند ازدواج شماره... مورخ 1387/08/28 به عقد رسمی و دائمی خوانده درآمده است نظر به اینکه خوانده به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1391/12/24 موضوع کلاسه پرونده 9109975111802620 به شماره بایگانی --- محکوم به پرداخت نفقه وی و فرزند تحت حضانت وی شده است. نظر به اینکه خوانده از پرداخت نفقه موکل و فرزند تحت حضانت وی به مدت بیش از شش ماه استنکاف به عمل آورده که در تاریخ 1392/11/02 برگ جلب وی صادر شده است. لذا شرط ضمن عقد سند ازدواج تحقق یافته، تقاضای صدور حکم طلاق نموده است. در تاریخ 1393/06/08 خانم م. پ.ص. با وکالت مع الواسطه آقای ی. ف.، آقای ج. پ. را وکیل خود انتخاب کرده است. در جلسه 1393/06/09 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مشهد، وکیل خواهان مضمونا اظهار داشته خواسته به شرح مفاد دادخواست تقدیمی است زوج قانونا و شرعا مکلف به پرداخت نفقات زوجه میباشد و با عنایت به صدور دادنامه محکومیت وی از شعبه --- دادگاه خانواده مشهد و قطعیت آن و صدور اجراییه، زوج اقدامی جهت پرداخت نفقات نکرده و النهایه برگ جلب سیار وی صادر شده لذا شرط ضمن عقد سند ازدواج مبنی بر تخلف زوج و عدم پرداخت نفقه محقق گردیده تقاضای رسیدگی لازم و صدور حکم و گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با احتساب کلیه خسارات دادرسی و حقالوکاله وکیل مورد استدعاست. خوانده اظهار میدارد اگر همسرم طلاق میخواهد من مشکلی ندارم و موافق هستم در خصوص حکم جلب من اصلا اطلاعی ندارم یک فرزند 5 / 2 ساله به نام آ. دارم که دست خودم میباشد و ایشان حدود یک سال است که منزل را ترک نموده و در تمکین من نمیباشد و فرزندم را از فروردین ماه تحویل من داده است و چندین بار از وی خواستم که برگردد که متاسفانه میگوید من طلاق میخواهم. شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مشهد قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است. زوجه آقای ح. پ. را داور خود معرفی کرد. آقای م. آ. طی لایحهای مفهوما مرقوم داشته «... قصد طلاق ندارم و یک فرزند هم داریم که در نزد بنده میباشد و بخاطر فرزندم میخواهم زندگی بنمایم...» (ص 20 ). زوج در جریان رسیدگی خانم ر. ک. را وکیل خود تعیین نموده است مشاءالیه لایحهای تسلیم داشته مفهوما مرقوم داشته... حسب دادنامه شماره --- در پرونده کلاسه --- موکل اینجانب دعوی تمکین در شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی مطرح نموده است که رای آن پیوست لایحه تقدیمی است و خواهان محترم محکوم به تمکین گردیده است مضافا خواهان بنا به اظهارات موکل بیش از یک سال میباشد که در منزل پدری خود به سر میبرد و فرزند مشترک نیز نزد موکل نگهداری میشود و برخورداری از نفقه و اجرای آن منوط و مشروط به تمکین زوجه میباشد. در حالی که ترک زندگی مشترک نموده و از ادای وظایف شرعی و قانونی خود استنکاف ورزیده و شرایط برخورداری از نفقه شرعا و قانونا نیز بنا به حکم دادگاه برای وی محقق نشده است و با سوء استفاده از فرصت بوجود آمده در مرحله اجرا و عدم رعایت مفاد کل دادنامه، اقدام به پیگیری و وصول نفقه تعیین شده نموده است. با توجه به اینکه مقتضای طلاق به سبب عدم انفاق، عسر و حرج زوجه میباشد. مادامی که زوجه از حضور در منزل مستنکف بوده و در منزل پدری به سر میبرد عرفا عسر و حرج مصداق ندارد... پرداخت نفقه از سوی زوج مبین قیام شوهر به انفاق بوده و مقتضای طلاق به این سبب زایل شده است. و صراحت قانون این است که اجبار زوج به پرداخت نفقه امکانپذیر نباشد... لذا تقاضای رد دعوی مطروحه را نموده است (برگرفته از صفحات 24 و 25 ) در تاریخ 1393/10/24 وکیل خواهان مطالبی بیان داشته که ما حصل آن این است که به جهت عدم پرداخت نفقه از جانب خوانده به بیش از شش ماه حق مکتسب طلاق برای خواهان ایجاد شده مگر با اعتراض ایشان از حق خویش، و دعوی تمکین منصرف از پرونده مطروحه میباشد و تاثیری در حق ایجاد شده خواهان ندارد. حکم قطعی از دادگاه صادر و اجراء شده است. موکل حاضر است یک عدد سکه از مهریهاش را در قبال طلاق به زوج بذل نماید. جهیزیه دست موکل میباشد. یک فرزند به نام آ. چهار ساله میباشد که در حال حاضر در دست پدرش میباشد زوجه باردار نیست. وکیل زوج در مقام دفاع بیان داشته که مفهوما درج میگردد «عدم پرداخت نفقه جهت تحقق صدور طلاق به صراحت قانون موقعی است که اجبار زوج به پرداخت نفقه میسر نباشد در حالی که نفقه توسط موکل پرداخت گردیده است. بنا به اظهارات موکل یک جلسه در دادگاه شرکت و از ادامه رسیدگی پرونده (نفقه) هیچگونه اطلاعی نداشته چرا که تمام ابلاغات توسط زوجه در منزل دریافت (میشده) در حالی که موکل هیچگونه اطلاعی از آن نداشته است. موکل رای تمکین نیز ارائه داده است و پرداخت نفقه منوط به تمکین بوده ولی زوجه در منزل پدری خود به سر میبرد. لذا تقاضای رد دعوی خواهان را نموده است. زوجه اظهار داشته نفقه را دریافت نمودهام و شوهرم شش ماه محکوم شده که جمع آن یک میلیون و پانصد هزار تومان میباشد و آن را دریافت نمودهام. آقای غ. پ.ص. به عنوان داور زوج تعیین گردیده وی نظریه خود را ارائه و در نهایت جدائی و طلاق طرفین را پیشنهاد نموده است (ص 34 ) آقای ح. پ.ص. نیز به عنوان داور زوجه معرفی مشاءالیه نیز نظریه خود را ارائه و در نهایت به جدائی طرفین از یکدیگر اظهارنظر کرده است. (ص 35 ). بالاخره شعبه --- دادگاه خانواده مجتمع قضایی شهید مطهری مشهد پس از یک سلسله رسیدگی به موجب شماره دادنامه --- مورخ 1393/11/07 چنین رای صادر کرده است « بسمه تعالی: رای دادگاه: در خصوص دعوی خانم م. پ. با وکالت آقای ی. ف. به طرفیت آقای م. آ. با وکالت خانم ر. ک. به خواسته طلاق به جهت تحقق شرط ضمن عقد (عدم پرداخت نفقه بیش از شش ماه) به شرح دادخواست تقدیمی با عنایت به محتویات پرونده، نظر به اینکه وکیل خواهان جهت اثبات ادعایش به بند 1 قسمت ب شروط ضمن عقد (عدم پرداخت نفقه از ناحیه زوج) استناد نموده و این در حالی است که پس از الزام زوج از طریق دادگاه، نفقه توسط مشارالیه پرداخت گردیده است و توجها به دفاعیات موثر وکیل خوانده لذا تخلف زوج از شروط ضمن عقد جهت دادگاه محرز نمیباشد و دادگاه به استناد ماده 1257 قانون مدنی حکم به رد دعوی صادر و اعلام مینماید. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان است. » خانم م. پ.ص. با وکالت آقای ی. ف. طی دادخواست و لایحه تقدیمی نسبت به دادنامه --- یاد شده، تجدیدنظرخواهی کرده است. و خانم ر. ک. نیز لایحه خود را به وکالت از آقای م. آ. تسلیم داشته است. که شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موجب شماره دادنامه --- مورخ 1394/02/31 و به شرح مندرج در آن دادنامه بدوی را تایید و رای را قابل فرجام اعلام کرده است. این دادنامه در تاریخ 1394/03/04 به آقای ف. ابلاغ شده است مشاءالیه طی دادخواست و لایحه تقدیمی در تاریخ 1394/03/25 نسبت به دادنامه --- مورخ 1394/02/31 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، فرجامخواهی کرده است پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به شعبه --- دیوان ارجاع شده است کلیه محتویات پرونده به هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالرضا کریمی صحنه سرائی عضو ممیز و اوراق پرونده اجمالا مبنی بر فرجامخواهی خانم م. پ. با وکالت آقای ی. ف. نسبت به دادنامه --- مورخ 1394/02/31 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی مشاوره نموده چنین رای میدهد:
در مورد فرجامخواهی خانم م. پ. با وکالت آقای ی. ف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/02/31 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، با توجه به محتویات پرونده چون فرجامخواه ایراد و اعتراض موجه و موثری که مستلزم نقض رای فرجامخواسته شود ننموده و استنباط دادگاه از مدارک و دلایل موجود در پرونده خالی از اشکال است و اینکه اصول و قواعد قانون آیین دادرسی مدنی نیز رعایت شده است لذا نظر به مراتب فوق به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رای فرجامخواسته ابرام میگردد.
مستشار و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور
حسین یاوری - عبدالرضا کریمی صحنه سرائی