تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/24
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 1 - در دعاوی طلاق مطروحه از سوی زوجه ضرورت دارد مشخص شود منشا دعوا، عسر حرج زوجه یا تخلف زوج از شروط ضمن عقد است و در صورت ابهام در این خصوص، ضروریست از خواهان در این مورد تحقیق به عمل آید. 2 - در دعوای طلاق مطروحه از سوی زوجه به استناد بیماری اعصاب و روان زوج، ضروریست این بیماری در در کمیسیون پزشکی مربوطه مستقر در مرکز پزشکی قانونی محل طرح گردیده و آن مرجع این بیماری را احراز کند؛ بنابراین ارائه یک نسخه پزشکی از پزشک متخصص در امر روان پزشکی در مقرون به واقع قلمداد نمودن ادعای زوجه در این خصوص کافی نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و یکم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/24 - 14 : 22 قاضی: حیدر بحرانی قاضی: حسین یاوری
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1394/02/14 از ناحیه خانم ف. ش.ب. با وکالت آقای ر. ک. و خانم مهدیه رمضانی باغ دروازه به طرفیت آقای ح. ق. دادخواستی به خواسته طلاق به درخواست زوجه بانضمام تصویر دادنامه شماره --- صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان و استشهادیه محلی و نامه صادره از کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی مبنی بر اصرار زوجین به طلاق و نامه پزشکی قانونی و سند ازدواج و وکالت نامه تقدیم دادگستری شهرستان کرمان نموده که به شعبه --- دادگاه خانواده آن شهرستان ارجاع گردید. در دادخواست مذکور از ناحیه وکیل خواهان مطرح شده که به وکالت از خانم ف. ش.ب. به استحضار می رساند موکل به موجب سند ازدواج به شماره 2921 تنظیمی در دفترخانه شماره 10 کرمان در مورخ 90/1/8 به عقد دائم خوانده محترم درآمده است و ثمره این ازدواج یک دختر 3 ساله است متاسفانه خوانده از بدو زندگی مشترک بنا ء سوء رفتار و سوء معاشرت را پیشه کردند و بارها موکل را مورد ضرب و جرح، توهین و فحاشی قرارداده اند که گواهی پزشکی قانونی به شماره 49945 به دادنامه قطعی به شماره 930738 استشهادیه نامه مرکزمشاوره پیوست موید درادعاست و همچنین خوانده محترم به دلیل بیماری اعصاب و روان تحت درمان روان پزشک میباشد که در این خصوص تقاضای معرفی مشارالیه به پزشک قانونی وهمچنین استعلام از روان پزشک معالج میباشد. دادگاه در تاریخ 94/2/17 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و در صورتجلسه ذکر نموده که با توجه به اظهارات خواهان قرار استماع شهادت شهود را صادر و اعلام مینماید و همچنین جهت ایجاد صلح و سازش فیما بین قرار ارجاع امر به داوری صادر و اعلام میگردد که به دنبال این تصمیم دفتر را مقرر نموده که نسبت به تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ وقت رسیدگی و دعوت از شهود و معرفی داور و ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمائم به خوانده اقدام نمایند که پس از سیر مراحل مذکور در تاریخ 1394/06/29 دادگاه در وقت مقرربا حضور وکیل خواهان وخوانده اجلاس نموده وکیل خواهان اظهار داشته پیرو دادخواست تقدیمی به استحضار می رساند خواسته موکل صدور حکم بر گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق میباشدزیرا با عنایت به مدارک پیوست دادخواست ازجمله گواهی پزشکی قانونی وهمچنین شهادت شهودکه هم اکنون جهت ادای شهادت دردادگاه حاضرهستند خوانده محترم ازشروط ضمن العقد تخلف کرده ومرتکب سوء رفتار و ضرب و جرح مکرر موکل شده و بارها مشارالیه را کتک کاری کرده و با الفاظ رکیک و فحاشی موجب آزار و اذیت وی شده و بدین وسیله شروط ضمن عقد سند ازدواج را نقض نموده است لذا از محضر دادگاه استدعای صدور حکم بر مبنای دادخواست تقدیمی میباشد اضافه مینماید که خوانده محترم ظاهرا بدلیل بیماری اعصاب و روان تحت درمان روان پزشک میباشد که این امر موجب عسر و حرج موکل نیز شده است خوانده در مقام دفاع پاسخ داده که بنده مدتی پس از ازدواج دچار درگیری های خانوادگی که همگی به علت دخالت خانواده همسرم ایجاد شده بود گردیدم که تاکنون نیز همچنین ادامه دارد لذا در تاریخ 92/12/17 متوجه مطالبه مهریه از سوی همسرم گردیدم که از آن روز به بعد و با راهنمایی های وکیل محترم همسرم خانم خادمی روند تکراری که در اکثریت پرونده های سرکار خانم خادمی دیده میشود مشکلات زیادی در زندگی بنده ایجاد شد طرح چندین پرونده کیفری و حقوقی صورتجلسه های متعدد به صورتی که همسرم بنده را به دلیل اینکه برای منزل خرید کنم به خارج از منزل می فرستادند و با تماس با 110 و طرح صورتجلسه های کذب و تکراری زمینه سازی برای این پرونده می نمودند از جمله در مورد گواهی پزشک قانونی باید به اطلاع برسانم که یک شب که بنده بیرون از منزل بودم وقتی درب منزل رسیدم دیدم مامورین انتظامی در منزل میباشند و اظهار می دارند که همسر شما اطلاع داده که دزد آمده ولی ما چیزی مشاهده ننمودیم پس از رفتن مامورین همسرم به داخل منزل آمد و با جیغ و داد و فریاد کشیدن می گفت همسرم دارد مرا می زند و با 110 تماس گرفته و بنده در کلانتری اظهار داشتم که بنده هرگز ایشان را نزدم و می توانید بازدید کنید یا ما تا صبح همین جا می مانیم و فردا به اتفاق هم به پزشکی قانونی می رویم در غیر این صورت بنده فردا هیچ مسئولیتی نمی پذیرم که با وساطت مامورین ایشان به منزل (فعلی قید شده)پس از مدتی گواهی پزشکی قانونی را ارائه دادند و در دادگاه کیفری مربوطه نیز با ادای قسم بنده را محکوم نمودند با تمام تفاسیر بنده از ته دل همسرم را دوست دارم و به ایشان عشق می ورزم و حاضر نیستم به خاطر دخالت خانواده ایشان و دلایل مبهم ایشان زندگی خود و یک فرزندم دختر 3 ساله را نابود کنم دادگاه در ادامه رسیدگی به صورت علیحده از شهود تعرفه شده خواهان به شرح علیحده تحقیق و پیوست نموده (ورقه 37 الی 46 ) که اولین شاهد به نام خانم فهیمه شجاعی که خود را خواهر خواهان معرفی نموده اظهار داشته: در طول این یکی دوسال گذشته بارها شاهد فحاشی آقای ح. ق. به خواهر و پدرم و مادر و بعضا همسایه بوده ام و حتی چندین مرتبه که در داخل خانه پیش خواهرم بودم این آقا آمدند و موجب رعب و وحشت شده، فحاشی کرده و وسایل اعم از وسایل دکور و رومیزی و تلفن را شکستند و به طرف من و خواهرم حمله ور شدند و خواهرم را با چاقو تهدید کردند و وسایل را به طرف خواهرم پرتاب کردند و حدود زمستان سال 93 شیشه درب ورودی منزل را شکستند و با تکیه های شیشه به طرف خواهر و مادر من حمله ور شدند و چندین مرتبه خواهر من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و زمانی که من به خانه خواهرم رسیدم خانه را در حضور من ترک کرده و زمانی که وارد منزل شدم آثار کبودی را روی بازو و پشت سر خواهرم مشاهده کردم البته چندین مرتبه در حضور خود بنده نیز به صورت خواهر من سیلی زده و خواهرم را هل دادند ومن با چشمان خود مشاهده کردم که این آقا قرص های بیماریهای اعصاب می خوردند در طول این مدت این آقا هیچ گونه موادغذایی و پوشاکی برای همسر و فرزند خود تهیه نمی کردند و هفته ها به خانه نمی رفتند. دادگاه در ادامه رسیدگی از شهود دیگر به نام علی ر. شجاعی 49 ساله که خود را دایی خواهان معرفی نموده پس از تفهیم مورد گواهی از وی با این شرح تحقیق نموده که نامبرده اظهار نموده با نام خداوند جناب آقای قاضی اولین مطلبی را که می خواهم خدمت شما بیان کنم این مطلب است که شوهر دختر خواهر من در جایی به دختر خواهرم گفته است که من تو زندگی هیچ احساسی نسبت به تو ندارم و احساس من نسبت به تو مثل احساس به خواهرم است لذا انگیزه برای زندگی در وی وجود ندارد مشاهدات من از زندگی این دونفر این است هر وقت خانه خواهرم می رفتم و می دیدم نیست بچه ها می گفتند پیش ف. است (مخصوصا شب ها) و چند مرتبه به خواهر گفتم اگر دامادت خانه نمی آید ف. را بیاور پیش خودت می گفت ممکن است شوهرش اعلام عدم تمکین کند مشاهده بعدی من یک روز داماد خواهرم با همسر خود درگیر فیزیکی شده بود و خواهرم من رو صدا زد و پشت گردن و بازوی دخترش را نشان داد (گواهی پزشکی قانونی وجود دارد)از طرف دیگر از دادن خرجی و نفقه خودداری می کرد. شاهد دیگر به نام آقای عباس شجاعی 40 ساله که خود را دایی دیگر خواهان معرفی نموده پس از تفهیم مورد گواهی اظهارات دو شاهد قبل را تکرار نموده و آخرین شاهد به نام ثریا نیک نفس که خود را متولد 1353 و فاقد رابطه خویشی و خادم و مخدومی با طرفین معرفی نمود. پس از تفهیم مورد گواهی اظهارداشته آقای ق. از اواخر مهرماه خیلی کم به منزلشان می آمدند بعضی وقتها 2 هفته ای یک بار و خیلی وقتها ماهی دو ماهی یک بار می آمدند خانم منزل تنها بودند و توی کوچه 48 اول و آخر کوچه نگهبان گذاشته بودند اگر کسی در منزل می رفت حتی مادر و پدر خانم می رفتند و مایحتاج خانم و فرزند ایشان می آوردند اما فوری می آمدند و فحاشی می کردند که چرا در خانه من آمدند هیچ کس حق نداشت با خانم ارتباط داشته باشدحتی یک سلام خالی خود بنده یک بار توی کوچه به طور اتفاقی خانم را دیدم و احوال پرسی کوتاهی کردم آقا مدعی شد و بشدت با من برخورد کردند و تهدید کردند البته چند تااز همسایه جای دیگر را نیز تهدید کردند که متاسفانه الان مسافرت هستند نتوانستند بیایند یک بار هم دیدم که بزور خانم را مجبور به خالی کردن خانه کردن گفتم چرا اینکار را می کنید گفتند خانم باید خانه را خالی کنند و می خواهم خانه را به مستاجر بدهم همیشه وقتی آقا می آمدند 110 هم می آمدند اگر خانم برای کوچکترین کاری مثلا خرید خوراکی برای بچه از خانه بیرون می رفتند و زمانی که سرکار بودند اگر ده دقیقه دیرتر می آمدند آقا به 110 زنگ می زدند و می گفتن خانم من منزل نیست و چند روزی از ایشان خبر ندارم می آمدند توی کوچه سر و صدا می کردند شیشه می شکستند حتی دوربین خانه همسایه هم این مسائل را ضبط کرده است. دادگاه بدنبال قرار ارجاع امر به داوری در تاریخ 94/2/17 به شرح گذشته و معرفی داوران و تفهیم موارد داوری به آنان به ترتیب آقای مهدشریف زاده به عنوان داور خواهان در تاریخ 94/7/12 و آقای علی ر. پور اکبری به عنوان داور خوانده در تاریخ 94/7/27 طی نظریه کتبی (اوراق 57 و 58 ) اعلام داشتند که موفقیتی در اصلاح ذات البین کسب ننمودهاند که بدنبال نظریه داوران در تاریخ 94/8/9 دادگاه در وقت نظارت پرونده را تحت نظر قرارداده و طی صورتجلسه ای اعلام نموده که از بررسی سوابق ملاحظه میشود خواهان نوع طلاق را انتخاب ننموده مع الوصف بدین منظور دفتر را مقرر نموده که خواهان دعوت بحضور گردد. و در ادامه رسیدگی خواهان طی لایحه ای که در تاریخ 94/8/10 ثبت و ضبط در پرونده گردیده اعلام نموده اینجانب ف. ش.ب. خواهان پرونده کلاسه --- با موضوع صدور حکم مبنی بر طلاق از تعداد 1364 عدد سکه کامل بهار آزادی به عنوان مهریه تعداد 164 عدد سکه را در قبال طلاق بذل می نمایم استدعای صدور حکم شایسته است که پس از لایحه مذکور دادگاه بدون اجرای دستور مورخه 94/8/9 در تاریخ 94/8/10 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده پس از بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رای نموده و با پذیرش دعوی خواهان در رای صادره به شماره 9409973411501223 با این شرح که به حکایت پرونده پیوست، خانم ف. ش.ب. باتقدیم دادخواستی به طرفیت آقای محمد ر. قلیزاده (که اسم خوانده در دادنامه اشتباها قید شده) و با ادعای اینکه همسرش سوء رفتار دارد صدور حکم طلاق را خواستار گردیده. از آنجایی که از رهگذر اظهارات شهود و مفاد دادنامه شماره --- صادره از شعبه محترم --- جزایی مورد ادعایی خواهان محرز و بالنتیجه تحقیق بند ب و شق 3 از جمله شرایط ضمن العقد محقق و ثابت است، لهذا توجها به مفاد تصویر سند نکاحیه پیوست دادخواست که حکایت از وجود علقه زوجیت بین طرفین مبنی بر عقد نکاح دائم دارم و اینکه مساعی داوران در جهت اصلاح ذات البین و رفع شقاق موثر واقع نگردیده حکم بر احراز شرط اعمال وکالت در طلاق صادر و به تجویز مواد 4 - 26 - 27 - 31 و 33 قانون حمایت خانواده و مادتین 1119 و 1120 قانون مدنی به زوجه اجازه داده میشود ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه و قطعی یا قطعیت دادنامه صادره به یکی از دفاتر رسمی مربوطه مراجعه و با استفاده از وکالت مفوضه و بذل و قبول بذل 164 قطعه سکه از مهریه شخصا یا با توکیل غیر نسبت به ایقاع و ثبت طلاق اقدام و اسناد و دفاتر مربوطه را اصالتا از طرف خود و وکالتا از طرف خوانده امضا نماید. ماهیت طلاق با توجه به اعلام زوجه دائر به بذل به میزان مورد اشاره خلعیست، استعلام از وضعیت شرعی زوجه و رعایت مفاد مواد 1134 و 1140 و 1141 و 1142 قانون مدنی و ماده 31 قانون حمایت خانواده و اخذ گواهی پزشکی به منظور احراز وجود یا عدم وجود جنین به عهده سردفتر مجری صیغه طلاق میباشد. حضانت فرزند به اعتبار سن با مادر و پدر «ضمن داشتن حق ملاقات در روز جمعه هر هفته از ساعت 9 به مدت 10 ساعت»; موظف است نفقه او را پرداخت نماید اقدام نموده که پس از صدور رای مذکور و ابلاغ به طرفین، خوانده دعوی با وکالت آقای ع. ح. با تقدیم دادخواستی در تاریخ 93/9/10 نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده و وکیل مذکور در لایحه پیوست دادخواست تجدیدنظر خواهی مطرح نموده.»; به نظر میرسد که ایرادات اساسی ذیل به رای صادره وارد است 1 - در باب اظهارات شهود و مطلعین فارغ از اینکه نامبردگان ارتباط نسبی نزدیکی با تجدیدنظر خوانده داشته اند به نظر میرسد که اظهارات آنان موثر در مقام نمیباشد زیرا که نامبردگان در محاکم مختلف کیفری و حقوقی متعدد حاضر و همین اظهارات را بیان و در پاره ای از دادگاهها اعلام نمودهاند که مفاد شهادت را شنیده اند و در پاره ای از دادگاهها ادعای رویت نمودهاند که تعارض در شهادت مسلم و چنین شهادتی غیر مستند میباشد 2 - در باب رای صادره از شعبه --- جزایی نیز باید گفت فارغ از اینکه رای مزبور بر اساس قسامه صادر شده و قسامه برای پرداخت دیه در موارد لوث است و حجیت کیفری ندارد اثبات کننده جرم عمدی به معنای حقیقی نیست، باعث تحقق شرایط ضمن العقد نیز نمی گردد زیرا که ملاک سوء رفتار مستمر زوج است و با یک بار این شرط محقق نمی گردد علی هذا با توجه به مراتب مذکور و اصرار موکل بر ادامه زندگی و آمادگی نامبرده به سپردن هرگونه تضمینی که دادگاه محترم صلاح بداند درخواست تعیین جلسه رسیدگی به استماع اظهارات طرفین ودر نهایت صدور حکم وفق مقررات قانونی مورد استدعاست »; در ادامه روند پرونده پس از ابلاغ دادخواست مذکور و ضمائم به تجدیدنظرخوانده و وصول لایحه دفاعی از وکیل تجدیدنظرخوانده با این شرح که «اعتراض فاقد دلیل و مستند قانونی است که بتواند اساس حکم صادره را متزلزل نماید زیرا دادنامه اصداری بر وفق قانون و شرایط ضمن عقد و تخلف تجدیدنظر خواه از شرایط مذکور صادر شده و استدلال همکار محترم که مستند حکم دادنامه صادره از شعبه --- جزایی بوده که صرفا براساس شهادت شهود صادر شده نمی تواند ناقض دادنامه معترض عنه باشد زیرا سوء رفتار تجدیدنظرخواه محترم براساس گواهی پزشکی قانونی که مثبت سوء رفتار میباشد و هم بر مبنای شهادت شهود که موید بدرفتاری و کتکاری موکل به دفعات میباشد در آن محکمه محترم ثابت شده است و با احراز شروط ضمن العقد دادگاه محترم اقدام به صدور دادنامه مبنی بر طلاق نموده است و شهود در آن محکمه شهادت و گواهی داده اند که زوج محترم بارها تجدیدنظر خوانده را مورد ضرب و جرح قرار داده و مدت زیادی موکل را در منزل تنها رها کرده و ظاهرا در نقطه و مکان دیگری به گفته موکل زندگی مجردی داشته و به دفعات موجبات رعب و وحشت موکل را ایجاد کرده و با تخریب شیشه های منزل و داد و فریاد و آبرو ریزی موجبات هتک حرمت و آسایش موکل را فراهم نموده است وابستگی نسبی و سببی شهود از موجبات جرح شاهد نبوده و قانون حاکم فعلی این اجازه را داده است که شهود با سوگند به ساحت خداوند متعال بتوانند گواهی دهند فلذا اعتراض تجدیدنظرخواه محترم فاقد وجاهت قانونی بوده از محضر قضات معظم و محترم تجدیدنظر استدعای تایید دادنامه معترض عنه را دارد النهایه پرونده به محاکم تجدیدنظر استان کرمان ارسال و به شعبه دهم ارجاع میگردد و جهت رسیدگی به موضوع از طرفین دعوت به عمل می آورد در این راستا دادگاه در تاریخ 1395/01/23 در وقت مقرر با حضور طرفین و وکلای آنان جلسه را تشکیل داده و وکیل تجدیدنظرخواه اظهار داشته دفاعیاتم به شرح لوایح تقدیمی در تجدیدنظرخواهی است و وکیل تجدیدنظرخوانده اظهار نموده در دفاع از موکل به استحضار می رساند هر چند دیه متعلقه بر مبنای قسامه صادر و تجدیدنظرخواه محکوم به پرداخت آن شده اما با عنایت به اسناد و مدارک تقدیمی و مضبوط در پرونده سوء رفتار مشارالیه در محاکم مختلف با شهادت شهود به اثبات رسیده و شهود به طور جازم شهادت و گواهی داده اند که نامبرده به دفعات مرتکب فحاشی، توهین، کتکاری و تخریب شده و موجبات عسر و حرج موکل را فراهم نموده است ضمن اینکه وابستگی نسبی و سببی شهود نمی تواند از جهات رد شاهد وارد باشد مضافا بر اینکه تعداد زیادی از گواهان از همسایه ها بودند نه از بستگان و این خود دلیل بر صلاحیت و راستی شهود میباشد در هر حال به نظر میرسد که تجدیدنظرخواه محترم حاضر به طلاق همسرشان میباشند زیرا در محکم متعدد اعلام کرده اند که مهریه خود را به طور کامل ببخشد تا حاضر به طلاق شودند لذا به جهت اجتناب از اطاله دادرسی و جلوگیری از هرگونه تشنج و درگیری احتمالی در آینده حاضر به توافق می باشم در عین حال اضافه مینماید که مشارالیه محترم ظاهرا دارای بیماری عصبی میباشند که هم اکنون تحت درمان و مداوا هستند در مقابل وکیل تجدیدنظرخواه اظهار داشته موکل نه تنها در هیچ محکمه ای اظهار تمایل به طلاق ننموده است بلکه همواره و مصرا قصد ادامه زندگی مشترک را داشته است و اکنون نیز تمایلی به قطع رابطه زناشویی ندارد اما در باب عرایض همکار محترم نیز باستحضار می رساند که اولا شهود که شهادت آنان مستند قرار گرفته است هیچ کدام به صراحت به ضرب و شتم و غیره شهادت نداده اند بلکه همگی از قول خود تجدیدنظرخوانده اعلام شهادت کرده اند و به ویژه دایی تجدیدنظرخوانده که به پیوست اظهارات ایشان هر چند که در پرونده منعکس است تقدیم میگرددو یه نظر میرسد چنین شهادتی نمی تواند مستند قرار گیرد علی هذا تنها مستند باقی مانده برای تجدیدنظرخوانده تنها ضرب و جرحی است که از موارد لوث بوده و با قسامه ثابت شده است و بر فرض قبول آن نیز استمرار نداشته است که موجبات عسر و حرج را فراهم آورد و راجع به بیماری که به موکل نسبت داده شده است نیز اعلام می کنم که بیماری ایشان کولیت روده میباشد و کولیت روده در هیچ کجای قانون از موارد عسر و حرج زوجه شمرده نشده وراه درمان آن نیز نمی تواند موجبات عسر و حرج را پدید آورد و در صورت هرگونه شک و تردید در این باب موکل آماده مراجعه به هر مرجع پزشکی که دادگاه محترم صلاح بداند میباشد در ادامه رسیدگی وکیل تجدیدنظرخوانده اظهار داشته تجدیدنظرخواه محترم ظاهرا تحت درمان بدلیل بیماری اعصاب بوده و پزشک معالج ایشان هم جناب دکتر غفاری میباشد که گواهی و نسخه ها قبلا تقدیم شده است در صورت شک در مورد دادگاه محترم میتوانند از جناب دکتر غفاری یا پزشکی قانونی استعلام لازم را انجام دهند ضمن اینکه ظاهرا به گفته موکل چندین نفر در خانواده تجدیدنظرخواه محترم به این بیماری اعصاب مبتلا میباشند اضافه می نمایم که شهود با قاطعیت شهادت داده اند استدعا دارد در صورت لزوم مجددا شهود احضار و قرار لازم صادر تا در محضر آن دادگاه محترم ادای گواهی نمایند علیهذا سوء رفتار مشارالیه کاملا اثبات و موید عسر و حرج موکل و فقط به قصد ایذاء و آزار موکل موجبات اطاله دادرسی را فراهم می نمایند استدعای تایید دادنامه معترض عنه را دارد در نهایت وکیل تجدیدنظرخواه جهت سازش تقاضای مهلت ده روزه نماید که مورد موافقت وکیل تجدیدنظرخوانده قرار میگیرد و دادگاه در این راستا پرونده زا مقید به وقت احتیاطی مینماید که در تاریخ 95/1/24 لایحه ای از ناحیه خانم ف. شجاعی به عنوان تجدیدنظرخوانده تقدیم دادگاه میشود (ورقه 98 ) که در آن اعلام داشته با توجه به اینکه آقای ق. قصد اطاله دادرسی را دارند اینجانب هیچ گونه توافقی با نامبرده نداشته و از آن مقام محترم استدعا دارد نسبت به ادامه رسیدگی و صدور حکم شایسته بذل عنایت فرمایند که دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 95/1/24 دادنامه شماره --- -* 75 دادنامه معترض عنه را عینا تایید مینماید که پس از ابلاغ به طرفین از ناحیه تجدیدنظر خواه در تاریخ 95/3/1 با تقدیم دادخواستی فرجام خواهی میشود که با انجام تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال که در تاریخ 95/4/9 به این شعبه ارجاع میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حیدر بحرانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- -* 75 مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
با التفات به محتویات پرونده دادنامه مورد فرجام از جهاتی مخدوش به نظر میرسد اولا درخواست طلاق حسب ادعای زوجه از دو منظر طرح گردیده از حیث عسر و حرج و تخلف از شروط ضمن عقد نکاح که این نکته ابهاماتی برای دادگاه بدوی ایجاد کرده که آن دادگاه طی صورتجلسه ای در مورخه 94/8/9 (ورقه 59 پرونده) جهت رفع این مقوله از خواهان دعوت به عمل آورده ولی در مراحل بعدی رسیدگی این دستور مورد غفلت واقع و توجهی به آن نشده و با وجود این اشکال شکلی درماهیت امر اظهار نظر نموده لذا ضرورتا می بایست- در این قبیل موارد منشاء طلاق مشخص شود که ناشی از عسر و حرج یا تخلف از شروط ضمن عقد میباشد زیرا بر هر کدام از این عناوین بنا به نظریه واضعین قانون آثار متفاوتی مترتب است که میتواند در اظهار نظر راجع به طلاق موثر باشد ثانیا ادعای زوجه مبنی بر سوء رفتار ومعاشرت زوج که بنا به مواد قانونی استمرارآن وعرفا با توجه به وضعیت زوجه غیرقابل تحمل بودن لازمه تحقق آن تلقی گردیده مستندات ابرازی ازناحیه مدعی دراثبات مانحن فیه کافی نمیباشد ولزوما میبایست انجام تحقیقات محلی از مطلعین و شمار بیشتری ازهمسایگان محل سکونت زوجین به عمل آید ثالثا: بیماری اعصاب و روان مطروحه منتسب به زوج منوط به طرح آن در کمیسیون پزشکی مربوطه مستقر در مرکز پزشکی قانونی محل و احراز آن از ناحیه آن مرجع میباشد و ارائه یک نسخه پزشکی از دکتر متخصص در امر روان پزشکی در اثبات تام موضوع و در مقرون واقع قلمداد نمودن ما نحن فیه کافی نمیباشد بنابراین فرجام خواهی فرجام خواه وارد تشخیص با استناد به بند 3 و 5 از ماده 371 قانون آیین ددرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و مستندا به بند الف ماده 401 و بند الف ماده 405 از قانون مرقوم پرونده به همان دادگاه صادر کننده رای ارجاع که با انجام اقداماات مقتضی مبادرت به صدور رای می نمایند.
ح. یاوری حیدر بحرانی رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور