تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه ولی قهری از جانب ورثه صغیرخواستار قصاص باشد، منوط کردن اجرای حکم قصاص به پرداخت سهم دیه صغار از سوی ورثه کبیر، فاقد وجاهت قانونی است.
در تاریخ 1392/05/08 از کلانتری شهرستان پ. به دادستان محترم شهرستان پ. گزارش میدهد بر اینکه ساعت 6 : 45 تاریخ مذکور (کشف جسد متوفی به نام ف.) اکیپ گشت خودرو از طریق مرکز پیام شهرستان از کشف یک جسد مطلع بلافاصله اکیپ گشت به سرپرستی استوار ص. و مامورین همراه به محل واقع در حدود 15 کیلومتری غ. کلانتری مشاهده میگردد در داخل یک حلقه تلمبه متعلق به الف. بهوسیله چراغقوه جنازهای مشاهده کرد که در عمق چاه در حدود 15 متری عمق چاه افتاده... جنازه متعلق به ف. است که سه روز پیش از منزل خارج و مراجعت ننموده.... جسد از چاه بیرون آورده شد که جسد بهصورت عریان و آثار ضرب و شتم و جراحات در اعضاء مختلف بدن مشاهده میگردد که جهت سیر مراحل قانونی تحویل سردخانه گردید..... پرونده به قاضی آقای ن. جانشین بازپرس ارجاع میشود. جانشین محترم، بازپرس پرونده را به جهت تحقیقات و بررسیهای اولیه و لازم به پلیس آگاهی اعاده میکند. بازپرس از فردی به نام ب. چنین سوال میکند هر آنچه در خصوص تبادل پیامک با گوشی مقتول که در ید احتمالا قاتلین هست انجام دادهاید توضیح دهید؟ ج: در ساعت 4 : 30 صبح متوجه شدم که گوشی مقتول روشن است به او زنگ زدم ولی کسی جواب تلفن نداد ولی به تبع آن یک پیام با این مضمون که نرسیده به س. چاهی هست. یک اطاق کنار آن چاه هست به اسم ع. پسر شما را توی آن چاه انداختند، به دستم رسید. به دنبال آن پیام، بنده طی یک پیام خودم را بهعنوان پسرعموی مقتول معرفی کرده و از شخصی ناشناس خواستم که تنها با اینجانب اطلاعات و پیام ردّ و بدل کند که بعدازآن یک پیام دیگر از گوشی مقتول توسط شخصی ناشناس فرستاده شد که مضمون آن این بود (بله ماشین پ. پشت پاساژ کنار در حیاط گذاشتند و سوئیچ را گذاشتند داخل چرخ جلو بعد طی یک پیام دیگر از او آمد که اسم پاساژ را به بنده اعلام کند که او پیام داد مجتمع تجاری اول پ. (سومین پیام) بعد از او پرسیدم چه کسانی او را توی چاه انداختند و مشکلشان سر چه بود که شخصی ناشناس پیام داد خودم هم نمیدانم. شما اهل کجایید؟ (چهارمین پیام) از او پرسیدم که چه نسبتی با ف. دارید؟ به او قول دادم که محرمانه باشد که او پیام داد یک سال است با او رابطه دارم از او باردار هستم. سه شب پیش با او قرار گذاشتم با هم رفتیم بیرون. ششمین پیام را داد و گفت او مرده است خدا رحمتش کند تا پیام نهم به او پیام دادم که ف. توی چاه مرده؟ تا دوازده پیام داد با کلنگ زدنش ف. پدر مقتول در نیروی انتظامی در تاریخ 1392/05/08 بهوسیله پیام که بهوسیله گوشی مقتول برقرار میکند. خانم مقتول پیام میدهد صاحب گوشی کجاست که جواب نمیدهد. او جواب میدهد که کشتن به خدا کشتن، اطلاعات گشت خانم مقتول تماس میگیرد آن شخص که خانمی بوده است جواب میدهد کشتن که همسر مقتول سوال میکند کجاست و او در پاسخ میگوید نمیخواهم بگویم. بعدا خانم مقتول به سراغ من آمد و قضیه را برای من تعریف کرد بعدا همان لحظه خودم تماس گرفتم و آن خانم جواب داد کشتند و در حال گریه کردن بود. من به او گفتم کجا بیایم جنازهاش را تحویل بگیرم؟ او گفت بیش از این نمیتوانم صحبت کنم من گوشی را به پسرم دادم پسرم به آن خانم گفت کجا بیایم تحویل بگیرم؟ و همان جوابی را که به من داد به پسرم هم گفت و گوشی را قطع کرد. تا دیشب 1392/05/07 ساعت 3 بامداد گوشی روشن شد با همان خط به گوشی خواهر مقتول در عمارت پیام داده بود: نرسیده به س. چاهی هست یک اطاق کنار آن چاه هست پسر شما را توی آن چاه انداختند. پلیس آگاهی شهرستان پ. اقدامات و تحقیقات لازم را انجام داد و در تاریخ 1392/05/13 گزارش اقدامات انجامشده را به دادگستری شهرستان پ. تقدیم نموده که ضمیمه پرونده است (صفحه 42 پرونده). در تاریخ 11392/05/08 ی. در نیروی انتظامی، پیشینه کیفری خودش را چنین بیان میکند: یکبار به اتهام ایجاد مزاحمت روانه زندان شدم. س: برابر تحقیقات بهعملآمده شما متهم هستید به قتل مرحوم ف. چه میگویید؟ جواب حدود پنج ماه پیش شخصی که خود را ف. معرفی کرده با بنده تماس گرفته و اظهار داشت که میخواهم با شما دوست شوم من مجرد هستم.... گفت خوشم از شما میآید میخواهم با شما عمل لواط انجام دهم، به کسی هم نمیگویم. بنده هم موافقت کردم. نزدیک درخت کفپوش ماشین را درآورد به عنوان زیرانداز انداخت و مرتکب عمل شنیع لواط با بنده شد.... بعد از پشت سر با سنگ بزرگ به سرش کوبیدم افتاد بعدازآن مجددا دو الی سه سنگ دیگر به سر وی زدم دادوفریاد میکشید. چاه آبی که نزدیک درخت بود حدودا پنج الی شش متر بوده است وی را کشیدم و داخل چاه آب انداختم و لباسهایش داخل اتاقک مانده بود. سریعا محل را ترک کردم و ماشینش را آوردم پشت مجتمع تجاری پ. پارک نمودم و حاضرم صحنه قتل را دقیقا بازسازی کنم. ی. در دادسرا در حضور آقای بازپرس پس از تفهیم اتهام و شرح جریان به اینکه او با من لواط کرد.... گفت دوباره میخواهم با تو لواط انجام بدهم. من هم از روی عصبانیت موقع نشستن خودش از پشت سر با سنگ زدم توی سرش. بعد افتاد صدا زد گفت کی به من زد تو بودی؟ گفتم آره من بودم گفت چرا زدی گفتم آبرویم را بردی. شمارهام را پخش کردی این کار را هم با من انجام دادی بعد همینجوری ادامه میداد میگفت این کار را دیگر با تو نمیکنم. من گفتم نه دیگه گذشته آبرویم را بردی، زدن را ادامه دادم بعد نفسهای آخرش بود، انداختمش توی چاه لباسهایش را هم انداختم داخل اتاق کنار چاه بعد کفی ماشین را که میانداخت زیرش انداختم توی ماشین و ماشین را آوردم. خطاب به متهم: حسب اقرار خودتان متهم هستید به قتل عمدی مرحوم ف. از خود دفاع کنید. ج: دفاعی نداشتم، مزاحمم شده است. با او این کار را کردم به خاطر حفظ آبرو شخصی دیگری با من نبوده و تنها بودم. بازپرس، پرونده را به نیروی انتظامی عودت داده و دستورات قضایی را صادر کرده است. نیروی انتظامی او را به پزشک معتمد معرفی کرده پزشک جواب داده است طبق معاینه بهعملآمده از ناحیه مقعد، هیچگونه خراشیدگی و یا علائمی که دال بر دخول جسم سخت یا لواط باشد مشهود نیست. درنهایت پس از انجام بررسیها، تحقیقات و بازجوییهای لازم جانشین محترم بازپرس برای آقای ی. به علت ارتکاب قتل عمدی مرحوم ف. قرار مجرمیت صادر کرده که با موافقت دادستان پ. مواجه شده است. سپس دادستان کیفرخواست صادر و از دادگاه تقاضای مجازات قانونی و شرعی نموده است در تاریخ 1393/10/13 در وقت مقرر دادگاه کیفری استان شعبه اول تشکیل و پرونده مربوطه را تحت نظر قرار داده، نماینده محترم دادستان حاضر است. متهم ی. تحتالحفظ حاضر بوده و وکیل ش. حاضر است. پدر و مادر مقتول (اولیاء دم) حضور دارند. وکیل اولیاء دم حاضر است. وکیل دیگر ایشان غایب است. دادگاه خطاب به نماینده محترم دادستان چنانچه دفاعی از کیفرخواست دارید بیان کنید. ج: اظهار داشت اینجانب به شرح کیفرخواست صادره و محتویات پرونده خواستار مجازات قانونی متهم هستم دادگاه خطاب به ف. شکایت خود را بیان کنید؟ ج: شکایت خود را به وکیل خود واگذار میکنم. اینجانب تقاضای قصاص متهم حاضر به دلیل قتل عمدی فرزندم را دارم. دادگاه خطاب به خانم مادر مقتول: شکایت خود را بیان کنید. ج: شکایت و شرح آن را به وکیلم واگذار میکنم و به دلیل قتل عمدی فرزندم از متهم حاضر ی. پ. شاکی هستم و تقاضای قصاص وی را دارم. دادگاه خطاب به وکیل اولیاء دم مطالب خود را بیان کنید. ج: وکیل ابتدا از دادگاه میخواهد که شما از اولیاء دم بخواهید قاتل را عفو کنند دادگاه خطاب به اولیاء دم شما خواستار مجازات برای متهم به قتل هستید یا گذشت میکنید؟ ج: تقاضای قصاص داریم. دادگاه خطاب به پدر مقتول آیا مقتول فرزند هم دارد ؟ ج: یک دختر ششساله و یک پسر چهارساله دارد. س: شما بهعنوان ولی قهری صغار مقتول، از جانب آنها چه شکایتی دارید؟ ج: به ولایت از فرزندان صغیر مقتول خواستار قصاص متهم به قتل هستم. س: اجرای حکم قصاص منوط و موکول است به پرداخت سهم دیه صغار مقتول. آیا حاضرید پرداخت نمایید؟ ج: بلی حاضرم پرداخت نمایم. وکیل اولیاء دم اصالتا و ولایتا علیه متهم ی. به اتهام قتل عمدی با نیت قبلی مرحوم ف. شاکی و از دادگاه تقاضای رسیدگی و صدور حکم قصاص دارم... متهم در مراحل مختلف بازجویی اعم از کلانتری، آگاهی ویژه استان و همچنین نزد بازپرس محترم بهصراحت اقرار به قتل فرزند موکل مینماید..... علاوه بر اقرار و صورتجلسات بازپرسی و مامورین انتظامی گواهی رسمی پزشکی قانونی نیز دلالت بر قتل بهوسیله ضربهمغزی و عوارض ناشی از آنکه این نیز اقرار مقرون بهواقع متهم را به اثبات میرساند. دادگاه خطاب به متهم ی.پ.: آیا سابقه کیفری دارید؟ ج: بله سابقه کیفری ایجاد مزاحمت دارم. دادگاه خطاب به متهم: متهمید به ارتکاب یک فقره قتل عمدی ف.، از خود دفاع کنید. متهم پسازآنکه موضوع ارتباطش را همانطوری که در بازپرسی و نیروی انتظامی گفته، شرح داد پسازآنکه با من عمل بد را انجام داد، با او بحث کردم او را هل دادم افتاد زمین یک تکه سنگ برداشتم از پشت به سر او زدم. بعد بلند شد، نشست و میگفت که اشتباه کردم ببخش و یک حرفهای عربی میگفت و من نمیدانستم چه میگوید و یک سنگ دیگر به پشت سر او زدم و او همچنان حرف میزد و میگفت نزن. بلند شد آمد طرف من، گیج بود. دوباره یک سنگ برداشتم زدم توی پیشانی او. چهار تا سنگ که زدم افتاد و چیزی نگفت و من از ترس او را کشیدم طرف چاه و کنار چاه او را انداختم و رفت توی چاه و وسایل او را جمع کردم و لباسهایش را ریختم داخل اتاقک که آنجا بود و وسایل او را گذاشتم داخل ماشین و ماشین را بردم گذاشتم پشت پاساژ.... دادگاه خطاب به متهم: شما چرا بعد از اولین مزاحمت از سوی مقتول شکایت نکردی؟ ج: نخواستم خانوادهام بفهمند آن لحظه این چیزها به فکر آدم نمیرسد. س: آیا مقتول با شما لواط کرد؟ ج: خواست لواط کند ولی من نگذاشتم. س: چرا فرار نکردی ؟ ج: اگر فرار میکردم شاید الان بهجای او من مرده بودم. س: آیا مقتول با شما درگیر شد؟ ج: خیر نگذاشتم. میخواست اقدام به لواط کند، من گفتم نمیگذارم و با سنگ او را زدم. دادگاه خطاب به وکیل متهم. چنانچه در مقام دفاع از موکل، مطلبی دارید بیان کنید؟ ج: وکیل توضیحاتی میدهد... و سپس اضافه میکند... مقتول لباس موکل را باز کرده و اجبار و تهدید به انجام لواط را نموده است. موکل جهت دور کردن مقتول که در آن لحظه اراده آزادی نداشته، فقط جهت جلوگیری از تجاوز لواط از خود دفاع کرده و با سنگ به مقتول زده است. چونکه اگر قصد قتل داشت از قبل موکل وسیله قتل را تهیه میکرد... نهایتا دادگاه خطاب به متهم بهعنوان آخرین دفاع هر مطلبی دارید، بیان کنید. ج: چیزی است که شده از اولیاء دم تقاضای بخشش دارم. دادگاه پس از شور بهاتفاق آراء ختم رسیدگی را اعلام و به شرح آتی مبادرت به انشاء رای شماره --- مورخ 1393/10/16 مینماید. حسب کیفرخواست شماره 337 مورخ 1392/12/13 دادسرای عمومی و انقلاب حوزه قضایی پ. با وکالت تسخیری خانم ش. متهم است به ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرحوم ف. به شرح منعکس در پرونده. بدین نحو که متهم اظهار میدارد و ف. به وی تلفن زده و اظهار داشته است که میخواهد با وی دوست باشد، چند بار هم با وی ملاقات کرده است. تا زمان وقوع قتل ضمن ملاقات با مرحوم، حسب اظهارات متهم به خارج از روستا رفته و پس از حرف اظهار میدارد که مرحوم آماده شد، به من پیشنهاد لواط کرد و دخول هم صورت نگرفت. و بار دوم که خواست دخول کند، او را هل دادم و از پشت با سنگ به سرش زدم و گیج شد و مجددا از ناحیه پیشانی با سنگ به وی زدم و جسدش را کشیدم و انداختم تو چاه... لذا بنا بهمراتب مذکور با توجه گزارش کشف جسد و تحقیقات معموله گزارشهای به پیوست ردیابی و شناسایی متهم اقاریر صریح متهم گواهی پزشکی قانونی مویدا به صحت اظهارات متهم در خصوص نحوه ارتکاب قتل و آلت بهکاررفته قتاله بازسازی صحنه قتل مدافعات بیوجه وکیل مدافع شکایت اولیاء دم که خواستار قصاص هستند. همچنین عدم دفاع موثر در مقام وکیل متهم و سایر قرائت و امارات موجود و منعکس در پرونده بزه انتسابی به متهم ثابت و محرز است دادگاه مستندا به بند الف ماده 290 و 381 و 354 قانون مجازات اسلامی حکم به قصاص نفس متهم صادر و اعلام مینماید. اجرای حکم قصاص موکول و منوط به پرداخت سهم صغار از سوی ورثه کبیر است پس از ابلاغ دادنامه به طرفین ش. به وکالت از محکومعلیه ی. به دادنامه صادره اعتراض نموده است و نیز از طرف اولیاء دم به آن قسمت از دادنامه که اجرای حکم قصاص منوط به پرداخت سهم صغار از ناحیه دیگر اولیاء دم نموده، اعتراض کرده که جهت رسیدگی به اعتراض پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت پرونده در دبیرخانه به شعبه... ارجاع شده است. عمده مطلبی که وکیل محکومعلیه متذکر شده، این است که موکل جهت رفع تجاوز و اینکه اراده آزاد نداشته و به علت اختلال در اراده و فقد ادراک بدون قصد فعلی را برخلاف تمایل خود انجام داده است. بنابراین رکن معنوی جرم در پرونده وجود ندارد و وکیل اولیاء دم که اعتراض کرده خلاصهاش این است که... که فرق است بین ولی قهری با قیم زیرا در اینجا ولی قهری صغار پدربزرگ پدریشان میباشد که همانند پدر صغار دارای اختیار است، خصوصا اینکه بعضی از مراجع اجرای حکم قصاص از جانب پدر و جد پدری را بدون پرداخت صغار جایز میدانند... لایحه اعتراضیه در هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عباسعلی علیزاده عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیو سالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر درخواست صدور حکم وفق مقررات قانونی را دارد در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/11/19 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد.
با توجه به گزارش فوقالذکر، نظر به اینکه دادنامه مذکور مستند و قانونی و شرعی اصدار یافته و اوراق و محتویات و اقدامات انجامشده حاکی از صحت و درستی صدور دادنامه میباشد. بهویژه با توجه به اقرار صریح محکومعلیه و بازسازی صحنه قتل و مدافعات بلا وجه و بدون دلیل نامبرده همه آنها دلالت بر صحت و درستی دادنامه مذکور دارد. النهایه اعتراض دو وکیل اولیاء دم ذیل دادنامه مبنی بر اجرای حکم قصاص موکول و منوط به پرداخت سهم صغار از سوی ورثه کبیر بوده، وارد است زیرا در این پرونده، ولی قهری از طرف خودش و ورثه صغیر تقاضای اجرای قصاص نموده است. مطابق مجموعه بخشنامه قوه قضائیه ( 1381 - 1368 ) برابر نامههای شماره 1/76385 مورخ 1379/12/20 و 1/79759 مورخ 1380/02/30 به شرح زیر به قوه قضاییه ابلاغ گردید. ((از مجموع ادله ولایت اولیاء صغیر و مجنون چنین استفاده میشود که جعل ولایت برای آنان از طرف شارع مقدس به خاطر مصلحت مولیعلیه است. بنابراین در مسئله موردبحث که اولیاء دم، صغیر و مجنون میباشند، ولی شرعی آنان باید باملاحظه مصلحت و غبطه آنان اقدام کند و انتخاب او نسبت به قصاص یا دیه یا عفو مع العوض یا بلاعوض نافذ بوده، بدیهی است که تشخیص مصلحت صغیر و مجنون باملاحظه همه جوانب و ازجمله نزدیک یا دور بودن او از سن بلوغ صورت گیرد)). علیهذا با توجه به شرح فوقالذکر و فتوای رهبری و به استناد ماده 354 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 اعتراض وکیل اولیاء دم را نسبت به ذیل دادنامه وارد دانسته است و با حذف جمله (اجرای حکم قصاص موکول و منوط به پرداخت سهم صغار از سوی ورثه کبیر است...) به استناد ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فوقالذکر تایید و ابرام میشود.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار
علی بابایی- عباسعلی علیزاده