پیام: اگر زوج دارای اختلال عمده روان پزشکی با علایم خلقی و روان پریشی باشد سبب دشواری در فرایند زندگی مشترک و مخاطرات جانی و روانی برای زوجه بوده و موجبات الزام زوج به طلاق را فراهم می آورد.
خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1400/03/13 اقای ج. ا. د. به وکالت از طرف خانم ف. ا. حاجی محله فرزند ا. دادخواستی به خواسته طلاق به طرفیت اقای ا. س. فرزند م. به دادگاه عمومی (حقوقی) شهرستان نکا تقدیم کرده و اظهار داشته است.موکله به موجب سند ازدواج پیوستی به عقد نکاح دایم خوانده درآمده که حاصل زندگی مشترک یک فرزند 6 ساله به نام م. میباشد. و حسب اظهار موکل پس از زندگی مشترک خوانده با سوی رفتار و حس بدبینی نسبت به موکل عرصه زندگی را بر وی تنگ نموده به طوری که در سال 94 به لحاظ اختلاف فی مابین یا طرح دعوی از سوی موکل با وساطت اقوام پس از تعهد کتبی از سوی خوانده موکل به زندگی برگشته ولی نامبرده به رفتار خویش ادامه داده و با اختلال خلقی و رفتار نامناسب و تهمت به موکل مجددا در سال 96 موکل را از منزل بیرون کرد و مجددا موکل به خاطر فرزندش به زندگی برگشته و نام برده در سال 97 نیز به رفتارهای گذشته ادامه داده و زندگی را برای موکل غیرممکن ساخته است.به موجب نظر پزشکی قانونی که در پرونده تمکین به شماره 990307 نامبرده دارای اختلال خلقی به همراه روان پریشی بوده که موجب مخاطرات جان و روان برای موکل میگردد. و در تربیت فرزند نیز موثر میباشند لذا صدور حکم شایسته به شرح متون خواسته مورد استدعا است.پرونده در شعبه اول دادگاه عمومی (حقوقی) مطرح شده است. پس از تعیین وقت و دعوت طرفین اقای م. ع. ج. خانه با ارایه وکالت نامه خود را به وکالت از طرف خوانده به دادگاه معرفی کرده و در لایحه تقدیمی مطالبی در خصوص اهمیت خانواده و خطرات و اسیب های ناشی از طلاق بیان کرده و ادعای عسر و حرج خواهان را بلا دلیل دانسته و خواستار اتخاذ تصمیم شایسته شده است. در تاریخ 1400/03/04 جلسه دادگاه با حضور طرفین و وکلای ان ها تشکیل شده است. دادگاه پس از استماع اظهارات انان قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است.اقای ج. ا. حاجی * فرزند ا. به عنوان داور زوجه و اقای س. ح. م. فرزند س. ه. به عنوان داور زوج معرفی شده اند اقای ج. ا. حاج محله داور زوج با اعلام میسر نشدن سازش بین زوجین، طلاق و جدایی را تنها راه باقی مانده دانسته است. (برگ 29 پرونده) لکن اقای س. ح. م. در لایحه تقدیمی اعلام داشته است.که زوج میلی به جدا شدن ندارد. و مشکل خاصی وجود ندارد. که قابل حل نباشد. و با جدایی زوجین اینده فرزند مشترک تباه خواهد شد لذا جدایی انان به صلاح نیست و ادامه زندگی مشترک امکان پذیر است. (برگ 32 پرونده). دادگاه قرار استماع شهادت شهود خواهان را صادر و سابقه مراجعه اقای ا. س. در اردیبهشت سال 1398 را از * استعلام کرده است.که تصویر اوراق پرونده درمانی مشارالیه که ظاهرا مربوط به بریدگی انگشت شست و ساعد دست راست وی در تاریخ 98/2/28 بوده واصل و ضمیمه پرونده شده است. در تاریخ 1400/05/04 دادگاه از اقایان ج. ا. حاجی م. متولد سال 1368 و م. ا. حاجی محله متولد سال 1369 فرزندان ا. به عنوان گواهان خواهان تحقیق کرده که در مورد بدرفتاری زوج نسبت به زوجه شهادت داده اند توضیح این که گواهان مذکور برادران زوجه میباشند در جلسه اخیر وکیل خواهان اظهار داشته است.گواهان شهادت دادند پاسخ استعلام از بیمارستان واصل شد و تعهدنامه تقدیم دادگاه گردید.نظریه پزشکی قانونی در پرونده تمکین 990307 همین دادگاه امده است.که زوج مشکل روحی و روانی دارد. و صدور حکم به شرح دادخواست مورد تقاضاست. خوانده اظهار داشته است.در خصوص پاسخ بیمارستان من پارسال به بیمارستان رفتم و بابت اسیب دستم بود که با شیشه بریده شد اما شکستگی شیشه بابت درگیری با فرزندم نبود بابت توپ بازی با فرزندم بود که شیشه شکست و دستم را برید. در خصوص تعهدنامه این تعهدنامه مربوط به سال ها قبل است.و به خواسته بزرگ ترها این تعهد را دادم چون زن و بچه ام را دوست داشتم. وکیل خوانده اظهار داشته است.هر دو گواه برادران خواهان هستند که همسران خود را طلاق داده اند و طلاق همسران نشان می دهد که شهادت ان ها از عدالت خارج است.موکل هیچ مشکل روحی و روانی ندارد. تقاضا داریم اگر لازم باشد. موکل مجددا به پزشکی قانونی معرفی شود. دادگاه در همین جلسه پرونده استنادی 9900307 شعبه اول حقوقی * را ملاحظه و مطالب ان را در صورت جلسه درج کرده است.که حکایت از این دارد. که اقای ا. س. فرزند م. با وکالت خانم ث. ص. دادخواستی به طرفیت خانم ف. ا. ح. محله با وکالت اقای ج. ا. د. به خواسته الزام خوانده به تمکین مطرح و اظهار نموده که زوج بدون عذر شرعی از انجام تکالیف قانونی خود امتناع و منزل مشترک را ترک کرده است.و علی رغم درخواست های مکرر و وساطت بستگان و ارسال اظهارنامه حاضر به تمکین نیست. در برابر این ادعا خوانده بیان نمود من حاضرم با شوهرم زندگی کنم ولی وی مشکل روحی و روانی دارد. و سال هاست که مریض است.حتی در سال 1394 در * بستری بود. بارها نسبت به من سوی رفتار داشته تعهد داد که پیگیر درمانش شود. ولی داروهایش را مصرف نمی کند یک بار نصف شب زیر گلویم چاقو گذاشت در مراسم فوت مادرش جلوی همه به من تهمت زد که با دیگران ارتباط دارم. من برای تمکین امنیت جانی و روانی ندارم. … بنابر مراتب و بررسی ادعای زوجه، خواهان به پزشکی قانونی معرفی و اختلال خلقی همراه با علایم روان پریشی زوج به نحوی که مخاطرات جانی و روانی برای زوجه به همراه داشته باشد. در 2 مرحله مورد تایید پزشک قانونی و کمیسیون پزشکی قانونی استان مازندران قرار گرفته است.و پس از ابلاغ به وکیل خواهان نیز ایراد موثری نسبت به این نظریات اعلام ننموده است.لذا با توجه به بیماری روحی و روانی که در خواهان مستقر است.حضور زوجین با یکدیگر در منزل مشترک میتواند برای زوجه مخاطراتی را به همراه داشته باشد. و خوف ضرر جانی و روحی و روانی برای زن دور از ذهن نیست و نهایتا دادگاه به موجب دادنامه شماره --- حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرده و اعتراض خواهان به موجب دادنامه شماره --- رد و دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید شده است. پس از ملاحظه پرونده استنادی مذکور دادگاه با اعلام ختم رسیدگی اقدام به صدور رای شماره --- - 1400/05/13 نموده که به موجب ان سوی رفتار زوج نسبت به زوجه و توهین و افترا نسبت به زوجه و اختلال عمده روانی زوج احراز و ادامه زندگی مشترک به لحاظ سوی رفتار زوج نسبت به زوجه و توهین و فحاشی و افترا و اختلالات عمده روان پزشکی زوج با علایم خلقی و روان پریشی موجب عسروحرج زوجه دانسته شده و مستندا به ماده 1113 قانون مدنی ناظر بر مواد 1133 و 1136 و 1139 و 1140 و 1143 و 1144 و 1145 و 1146 قانون مذکور و مواد 29 و 33 و 35 و 37 و 38 قانون حمایت خانواده حکم به الزام خوانده به طلاق صادر و مقرر شده که در صورت امتناع زوج از اجرای احکام طلاق سردفتر به نمایندگی از دادگاه نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید. نگهداری و حضانت فرزند مشترک زوجین به نام م. 6 ساله به مادر واگذار و حق ملاقات برای پدر ساعت 17 روز پنجشنبه لغایت ساعت 15 روز جمعه هر هفته تعیین شده است. در رای اضافه شده است.در خصوص حقوق مالی زوجه و نفقه فرزند مشترک با توجه این که زوجه در جلسه مورخ 1400/03/04 اعلام کرده که جداگانه اقدام کرده و در این پرونده ادعایی ندارد. و جهیزیه نیز در اختیار اوست دادگاه مواجه با تکلیف نیست لیکن زوجه در قبال طلاق 20 سکه از مهریه خود را به زوج بذل نموده لذا بعد از اجرای طلاق زوج نسبت به این قسمت از مهریه بری الذمه است.طلاق از نوع خلع و باین است.و زوجه مکلف به نگهداشتن عده به مدت سه طهر از زمان اجرای صیغه طلاق میباشد. و ارایه گواهی پزشک ذیصلاح در مورد وجود یا عدم جنین برای ثبت طلاق الزامی است. تجدیدنظرخواهی اقای ا. س. نسبت به رای مذکور به موجب دادنامه شماره --- - 1400/06/28 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان مازندران رد و ضمن توضیح این که زوجه 70 عدد سکه بهار ازادی بابت مهریه در قبال اجرای صیغه طلاق به زوج بذل نموده رای تجدیدنظر خواسته با اصلاح به عمل امده تایید و ضمنا در اجرای تبصره یک ماده 33 قانون حمایت خانواده به سردفتر در اجرای صیغه طلاق در صورت امتناع زوج نمایندگی داده شده است. پس از ابلاغ دادنامه اقای م. ع. ج. به وکالت از طرف زوج در مهلت مقرر قانونی به استناد بندهای الف و ج و ه ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به ان فرجام خواهی کرده و در دادخواست فرجامی به طور خلاصه مطالبی در مورد اهمیت خانواده و اسیب های ناشی از طلاق بیان کرده است.سپس اظهار داشته است.به موجب مواد 1121 و 1125 و 1207 و 1211 قانون مدنی اگر زوج بعد از عقد دچار جنون و بیماری روانی اعم از دایمی و ادواری شده این امر موجب فسخ نکاح خواهد بود بنابراین درخواست طلاق به موجب عقد نامه که اصالت ان مورد تردید میباشد. مغایر با مواد قانونی یاد شده میباشد. زیرا چنانچه افراد در حکم دیوانه یا بیمار روانی در حال فقدان شعور و اراده اعمال حقوقی انجام دهند به جهت فقدان قصد عمل حقوقی ان ها باطل است.لذا دعوی به شکل قانونی مطرح نشده است. در ادامه دادخواست به عدالت گواهان زوجه خدشه وارد شده و نیز اضافه شده که موکل مدعی است.که هیچ گونه مشکل روحی و روانی و یا اختلالات مربوط به ان را ندارد. و تقاضای معرفی به پزشکی قانونی جهت بررسی و صحت این موضوع را دارد. پس از انجام تکالیف دفتری و رفع نقص و تبادل لوایح و وصول لایحه اقای ج. ا. د. وکیل فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه چهلم ارجاع شده که مورد بررسی قرار گرفت و لوایح وکیل های طرفین هنگام شور قرائت خواهد شد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. خ. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ی. ی. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر دادنامه فرجام خواسته، با توجه به محتویات پرونده، نظریه پزشکی قانونی، گواهی گواهان و بذل قسمت اعظم از حقوق مالی زوجه به زوج در قبال صدور حکم طلاق و احراز عسر و حرج زوجه، مطابق قانون صادر و به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی عقیده به تایید رای فرجام خواسته دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 1400/06/28 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
با توجه به محتویات پرونده و ازجمله نظریه شماره 200/99 /ک/ 13 - 99/6/23 کمیسیون روان پزشکی اداره کل پزشکی قانونی استان مازندران که به حکایت ان اقای ا. س. مبتلا به اختلال عمده روان پزشکی با علایم خلقی و روان پریشی میباشد. که سبب دشواری در فرایند زندگی مشترک و مخاطرات جانی و روانی برای زوجه میشود. دادنامه فرجام خواسته در مورد الزام فرجام خواه به طلاق همسرش (خانم ف. ا. حاجی محله) با شرایط تعیین شده برابر قانون صادر شده و مغایرتی با موازین شرعی و مقررات قانونی ندارد. و فرجام خواهی وکیل مشارالیه به نحوی نیست که نقض ان را ایجاب نماید. لذا با رد فرجام خواهی وی مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته ابرام و پرونده به دادگاه صادرکننده رای اعاده میشود. / ل- 1401/04/11
شعبه چهلم دیوان عالی کشور
رییس: ع. خ. عضو معاون: س. ع.