شرط اقرار مستند حکم

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/17
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: اقراری می‌تواند مستند حکم محکومیت متهم قرار گیرد که اکثریت قضات صادر کننده رای، شخصا آن را استماع نموده باشند.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- حسب محتویات پرونده در تاریخ 1390/11/21 گزارش یک فقره قتل در حوزه بخش ل. پلیس اعلام می‌گردد و مامورین با حضور در محل ملاحظه می نمایند که یک مرد حدود 25 ساله که در ناحیه سینه ضربات چاقو به سینه وی وارد شده روی زمین افتاده است و از کارت بانکی وی که در جیب وی بوده مشخص می‌گردد م. نام دارد. از شخصی به نام الف. که شماره تلفن همراه وی در گوشی مقتول ذخیره بوده به عنوان مطلع تحقیق شده و اعلام کرده که مقتول با کسی مشکل خاصی نداشته ولی در مورد خانواده اش احساس نارضایتی داشت از اشخاص دیگری به نام د. که از دوستان و همکاران مقتول بوده اند تحقیق که اعلام کرده اند اطلاع ندارند که مقتول با شخص خاصی مشکلی داشته باشد (ص 3 تا 15 ) مامورین اعلام داشته اند که از مقتول یک دستگاه لپ تاب و گوشی همراه و یک سیم کارت به سرقت رفته است ( 22 ) اولیاء دم مقتول طی شرحی اعلام داشته اند که مقتول در شب جنایت قصد عزیمت به س. را داشته که در بین راه هدف یک زورگیری شده و به قتل رسیده است... به وکالت از والدین و اولیاء دم مقتول وارد پرونده شده است. از شخصی به نام ص. در نزد بازپرس تحقیق شده که اظهار داشته شخصی به نام م. با ارسال پیامک به تلفن همراه من اعلام داشته که بچه محلت را کشتن با 5 ضربه چاقو نوبت شما هم می‌رسد. ولی من این شخص را نمی شناسم (ص 33 و 38 ) از م. تحقیق گردیده که حدود یک ماه الی 50 روز است که سیم کارت خود را به همراه گوشی گم کرده ام و مقتول م. را نمی شناسم (ص 41 )سیم کارت متعلق به مقتول در جلوی راه‌ پله حیاط مقتول پیدا شده است. بازپرس دستور صادر کرده که شماره تلفن های مقتول مورد بررسی قرار گرفته و مشخص گردد که چه کسی با این شماره ها تماس گرفته و مشخص شده است که چند شماره تماس های زیادی با مقتول داشته اند که مالکان دو سیم کارت با اسامی د. و ی. تحقیق شده که اعلام کرده اند به علت دوستی و همکاری با مقتول تماس داشته اند(ص 106 تا 109 ) در تاریخ 1391/02/04 از پدر مقتول تحقیق شده و اظهار داشته است که تحقیق کرده اند و مشخص شده که مقتول از یک نفر تقاضای کمک کرده و آن ت. بوده و ت. احضار شده است. مخابرات نیز اعلام داشته که بعد از فوت مقتول چند سیم کارت به مالکیت افرادی به اسامی ص.، ف.، د.، س و پ. بوده اند(ص 162 و 163 ) ت. در نزد بازپرس اظهار داشته که شب در مسیر جاده خلوت حرکت می کردم از مسیر که می آمدم احساس کردم که یک چیزی از کنار جاده بیرون می آید جایی بود که نیزار بود یک دفعه آمد بالای جاده دست بلند کرد گفت بایست و من ترسیدم پشت فرمان مجدد نشستم و رفتم و من دنبال آقای ح. رفته بودم. (ص 170 )د. اظهار داشته که سیم کارت برای پسرش خریده ولی مشخصات من به عنوان مالک قید شده بود و الان مدت 6 الی 7 ماه است که سیم کارت مذکور در اختیار برادرم ع. است و شغل برادر من رانندگی با اتومبیل پراید مشکی است (ص 174 ) از ع. نیز در تاریخ 1391/02/12 تحقیق شده و اظهار داشته که نمی داند که چه کسی با من دشمنی داشته است سیم کارت مرا روی گوشی سرقتی گذاشته است و در ادامه اعلام کرده من به اتفاق ف. و ش. با خودروی پراید خودم در حدود 9 الی 10 ماه پیش ساعت 9/5 الی 10 شب از الف. یک نفر مسافر برای ب. سوار کردم گوشی سامسونگ وی را سرقت کردم و نامبرده را در نزدیکی پل م. پیاده کردیم ولی آن شخص ع. نبوده و نمی دانم چه کسی او را به قتل رسانده است و من م. را نمی شناسم. (ص 175 تا 177 ) متهم دارای دو فقره سابقه در مورد رابطه نامشروع و سرقت و زورگیری بوده (ص 178 ) و در دادسرا نزد بازپرس نیز اتهام قتل را انکار کرده است (ص 182 تا 185 ). در بازجویی مجدد در آگاهی اظهار داشته که من با ف. و ش.، ع. را که می خواست به... برود با پراید خودم سوار کردیم ف. راننده بود من بغل دست راننده و ش. در صندلی پشت ماشین نشسته بود. م. را سوار کردیم ش. با چاقو مقتول را تهدید کرد و به وی گفت پول هایت را بده و م. از جیب خود 60 ، 70 هزار تومان پول اسکناس به من داد و من ده هزار تومان برای کرایه به او دادم برادر کوچک ف. به نام م. هم در پشت صندلی ماشین بود و به طرف جاده کمربندی الف. دور زدیم. ش. و م. به زور لپ تاب را می خواستند از ع. بگیرند مقتول مقاومت می کرد من به ف. گفتم ولش کن من می گفتم این کار را نکنید در دست من چاقو بود ش.چاقو را از دستم گرفت ش. و م. می خواستند چاقو را از دست مقتول بگیرند یک ضربه چاقو به بغل کتف راست وی اصابت کرد. ش. چند ضربه به صورت م. مشت زد. ش. چاقو را که از دست م. گرفته بود یک ضربه به پشت وی زد و پس از آنکه لپ تاپ را سرقت کردیم وی را پیاده کردیم و مقتول پشت ماشین می دوید که ما رفتیم لپ تاپ و گوشی در دست ف. می‌باشند(ص 188 و 189 ). متهم در دادسرا و در نزد معاون دادستان موضوع را قدری تغییر بیان کرده و اعلام داشته من چاقو را به سمت او (مقتول) گرفتم تا لپ تاپ را بدهد مقتول چاقو را از دست من گرفت می کشید در این کشاکش چاقو به سینه او اصابت کرد، ش. با چاقو بند لپ تاپ را پاره کرد و گرفت و یک ضربه با چاقو به پشت مقتول زد ایستادیم مقتول را پیاده کردیم حرکت که کردیم او ستون ماشین را گرفته و رها نمی کرد و دنبال ماشین می دوید و رفتیم منزل ف. که یک گوشی چینی معمولی و ده هزار تومان به من دادند و گوشی دیگر و لپ تاپ و بقیه پول را خودشان بردند. ف. و م. اصلا ضربه ای به مقتول نزدند ش. به سر و صورت مقتول می زد تا لپ تاپ را بگیرد و من یک ضربه با چاقو به بازوی سمت چپ مقتول زدم که بعد از اصابت چاقو به سینه بود که من به بازوی وی ضربه زدم بعدا ش. به پشت مقتول با چاقو ضربه زد. من راست دست هستم از صندلی جلو که نشسته بودم به مقتول که روی صندلی عقب بود یک ضربه به بازوی چپ او زدم. (ص 190 تا 193 ) با دستگیری ش.ف. و ف. گفت بمان این پسره را سوار کنیم و در بین راه ع. یک دفعه چاقو را در آورد یکی به پای پسره زد گفت هر چه داری بده به من. خودش را برعکس کرد به سمت پشت یکی به پای او زد دقیقا نمی دانم. ع. به ف. گفت برویم داخل کمربندی و گفت پول و گوشی را که گرفتم لپ تاپ را هم باید بگیرم، ع. یکی با زیر چاقو زد به سر پسره و با زیر دست چاقو به سر پسره زد سر پسره خون آمد در کمربندی پسره لپ تاپ را گذاشت زیر پایش ماشین ایستاد اول ع. پیاده شد م. وسط صندلی من کنار م. نشسته بودم سمت راننده پسره سمت راست ما نشسته بود کنار درب. ع. در را باز کرد و لپ تاپ را گرفت ع. بند کیف لپ تاپ را پاره کرد ع. او را هل داد گفت حرکت کنیم. پسره پرید داخل ماشین گفت لپ تاب را بده صورت او خونی بود لپ تاب را هم پسره و هم ع. می کشیدند و چون ع. دید لپ تاب را نمی دهد از پشت چاقو را به پشت پسره زد من اصلا به اونزدم دو تا گوشی بود ع. گرفت ده هزار تومان ع. به من داد(ص 197 تا 199 ). ف. ح. ز. نیز اظهار داشته که ماشین مال ع. بود و من راننده بودم ما چهار نفر بودیم و سر فلکه ک. یارو (مرحوم م) بود ع. گفت به عنوان مسافر سوارش کردیم ع. جلو نشسته بود ش. وسط و م. سمت راننده نشسته بود و آن آقا سمت شاگرد پشت صندلی کنار در نشسته بود در راه پسره داد و بیداد می کرد ع. دو کشیده به پسره زد و پسره گفت هر چه پول همراه من است بگیرید و مرا ول کنید و ع. پول را از جیب پسره در آورد. در راه پسره می خواست به چند نفر که کنار جاده بودند علامت بدهد که ع. بلند شد هشت، ده تا به پسره زد ش. هم به او زد پسره سرش را خم کرد آنها به سرش می زدند و بعد ایستادیم ع. پیاده شد پسره را پآیین آورد ده قدم او را به عقب برد او را می کشید به عقب می برد پسره از دست ع. در رفت و به سمت ماشین آمد و به ماشین آویزان شد ع. به پشت او چاقو زد دست ش. یک چاقو کوچک بود اما زده باشد یا نه نمی دانم ع. چاقو بزرگ داشت که داخل ماشین پسره چاقو نخورده بود و بیرون که رفت چاقو خورده بود(ص 200 تا 202 ). متهم در تاریخ 1391/02/13 در نزد مامورین اقدامات مجرمانه خود را مجددا تشریح کرده است(ص 224 و 225 ) در ادامه افرادی با اسامی ط. و دیگران از متهمین به اتهام سرقت مسلحانه توام با اذیت و آزار شکایت نموده‌اند و ع. به ارتکاب سرقت از متهمین در نزد بازپرس اقرار نموده است پزشکی قانونی علت مرگ را خون ریزی داخلی و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده تعیین کرده است.(ص 271 و 272 )پزشکی قانونی در پاسخ به سوالات بازپرس اعلام داشته که از روی شکل جراحات وارده نمی توان تعداد آلات جرح را مشخص نمود و موضوع نیازمند تحقیقات قضایی می‌باشد و علت تامه مرگ بریدگی روی شانه چپ است که به درون سینه راه پیدا کرده و باعث بریدگی ریه و خون ریزی شدید داخلی شده می‌باشد(ص 294 )متهم در آخرین دفاع در نزد بازپرس برخلاف اظهارات قبلی خود اعلام کرده که من راننده بودم ش. چاقو را در آورده به پهلوی او (مرحوم م) گذاشت ف. گفت دور بزن اگر دور نزنی تو را چاقو می زنم. دور زدیم ف. و ش. او را زدند من ترمز کردم پیاده شدند بعد از ده دقیقه آمدند داخل ماشین رفتیم من نمی دانستم او مرده(ص 298 )در مورد متهمین ع، ش، ف.م. قرار مجرمیت صادر شده و در کیفرخواست اتهام آنها مشارکت در سرقت مقرون به آزار نسبت به ط. و دیگران و مرحوم م. و آدم ربایی مرحوم م. با وسیله نقلیه توام با آزار و ضرب و جرح که منجر به قتل گردیده همچنین متهم ردیف اول (ع.ر.ت) ارتکاب قتل عمدی مرحوم م. با ضربات چاقو اعلام شده است.(ص 312 ) براساس تصمیم اکثریت اعضاء شعبه دوم دادگاه کیفری استان م. پرونده در مورد سه نفر متهم دیگر به جز ع. تفکیک شده و دادگاه خود را صالح به رسیدگی ندانسته است(ص 315 ). در تاریخ 1392/01/31 جلسه دادگاه با حضور نماینده دادستان و متهم و وکیل مدافع تسخیری وی و اولیاءدم مقتول تشکیل گردیده پس از بیان اظهارات نماینده دادستان و شکایت اولیاءدم مقتول متهم صراحتا اظهار داشته که قتل عمدی را قبول دارم و شرکت در سرقت اموال مقتول و دو نفر دیگر و شرکت در آدم ربایی را قبول دارم(ص 379 ). ولی در ادامه اعلام کرده که من راننده بودم و ف. و م. و ش. مقتول را از ماشین بیرون کشیدند و بعد از ده دقیقه یا یک ربع برگشتند و من بعدا فهمیدم که چاقو خورده است و دست من چاقو نبود و در پاسخ به سوال دادگاه مجددا اظهار داشته که من زمین خوردم و مقتول را کشیدم مقتول افتاد رویم و چاقو رفت به پشت مقتول و ف. به من گفت قتل را گردن بگیر و من گردن گرفتم. پس از استماع اظهارات وکیل مدافع متهم و بررسی لایحه وی و این که درخواست استماع اظهارات سایر متهمین شده دادگاه وقت رسیدگی مجدد تعیین نموده و اظهارات آن ها نیز اخذ شده است و متهم ع. اظهارات سایر متهمین را قبول نکرده و اظهار داشته که من راننده بوده ام و دست آن سه نفر چاقو بوده و متهم اظهار داشته است که آدم ربایی و سرقت را قبول دارم ولی قتل را قبول ندارم. وکیل مدافع متهم نیز اتهام قتل عمدی را متوجه موکل خود ندانسته و درخواست صدور رای برائت موکل خود را از اتهام قتل عمدی نموده است و سپس دادگاه با صدور دادنامه شماره --- - 1392/07/08 متهم را از حیث قتل عمدی مرحوم م. به قصاص نفس محکوم نموده و در مورد اتهام آدم ربایی وی را به تحمل پانزده سال حبس و به اتهام سرقت مقرون به آزار علاوه به رد مال مسروقه به تحمل ده سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم گردیده است. وکیل مدافع محکوم علیه اولا- اقاریر اولیه محکوم علیه را به علت ترس دانسته و تحقیقات را نیز ناقص دانسته و با اعتراض و تجدیدنظرخواهی وی پرونده به این مرجع ارسال شده است. هیات شعبه در تاریخ فوق تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محمد بارانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای علیرضا رحمانی دادیار دیوان عالی کشور مبنی بر این که با توجه به محتویات پرونده تقاضای صدور رای شرعی و قانونی دارم مشاوره نموده چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

دادگاه برای صدور حکم و از جهت ادله اثباتی به مواد 160 ، 164 ، 168 ، 171 ، 172 قانون مجازات اسلامی که عموما مربوط به اقرار متهم در جلسه دادگاه بوده است استناد نموده است ولی ملاحظه می‌گردد که در جلسه مورخه 1392/01/31 دادگاه که محکوم علیه صراحتا اقرار به ارتکاب قتل عمدی نموده اعضای شعبه به جز ریاست دادگاه در جلسه بعد دادگاه که محکوم علیه اقراری ننموده است، تغییر پیدا کرده اند. دادگاه علی رغم این که قرائن و امارات قضایی برای حصول علم متعارف هم وجود داشته ولی بدون استناد به علم، فقط به اقرار وی استناد نموده است که چون این موضوع در مغایرت صریح با تبصره ماده 59 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری بوده است و اکثریت قضات صادرکننده رای خود اقرار متهم را استماع ننموده‌اند و از این جهت دادنامه صادره واجد اشکال است. در اجرای بند 4 قسمت ب ماده 265 قانون مذکور با نقض دادنامه صادره رسیدگی مجدد به موضوع را به شعبه هم عرض محول می‌نماید، لازم به ذکر است که دادگاه در جریان رسیدگی قطع نظر از انکار بعد از اقرار وفق ماده 194 قانون مذکور ادله دیگر را مورد بررسی و رسیدگی قرار داده است. نکته دیگری که باید متذکر شد این است که تصمیم دادگاه به تفکیک سه نفر متهم دیگر که به اتهام مشارکت در آدم ربایی شده و سرقت توام با اذیت و آزار به همراه متهم برای آنها کیفرخواست صادر شده بود، برخلاف نص صریح ماده 56 قانون مذکور بوده و نتیجه این اقدام این شده که محکوم علیه در این پرونده به اتهام مشارکت در آدم ربایی محکوم گردیده است و حضور وی به همراه سه نفر متهم دیگر در مورد آدم ربایی محرز داشته شده است، ولی در دادنامه --- - 1392/03/05 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی سایر متهمین از این اتهام برائت حاصل کرده اند.

رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار

نبی‌اله راجی- محمد بارانی

منبع