امضا چک از جانب وکیل بدون معرفی وی به عنوان شخص دارنده حق امضا به بانک

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/12
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: صرف داشتن وکالت برای امضای اسناد مالی،بدون معرفی امضاءوکیل به عنوان یکی ازاشخاص دارنده حق امضاءبه بانک،مانع از تحقق عناصر و ارکان بزه جعل در چک نیست.

رای دادگاه بدوی

در خصوص اتهام 1 ) ع. ج. (فاقد تامین کیفری) با وکالت آقای ن. ر. وکیل قوه قضائیه و 2 ) خانم ه. الف.الف. (...)، ردیف اول دائر به جعل سند عادی و استفاده از آن و ردیف دوم دائر به معاونت در جعل سند عادی و استفاده از آن راجع به سه فقره چک بانک... شعبه هویزه کد...خیابان س. به شماره‌های... الی... موضوع شکایت آقایان م. د. و م. ز. با وکالت آقای ع. ر. و خانم ز. ن. وکلای دادگستری که منجر به صدور کیفرخواست شماره 2548 مورخ 1393/05/21 از سوی دادسرای ناحیه 5 تهران شده است و اجمالا با این توضیح که علیرغم اینکه چک‌های مذکور متعلق به شرکت ه. (سهامی خاص) با مدیریت متهم ردیف دوم بوده و تنها دارنده حق امضا در بانک محال‌علیه نیز فقط خود متهم ردیف دوم بوده، مع‌الوصف نامبرده با سوءنیت چک‌ها را در اختیار متهم ردیف اول که همسرش بوده قرارداده و مشارالیه نیز با جعل امضا منتسب به ردیف دوم درآن‌ها، اقدام به صدور چک در وجه شخص ثالث (آقای م. ح.) نموده سپس چک‌ها به واسطه نامبرده در اختیار شاکیان قرار گرفته و با ارائه آن‌ها به بانک محال‌علیه به دلیل مغایرت امضا و عدم موجودی در حساب منجر به صدور گواهی عدم پرداخت شده است دادگاه بنا به مراتب و با توجه به شکایت شاکیان و مفاد کیفرخواست صادره از سوی دادسرا و ملاحظه تصویر چک‌ها و گواهی‌های عدم پرداخت بانک محال‌علیه، و اظهارات مطلعین و نظریه کارشناس رسمی دادگستری در رشته خط و امضا و دفاعیات غیرموجه و متعارض اولیه متهم ردیف اول در دادسرا و مرجع انتظامی بدین ترتیب که بدوا در مرجع انتظامی به شرح برگ 19 پرونده اعلام نموده که چک با امضا خانم بنده به عنوان مدیر عامل شرکت صادر شده سپس در دادسرا به شرح برگ 31 پرونده اظهار داشته که من چک را امضا ننمودم اما پس از اظهارنظر کارشناس خط و امضا مبنی بر عدم مطابقت امضا چک با امضا خانم ه. الف.الف.، دیگر از حضور در دادسرا امتناع نموده و وکیل مدافع وی در دفاع اعلام نموده که موکل وی جهت امضا چک و اسناد مالی از صاحب حساب (خانم ه. الف.الف.) وکالت داشته است اما به عقیده دادگاه این دفاع موجه نیست و صرف وکالت داشتن برای امضا اسناد مالی، مانع از تحقق عناصر و ارکان بزه جعل در چک نمی‌شود زیرا در باب چک و نحوه صدور آن مقررات ویژه‌ای حاکم است که فقط شخصی که در بانک محال‌علیه دارای حق امضا است می‌تواند اقدام به امضا و صدور چک نماید، و اعطاء وکالت از سوی دارنده حق امضا به اشخاص دیگر، تغییری در این شرایط ایجاد نمی‌کند مگر اینکه امضا وکیل نیز به عنوان یکی از اشخاص دارنده حق امضا به بانک معرفی شود که درمانحن فیه چنین امری اتفاق نیفتاده است و از طرفی منحصر بودن حق امضا چک به دارنده حق امضا در بانک محال‌علیه، امری است متعارف و علی‌الاصول کلیه دارندگان دسته چک و حساب جاری از آن مطلعند و با این وصف، امضا نمودن چک توسط شخصی که به عنوان دارنده حق امضا به بانک معرفی نشده، تقلب بوده و قلب واقعیت(جعل) محسوب می‌شود علیهذا و با توجه به سابقه کیفری متهم ردیف اول و سایر قرائن موجود در پرونده و اینکه هیچ یک از متهمان علیرغم ابلاغ قانونی در دادگاه حضور نیافته و فقط وکیل مدافع ردیف اول به ارسال لایحه دفاعیه اکتفاء نموده است لذا بزهکاری هر دو متهم از حیث بزه‌های انتسابی محرز است و مستندا به ماده 536 قانون مجازات اسلامی کتاب تعزیرات 1375 و مواد 19 و 126 و 127 قانون مجازات اسلامی 1392 متهم ردیف اول را به تحمل دو فقره دو سال حبس تعزیری درجه 6 که فقط یک فقره از آن‌ها قابلیت اجراء دارد و متهم ردیف دوم را به تحمل دو فقره شش ماه حبس تعزیری درجه 7 که فقط یک فقره قابلیت اجراء دارد محکوم می‌نماید و به استناد ماده 221 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 215 قانون مجازات اسلامی پس از قطعیت رای، امضا مجعول از چک‌های موضوع شکایت محو و چک‌ها به امضا صاحب حساب برسد اما در خصوص اعتراض آقای ع. ر. وکیل دادگستری به وکالت از آقایان م. د. و م. ز. نسبت به آن قسمت از قرار منع تعقیب صادره از سوی شعبه --- بازپرسی دادسرای ناحیه 5 تهران در پرونده کلاسه --- که به موجب آن در مورد شکایت نامبرده علیه آقای ع. ج. دائر به کلاهبرداری و علیه خانم ه. الف.الف. دائر به معاونت در کلاهبرداری به دلیل عدم تحقق شرایط و ارکان بزه موصوف نسبت به نامبردگان قرار منع تعقیب صادر گردیده و نیز در خصوص اعتراض معترض نامبرده به وکالت از آقای ح. نسبت به قسمت دیگر از قرار منع تعقیب مذکور که به موجب آن در مورد شکایت وی علیه 1 - آقای ا. م. دائر به جعل سند عادی برگ درخواست وجه به مبلغ دو میلیارد ریال و 2 - ع. ج. 3 - ه. الف.الف. 4 - ن. ر. دائر به استفاده از سند مجعول مذکور با ارائه آن به شعبه --- دادگاه حقوقی تهران به دلیل عدم احراز وقوع بزه‌های مذکور و غیرثابت تشخیص دادن آن‌ها قرار منع تعقیب صادر شده است، نظر به اینکه معترض نامبرده در مقام اعتراض دلیل موجهی که موجب نقض قرار معترض‌عنه گردد ارائه ننموده است و قرار موصوف با توجه به دلایل مطروحه در آن، منطبق بر موازین قانونی است لذا اعتراض وی غیرموجه بوده و مستندا به بند ن ماده سه اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب رای به رد آن صادر و اعلام می‌نماید رای صادره در مورد رد اعتراض به قرار منع تعقیب قطعی است و در مورد محکومیت متهمان غیرقطعی و نسبت به متهم ردیف اول حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران و در مورد متهم ردیف دوم غیابی و ظرف 10 روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه سپس به مدت بیست روز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.

محسن پورعبداله رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران

رای دادگاه بدوی

رای تصحیحی

دادگاه با بررسی محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رای می‌نماید. رای دادگاه پیرو دادنامه شماره --- مورخ 1393/09/12 صادره از این دادگاه راجع به اتهام 1 )آقای ع. ج. و 2 )خانم ه. الف.الف.، به ترتیب به مباشرت در جعل و استفاده از سند مجعول و معاونت درجعل و استفاده از سند مجعول موضوع شکایت آقایان م. د. و م. ز.، نظر به اینکه مطابق اوراق و محتویات پرونده، شماره چک‌های مجعول موضوع شکایت آقای م. ز. سهوا در ردیف اسناد مجعول قید نگردیده است لذا بدینوسیله و مستندا به ماده 309 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن تصحیح دادنامه مذکور دو فقره چک به شماره‌های... و... هر دو از حساب جاری شماره... بانک... شعبه هویزه موضوع شکایت آقای م. ز. را به چک‌های مجعول مذکور در دادنامه موصوف اضافه می‌نماید رای صادره تصحیحی و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است و تسلیم رونوشت رای اصلاحی بدون رونوشت رای تصحیحی ممنوع است.

محسن پورعبداله - رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران

رای دادگاه بدوی

در خصوص واخواهی آقای ن. ر. به وکالت از خانم ه. الف.الف. نسبت به دادنامه غیابی 999 مورخ 1393/09/12 صادره از این دادگاه که به موجب آن موکل وی به اتهام معاونت در جعل سند عادی و استفاده از آن موضوع شکایت آقایان م. ا. و م. ز. به تحمل دو فقره شش ماه حبس تعزیری درجه 7 که فقط یک فقره قابلیت اجراء دارد محکوم گردیده است دادگاه با بررسی مجدد اوراق پرونده و لایحه اعتراضیه واخواه از آنجا که معترض نامبرده در لایحه تقدیمی خود دلیل موجهی که موجب نقض دادنامه معترض‌عنه گردد ارائه ننموده است و دادنامه موصوف با توجه به دلایل و مستندات مذکور در آن منطبق بر موازین قانونی می‌باشد لذا مستندا به مواد 217 و 218 قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه‌های عمومی و انقلاب ضمن رد واخواهی وی دادنامه واخواسته را بائید می‌نماید رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.

محسن پورعبداله - رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران

رای دادگاه تجدیدنظر استان

به موجب دادنامه‌های شماره 9309973181501332 مورخه 1393/12/13 در تایید دادنامه اصلاحی 9309972181501091 مورخ 1393/10/09 و در تایید دادنامه غیابی 930997218150099 مورخ 1393/09/12 صادره از شعبه --- دادگاه جزایی عمومی تهران بانو ه. الف.الف. به بزه معاونت در جعل سند عادی 5 فقره چک و استفاده از سند مجعول به دو فقره محکومیت شش ماه حبس محکوم شده است و ایضا آقای ع. ج. ع. به موجب دادنامه اصلاحی شماره 9309972181501091 مورخ 1393/10/09 و دادنامه شماره --- مورخ 1393/09/12 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی تهران به بزه جعل سند عادی ( 5 فقره چک) و استفاده از سند مجعول با اعمال ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به دو فقره محکومیت دو سال حبس محکوم شده است آقای ن. ر. به وکالت از دو محکوم‌علیه نامبرده از دادنامه‌های صادره تجدیدنظرخواهی نموده است اما دلیلی که مسبب تزلزل ارکان دادنامه‌های تجدیدنظرخواسته شود ارائه نداده لکن به لحاظ اینکه بزه قبل از قانون مجازات اسلامی سال 1392 واقع شده تشدید مجازات بر مبنای ماده 134 قانون مجازات اسلامی وجه قانونی ندارد همان قانون سابق مجازات اسلامی به نفع هر دو محکوم‌علیه می‌باشد لذا آقای ع. ج. در مورد بزه جعل سند عادی به دوازده میلیون ریال جریمه نقدی و در مورد بزه استفاده از سند مجعول به شش ماه حبس محکوم می‌شود و بانو ه. الف.الف. در مورد معاونت در جعل به پنج میلیون جریمه و در مورد بزه معاونت در استفاده از سند مجعول نیز به پنج میلیون ریال جریمه نقدی محکوم می‌شود و دادنامه‌های تجدیدنظرخواسته با اصلاح صورت گرفته به استناد بند الف ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری تایید می‌شود اما در مورد اعتراض آقای ع. ر. به وکالت از آقایان م. د. و م. ز. به قرار منع تعقیب که در دادنامه --- مورخ 1393/02/12 صادره (همان دادگاه که اعتراض ع. ر. مردود شناخته شده به لحاظ قطعیت دادنامه در این بخش قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر می‌شود رای صادره به استناد ماده 443 قانون آیین دادرسی کیفری قطعی است.

مستشار و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران

مرتضی کیاستی- عبدالغفور صادقی

منبع