1) اعتبار اقرار نزد بازپرس 2) مدت مجازات تکمیلی

تاریخ دادنامه قطعی: 1393/05/19
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: 1 ) در بزه زنا، یک بار اعتراف نزد بازپرس اقرار عندالحاکم قلمداد نمی شود و براساس آن نمی توان حکم به محکومیت متهم به مجازات زنا صادرنمود. 2 ) مدت مجازات تکمیلی نباید بیش از دو سال باشد.

رای خلاصه جریان پرونده

باتوجه به محتویّات پرونده و صفحات 1 الی 4 پرونده خانم‌ها: 1 - م.ب. متولد 1363 2 - پ.ب. متولد 1374 و 3 - الف.ب. متولد 1373 به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان... با تقدیم شکوائیه علیه ص.ب. و س.ب. مدعی شده‌اند در مورخ 1391/10/25 از روستای... جهت دریافت یارانه به بانک در روستای... مراجعه نموده در حین برگشت مشتکیٌ‌عنهما با یک دستگاه سواری جلو ما ایستاده و از ما درخواست رساندن به خانه‌مان را نمودند. اینجانبان با توجه به اینکه با مشتکیٌ‌عنهما اهل یک روستا بوده و همسایه می‌باشیم و دارای نسبت فامیلی بوده و بر حسب اعتماد سوار خودروی آنها شدیم. بعد از حرکت ما را به سمت روستای... برده و هر چه داد و فریاد زدیم و با آنها درگیر شدیم، توجهی ننموده تا اینکه به... رسیده و در یک جاده فرعی قصد پیاده کردن ما را نموده و متهم ردیف دوّم با چاقو اینجانبه شاکی ردیف اوّل که همراه با فرزند... بودیم را با تهدید به قتل نمودن با یک چاقو و درهای ماشین را از روی من بست و متهم ردیف اوّل نیز با تهدید با یک قبضه اسلحه دو لول شاکیان ردیف دوم و سوم را پیاده نموده به قصد تجاوز یک چادر بردند که با ممانعت ما از این کار خودداری کردند و بعد از سوار کردن ما در نزدیکی روستا... ما را پیاده نمودند. لذا با توجه به فعل مجرمانه مشتکیٌ‌عنهما و هتک حرمت صورت گرفته و از بین بردن آبرو خانواده‌های ما در بین مردم، از آن مقام به استناد ماده 621 و 608 قانون مجازات اسلامی تقاضای رسیدگی و ارجاع به آگاهی و بررسی و اشد مجازات مشتکیٌ‌عنهما مورد استدعاست. ع.ح. وکیل پایه یک دادگستری در صفحه 12 پرونده با تنظیم وکالت‌نامه از سوی آقایان: 1 - ص.ب. 2 - س.ب. وارد رسیدگی به پرونده در مرحله مقدماتی و بازجویی شده‌است. در اوراق ردیف 15 و 16 در مرجع انتظامی از س.ب. متولد 1368 دارای پیشینه کیفری و مجرد بازجوئی شده‌است. جواب: بنده قبلا به‌دلیل فرار از خدمت روانه زندان شدم. سوال: حسب محتویات پرونده و شکایت شکات و گزارش مرجع انتظامی متهم هستی به آدم ربایی و هتک حرمت و تهدید خانم م.ب. و غیره چه می‌گوئید؟ جواب: بنده منزل‌مان خواب بودم، ساعت 11 صبح همان تاریخ 1391/10/25 از خواب بیدار شدم و البته یک روز پیش از 1391/10/25 که خانم م.ب. و پ.ب. و الف.ب. به تلفن همراه بنده زنگ زدند و با بنده صحبت کردند. حتی می‌گفتند که به ما زنگ بزن، کارت داریم و من می‌گفتم که تلفنم شارژ ندارد و بعد که از خواب بیدار شدم، آمدم جلوی مغازه ج.ب. کنار جاده آمدم و همان لحظه به دوستم به‌نام ص.ب. زنگ زدم و گفتم من دارم می‌روم پیش مغازه‌ها و تو هم بیا و البته یک روز قبل که به من زنگ زد، آقای ص.ب. هم با من بود، از موضوع کاملا اطلاع داشت. ص. پیش من آمد. با خودرو پژو خودش نزد من آمد. البته ما هم دو نفری به آنها زنگ زدیم و حتی به ص. گفتم: خانم‌ها دوباره با هم زنگ زدن. ص.گفت ولشان کن و البته آن زن با دخترها داخل بانک بودند و زمانی‌که ما پیش هم بودیم، دوباره دخترها به گوشی ص. زنگ زدند و ص. به من گفت که چکار کنم؟ با هم با خودرو جلوی بانک رفتیم و البته یک پاترول هم در همان حوالی که خانم‌ها بودند داشت به طور مشکوک گشت می‌زد و خود خانم‌ها آمدند و سوار شدند و به سمت... حرکت کردیم و در نزدیکی‌های زمین‌های کشاورزی آقای الف. به داخل جاده فرعی رفتیم و حتی خانم‌ها توی خودرو با هم بحث می‌کردند و پچ‌پچ می‌کردند و اصلا هیچ داد و بیدادی نکردند و حتی نگفتند که ما را کجا می‌برید و اصلا کسی آنها را تهدید نکرد و نه چاقوئی و نه اسلحه و حتی چادر مسافرتی که گفتند هم نداشتیم و با خودرو با سرعت کم در مسیر جاده چرخانیدیم و سپس بازگشتیم به داخل جاده اصلی به طرف روستا... و پس از روستا برگشتیم و در چهارراه پشت منزل ش.ب. آنها را پیاده کردیم و سپس با هم به جلوی مغازه ج.ب. رفتیم و همان‌جا ایستادیم و با هم صحبت کردیم. حتی به آنها گفتیم که جایی تعریف نکنید، ولی ما کاری با شما نکردیم که آبروی‌مان برود و در ضمن ما هیچ‌گونه آدم‌ربایی نکردیم و تهدیدی انجام ندادیم و حاضریم با خانم‌ها مواجه حضوری شویم و شکایت آنها کذب می‌باشد و خودشان به ما چندین نوبت زنگ زدند و خودشان مشکل اخلاقی دارند. ولی آن روز برابر قرآن خدا، با میل و رضایت خودشان سوار شدند و زمانی‌که سوار شدند ما هیچ‌یک از خودرو پیاده نشدیم که خودشان با صحت و سلامت درب خودرو را باز کردند و سوار شدند و هیچ‌گونه زور و اجباری نبوده و قصد و نیّت خودمان این بود که برویم شهرستان... و هیچ قصد و نیتی در خصوص رابطه نامشروع با این خانم‌ها نداشتیم. فقط می‌خواستیم یک دوری با هم بزنیم و البته قبلا هم با هم تماس تلفنی داشتیم و بیشتر از این حرفی نداریم. از آقای ص.م. متولد 1367 متاهل، مقیم روستای... نیز در اوراق ردیف 17 و 18 بازجویی شده که همین مطالب س. را او نیز تکرار کرده‌است. سوال: آیا زمانی‌که آنها را به جاده بردید آنها را از خودرو پیاده کردید؟ چه کسی از خودرو پیاده شد؟ جواب: اصلا آنها را پیاده نکردیم و هیچ کدام از ما پیاده نشد و کلا سر و ته قضیه به سی دقیقه طول نکشید. فقط یک دوری با هم در جاده زدیم و برگشتیم و هیچ‌گونه عمل خلافی با آنها انجام ندادیم و هیچ‌گونه دشمنی با آنها نداشتیم. فقط خودشان زنگ زدند و با میل و رغبت سوار خودرو شدند و ما هیچ‌گونه آدم‌ربایی انجام ندادیم و این خانم‌ها خودشان فساد اخلاقی دارند و اشتباه کردیم. در محضر بازپرس از خانم پ.ب. متولد 1374/07/10 محصل... تحقیق شده، اظهارداشته در تاریخ 1391/10/25 روز دوشنبه من و خانم م. و الف. به بانک رفتیم که یارانه‌ها را بگیریم و آقایان متهم جلوی ما ایستادند و ما را سوار خودرو کردند و قرار بود ما را به منزل خودمان ببرند و ما سوار شدیم و بعد درب‌ها را قفل کردند و بعد ما را از جاده قدیم به کنار... بردند و س. پیاده شد و چادر مسافرتی را برپا کرد و ص. از صندوق عقب درآورد و س. با چاقو خانم م. را تهدید کرد و بالای سر وی ایستاد و بعد ص. با اسلحه ما دو تا خانم را با اسلحه تهدید کرد و به داخل چادر بردند و بعد درب خودرو را قفل کردند و بعد دو نفری داخل چادر آمدند و بعد ص. به نزد من آمد و با من نزدیکی کرد و بعد از قُبل با من عمل نزدیکی کرده و س. هم نزد خانم الف. رفت و با او هم نزدیکی کرد و بعد که کارشان تمام شد، ما را به روستا برگرداندند. سوال: در تاریخ 1391/10/25 چه طوری سه نفری از منزل خارج شدید؟ جواب: درآن روز ساعت 2 بعدازظهر من و الف. که الف. به منزل من آمد و بعد ما دو نفری به بانک رفتیم که یارانه را بگیریم و بعد خانم م. ما را در بانک دید و سه نفری از بانک خارج که به روستای خودمان برویم. سوال: شما که به طرف روستای خودتان حرکت کردید، خودرو متهمان چگونه شما را سوار کردند؟ جواب: ما سه نفری که از بانک خارج شدیم، متهمان با خودرو خود از روستای... به طرف پآیین می‌آمدند که خودشان توقف کردند و بعد ص. شیشه خودرو را پآیین کشید و گفت: بیائید سوار شوید تا شما را به روستا برسانیم و بعد هم س. گفت و ما سوار خودرو شدیم و ماشین درحال آمدن بود و از بالا که به طرف پآیین می‌آمد، کنار ما متوقف شد و جلوی ماشین به طرف جاده اصلی... بود. سوال: چرا وقتی سوار شدید و مسیر را عوض کرد اعتراض ننمودید؟ جواب: ما اعتراض کردیم، ولی فایده نداشت. سوال: چرا با دست متهمان را خفه یا جیغ و داد نکردید یا شیشه خودرو را پآیین ندادید یا شیشه را نشکستید و دیگر اقدامات لازم انجام ندادید؟ جواب: آنها مرد بودند، ما را به اطراف... بردند و در مکانی خودرو را متوقف و س. چادر مسافرتی را از صندوق درآورد و برپا کرد. بعد س.چاقو داشت و خانم م. را تهدید کرد و ص. اسلحه را از صندوق عقب بیرون آورد و با اسلحه ما دو نفر را به داخل چادر بردند و آقای ص.ب. با من از جلو نزدیکی کرد. سوال: دقیق بیان کنید چه شخصی موجب ازاله بکارت شما شد؟ جواب: آقای س.ب. حدودا پنج ماه قبل که با هم رفیق بودیم و با هم ارتباط تلفنی داشتیم و من هر شب به منزل برادرم ی.ب. می‌رفتم و می‌خوابیدم، چون برادرم در منزل نبود. یک شب به س. تماس گرفتم و او هم با من تماس گرفت و گفت: می‌خواهم بیایم با تو حرف بزنم و من با خانم م.ب. که زن برادرم بود صحبت کردم که قبول کند که س. به منزل بیاید و صحبت کنیم و ساعت یک شب به داخل منزل آمد و ما با هم به داخل اتاق رفتیم که با هم صحبت کنیم و حتی یک تشک به اتاق بردیم و ما دو نفری داخل اتاق بودیم و بعد با هم صحبت کردیم به من تجاوز کرد و به من گفت: چیزی به کسی نگو تا با هم عروسی کنیم و و من از آبروی خودم ترسیدم و گفت چیزی به‌کسی نگوئید. در صفحات 26 الی 29 از خانم م.ب. متولد 1363 در بازپرسی تحقیق شده‌است. شکایت خود را مشروحا بیان کنید. یک هفته قبل من و الف.ب. و پ.ب. ما سه نفری به طرف بانک رفتیم که یارانه‌های خود را اخذ نمودیم و برای برگشتن به طرف منزل خودمان حرکت کردیم که یک دستگاه پراید متعلق به آقای ص.ب. کنار جاده ایستاده بود و به ما گفت سوار خودرو شوید تا شما را به روستای خودتان ببرم و بعد ما را به طرف روستای... بردند و بعد به... بردند و بعد ما را مجددا سر جاده... پیاده کردند. سوال: ساعت چند از منزل خارج شدید؟ جواب: ساعت 13 از منزل خارج شدیم و تاریخ و روز آن را نمی‌دانم و یک هفته قبل بود. من مستقل زندگی می‌کنم و در آن روز اوّل الف. به منزل من آمد و بعد از پنج دقیقه پ. به منزل من آمد و بعد به من گفتند بیا برویم بانک یارانه‌ها را بگیریم و حدود ساعت 13 به منزل من آمدند. تصمیم گرفتیم برویم یارانه‌ها را بگیریم. سه نفری پیاده به طرف... روستایی که پاسگاه در آن واقع است و به بانک رفتیم و یارانه‌های‌مان را گرفتیم و آن دو نفرهم یارانه را گرفتند. سوال: موبایل خانم‌ها پ. و الف. را اعلام کنید؟ جواب: موبایل ندارند، ولی خط دارند، اما شماره آن را نمی‌دانم. وقتی ما داشتیم به پآیین می‌آمدیم از بانک برمی‌گشتیم، خودرو سمت راست متوقف بود و جلوی ماشین به طرف ما بود و ایستاده بود. ص.ب. راننده بود و س.ب. هم صندلی جلو نشسته بود. آقای ص.ب. در ماشین را باز کرد و به ما گفت: بیا سوار شوید تا شما را به روستا ببریم و س. هم گفت بیائید سوار شوید. بعد ماشین دور زد و حرکت کرد و به‌جای این‌که به طرف روستای ما برود به طرف روستای... رفت. ما اعتراض کردیم و جیغ و فریاد زدیم و درب خودرو را قفل کرد و توجهی به ما نکرد و بعد ما را به روستای... بردند و دور زدند و به... رفتند و بعد خودرو ایستاد و س. من را با چاقو تهدید کرد و آن دو نفر را پیاده کردند و چادر مسافرتی برپا کردند و در ماشین را بر روی من قفل کردند و چهار نفری به داخل چادر رفتند و آقای ص. اسلحه دو لول از داخل صندوق عقب بیرون آورد و آن دو دختر را تهدید کردند و به داخل چادر بردند و نیم ساعت داخل چادر بودند و بعد کارشان که تمام شد از چادر بیرون آمدند و چادر را ص. جمع کردند و ما را به روستای خودمان پیاده کردند. از ص.ب. متولد 1367 دارای عیال و اولاد در محضر بازپرس تحقیق شده‌است؛ سوال: حسب محتویات پرونده و شکایت و گزارشات مرجع انتظامی و اقاریر خودتان مشارکت آدم‌ربایی به شما تفهیم می‌شود. از خود دفاع کنید؟ جواب: قبول ندارم، من دو ماه با این خانم‌ها در ارتباط هستم و م. با من تماس می‌گرفت و در تاریخ 1391/10/25 آقای س.ب. با من تماس گرفت و من به نزد او آمدم و به من گفت که م. زنگ می‌زند، چکار کنیم و بعد هم قبول کردیم که با هم بیرون برویم. تا اینکه موقع ظهر بود که م. گفت اوّل من خانم الف. و پ. را به بانک می‌فرستم و بعد خودم هم به دنبال آنها می روم و وقتی از بانک خارج شدیم بیایید و با هم سوار شویم و به بیرون برویم و بعد ما به... رفتیم و سه نفر را سوار کردیم و به‌طرف... رفتیم و زیر تونل اول توقف کردیم و آقای س.ب. چادر مسافرتی برپا کرد. اوّل س. با پ. به داخل چادر رفت و ده دقیقه با هم بودند و بعد پ. بیرون آمد و الف. به داخل چادر رفت و بعد از ده دقیقه که بیرون آمدند و من با پ. به داخل چادر رفتیم. سوال: آیا پرده بکارت خانم الف.ب. را شما ازاله نمودید و آیا با وی دخول کرده‌اید؟ جواب: خیر! من با الف. دخول نکردم و رابطه جنسی با هم نداشتیم. سوال: آیا با خانم پ.ب. دخول داشته‌اید؟ جواب: دو ماه قبل منزل م.ب. من با خانم پ.ب. نزدیکی کردم و از دُبر به طور کامل دخول کردم و همراه س.ب. به منزل م.ب. رفته بودیم. سوال: آیا شما زن دارید و با این وصف که به راحتی خانم شما در دسترس بود و هر وقت می‌خواستید می‌توانستید با وی نزدیکی کنید با خانم پ.ب. نزدیکی نموده‌اید؟ جواب: من با خانم خودم هر وقت اراده کنم می‌توانم با وی نزدیکی کنم و حتی همان وقتی که با خانم پ.ب. نزدیکی کردم، خانمم نزد من بود و در منزل حضور داشت و همان شب به منزل خودم رفتم و منزل من و منزل پ. در یک روستا می‌باشد. در تاریخ 1391/11/05 معاینه به عمل آمد، پرده بکارت از نوع حلقوی قابل ارتجاع و متسع‌تر از حد طبیعی و مدخوله می‌باشد. لازم به‌ذکر است در چنین پرده‌هایی امکان دخول بدون پارگی و خونریزی وجود دارد. در مورد تاریخ ازاله بکارت با توجه به قابل اتساع بودن پرده امکان اظهارنظر دقیق مقدور نیست، ولی در صورت دخول می‌تواند مربوط به حداقل بیشتر از سه هفته گذشته باشد. در معاینه از دبر آثاری از دخول یا فشار جسم سخت مشهود نیست. در صفحه 48 پرونده طی گواهی شماره 11123 / م/ 21 - 1391/11/05 درباره خانم پ.ب. هم مشابه خانم الف. پزشکی قانونی گواهی صادر نموده‌است. در صفحه 54 از طرف آقای بازپرس... به ‌شرح زیر قرار مجرمیت صادر شده‌است: در خصوص شکایت خانم ها: 1 - پ.ب. 2 - الف.ب. آقایان ص.ب. و س.ب. مبنی بر تجاوز به عنف، نظربه‌این‌که این مرجع صالح به رسیدگی نمی‌باشد و لذا مستندا به ماده 3 تبصره 3 و مواد 4 و 20 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت به شایستگی و صلاحیت دادگاه محترم کیفری استان صادر و اعلام می‌گردد و قرار صادره پس از موافقت دادستان محترم ظرف ده روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض است. دادستان عمومی و انقلاب...: با قرار صادره موافقم. پرونده به دادگاه کیفری استان ارجاع گردیده‌است. در جلسه فوق‌العاده دادگاه کیفری استان از خانم الف.ب... به‌عنوان شاکی تحقیق شده است. دادگاه خطاب به وکیل تعیینی و مدافع متهمان ع.م.: در دفاع از حقوق موکلین چنانچه مطلبی دارید در جایگاه قرار گرفته بیان نمائید.ع.م. اظهارمی‌نماید: مدافعات خود را در پنج برگ لایحه تنظیم کرده‌اند که آن‌را قرائت و سپس اصل آن را به دادگاه ارائه می‌کنم. لایحه وکیل پس از قرائت از سوی او ضمیمه پرونده شد. دادگاه خطاب به پ.ب..: شرح اتهام شما دایر بر ارتکاب زنای به‌نحو مسالمت‌آمیز با آقایان ص. و س.ب. داخل منزل م.ب. و همچنین داخل چادر مسافرتی به‌شما تفهیم می‌شود. آیا اتهام انتسابی را می‌پذیرید یا خیر؟ هرگونه دفاعی دارید اقامه نمائید. جواب: اگرچه به این دو نفر زناکرده‌ ام، اما به‌هیچ وجه به ارتکاب زنا راضی نبودم و تمایلی نداشتم، لذا اتهام را نمی‌پذیرم. دفعه اوّل داخل منزل م. او به زور زنا کرد. دادگاه خطاب به خانم الف.ب.: شرح اتهام شما دایر بر ارتکاب زنا به‌نحو مسالمت‌آمیز با آقای س.ب. به شما تفهیم، آیا اتهام انتسابی را می‌پذیرید یا خیر؟ هرگونه دفاعی دارید بیان نمایید. جواب: خیر! قبول ندارم. در دو فقره زنا، بنده رضایت نداشتم. به زور با من زنا شد. وکیل مدافع دو متهم نیز اظهارمی‌نماید: مدافعات در لایحه تقدیمی ذکر شده‌است و دادگاه خطاب به متهمین: شرح اتهامات شما به شرح پیش‌گفت مجددا تفهیم، هرگونه صحبتی دارید به عنوان آخرین دفاع بیان کنید. متهم ص.ب. بیان می‌کند: حرف آخرم این‌ است که شکات دارند دروغ می‌گویند و وادار به طرح شکایت کذب شده‌اند. س.ب. نیز به عنوان آخرین دفاع بیان می‌کند: اینها دروغ گفتند. چطور در خانه پدری الف. به او تجاوز کرده‌ام در حالی که منزل عموی وی دیوار به دیوار آنان است؟ متهمه پ.ب. به عنوان آخرین دفاع اظهارمی‌کند: من اصلا رضایتی به ارتباط جنسی نداشتم. متهم الف.ب. نیز می‌گوید: حرف دیگری ندارم. وکلای مدافع متهمین نیز به‌عنوان آخرین دفاع از حقوق موکلین مطلب علی‌حده‌ای ندارند. دادگاه در این لحظه ضمن اعلام ختم جلسه خطاب به حاضرین: ذیل اظهارات خود را گواهی نمایید. حاضرین با امضا ذیل صورت‌جلسه، دادگاه را ترک نمودند. دادگاه رسیدگی اعلام و پس از مشاوره با استعانت از ذات اقدس حضرت حق(جلّ و علا) و تکیه بر شرف و وجدان، ضمن ختم دادرسی به شرح آتی طی دادنامه شماره --- مورخ 11 / 02 / 1392 چنین رای می‌دهد: «درخصوص شکایت خانم‌ها: 1 - پ.ب. 2 - الف.ب. با وکالت پ. علیه آقایان: 1 - ص.ب. 34 ساله، متاهل 2 - س.ب. 23 ساله، مجرد هر دو با وکالت آقای م. مبنی بر چند فقره تجاوز جنسی(ارتکاب زنا به عنف و اکراه) در یک‌سال اخیر در منزل پدری خانه م.ب. و هم‌چنین در مورخ 1391/10/25 اطراف روستای...؛ دادگاه صرف‌نظر از انکار مصرّانه موضوع «عنف و اجبار» توسط متهمین در کلیه مراحل تشکیل پرونده و فرایند دادرسی اعم از تحقیقات مقدماتی و رسیدگی و نزد همه بازجویان(اعم از انتظامی و قضایی) و تکذیب مجدّانه ارتکاب زنا و هرگونه ارتباط نامشروع و غیراخلاقی در جلسات محاکماتی، با توجه به اظهارات مقرون به واقع خانم م.ب. در مورخ 1391/12/14 نزد اعضاء دادگاه راجع به سابقه‌ی ارتباط دوستانه و مسالمت‌آمیز طرفین و چگونگی خلوت اختیاری آنان در منزل مشارٌالیها در اواخر شب و همچنین موضوع همراهی اخیر شکات با طوع و رغبت در مورخ 1391/10/25 با متهمین و برقراری ارتباط جنسی عاشقانه و تفاهم‌آمیز داخل چادر مسافرتی(و التفات به روایت عجیب و شکننده و متناقض و تامل‌برانگیز مدعیان از وقایع و نحوه‌ی توصیف تعرض جنسی به خود از حیث زمان و مکان و اینکه علی‌رغم ادعای تعرض جنسی به خویش در هر مقطع به همراهی با- به اصطلاح- متجاوزین اشتیاق نشان داده‌اند) اتهام ارتکابی زنا به عنف و اجبار با ارکان متشکله‌ی قانونی(مستوجب حدّ قتل) و ایضا اتهام ارتکاب زنای مرد محصن(نسبت به ص.ب.) را متکی به حجت و ادلّه‌ی لازم شرعی و قانونی ارزیابی نمی‌نماید. هم‌چنان‌که یک‌بار اعتراف نزد بازپرس نیز اقرار عندالحاکم قلمداد نمی‌شود. لذا مستندا به اصل 37 قانون اساسی دایر بر برائت مشتکیٌ‌عنهما صادر و اعلام می‌گردد. همچنین راجع به اتهام خانم‌ها پ.ب. و الف.ب. دایر بر ارتکاب زنا به‌نحو مسالمت‌آمیز با دو متهم پیش‌گفت از‌آنجایی‌که مشارٌالیها در کلیه مراحل مصرّانه مدعی فقدان تمایل و رضایت در زنای خویش بوده و «یقین» نزد اعضا محکمه برخلاف مدعای ایشان وجود ندارد، در نتیجه با تبعیت از تصریح مقنّن در ماده 67 قانون مجازات اسلامی، ادّعا به برائت آنان اظهار عقیده می‌شود. لکن رفتار ارتکابی هر چهار نفر متهم مصداق بارز بزه ارتباط نامشروع و انجام اعمال منافی عفت مادون زنا به نحو متعدد تشخیص و با استناد به مواد 19 و 637 قانون مجازات اسلامی متهم ص.ب. را علاوه بر تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری به عنوان تتمیم و تکمیل مجازات و به لحاظ هوس‌رانی متمادی علیرغم تاهل، به اقامت اجباری سه ساله در شهرستان... و متهم س.ب. را علاوه بر نود و نه ضربه شلاق تعزیری، به اقامت اجباری بیست ماهه در شهرستان... محکوم می‌نماید. متهمین پ.ب. و الف.ب. نیز هرکدام به تحمل پنجاه ضربه شلاق تعزیری در محل اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب... محکومند. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان‌عالی‌کشور می‌باشد.» دادنامه در تاریخ 1392/02/24 به م. وکیل تعیینی آقایان: ص.ب. و س.ب. ابلاغ و لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل متهمان در تاریخ 1392/03/01 در مهلت مقرر به دفتر دادگاه کیفری استان تقدیم شده‌است. همچنین دادنامه در تاریخ 1392/03/01 به پ. وکیل تعیینی خانم‌ها پ.ب. و الف.ب. ابلاغ و لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل متهمان مذکور در تاریخ 1392/03/18 به‌ دفتر دادگاه کیفری استان تقدیم، با پرونده به دیوان‌عالی‌کشور ارسال جهت رسیدگی به شعبه چهارم دیوان‌عالی‌کشور ارجاع شده. گزارش پرونده از سوی عضو ممیز شعبه تنظیم و لوایح تجدیدنظرخواهی وکلای متهمان در هنگام شور در جلسه هیات شعبه قرائت خواهد شد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

تجدیدنظرخواهی م. وکیل تعیینی آقایان: 1 - ص.ب.. 2 - س.ب. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1392/02/11 شعبه --- دادگاه کیفری استان که با توجه به محتویات پرونده و گزارش مرجع انتظامی و شکایت خانم‌ها: 1 - پ.ب. 17 ساله و 2 - الف.ب. 18 ساله، علیه متهمان به ارتکاب زنای به‌عنف و اکراه و درباره ص.ب. که متاهل بوده، به‌علاوه زنای محصن، دادگاه کیفری استان به‌موضوع رسیدگی و به‌شرح مندرج در دادنامه تجدیدنظرخواسته چون دلایل اثباتی بر تحقق ارتکاب زنای به عنف و اجبار با ارکان متشکله قانونی(مستوجب حدّ قتل) و ایضا اتهام ارتکاب زنای مرد محصن(نسبت به ص.ب.) متکی به حجت و ادّله لازم شرعی و قانونی در پرونده ارائه نگردیده است. همچنان‌که یک بار اعتراف نزد بازپرس نیز اقرار عندالحاکم قلمداد نمی‌شود، بنابه‌مراتب مستندا به اصل 37 قانون اساسی، رای بر برائت مشتکیٌ‌عنهما از اتهامات مذکور صادر و اعلام گردید. لکن رفتار ارتکابی هر چهار نفر متهم مصداق بارز بزه ارتباط نامشروع و انجام اعمال منافی‌عفت مادون ‌زنا به‌نحو متعدد تشخیص، با استناد به مواد 637 و 19 قانون مجازات اسلامی، متهم ص.ب. علاوه بر تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری به عنوان تتمیم و تکمیل مجازات تعزیری به لحاظ هوس‌رانی متمادی علی‌رغم تاهل، به اقامت اجباری سه ساله در شهرستان.. و متهم س.ب. را علاوه بر نود و نه ضربه شلاق تعزیری به اقامت اجباری بیست ماهه در شهرستان.... محکوم می‌نماید. متهمین پ.ب. و الف.ب. نیز به تحمل پنجاه ضربه شلاق تعزیری که در محل اجرای احکام دادسرای... اجرا می‌شود، محکوم شده‌اند. تجدیدنظرخواهی م. وکیل مدافع متهمان ص.ب. و س.ب. از محکومیت موکلان خود و هم‌چنین تجدیدنظرخواهی پ. وکیل خانم‌ها: پ.ب. و الف.ب. از حکم برائت متهمان به ارتکاب زنای به‌عنف و اجبار و زنای محصن و نیز محکومیت تعزیری موکلانش، با توجه به محتویات پرونده و معطوفا به گزارش عضو ممیز شعبه وارد نبوده و موجه نمی‌باشد. زیرا دادنامه معترضٌ‌عنه با توجه به مبانی استدلال و استنباط و تشخیص دادگاه کیفری استان، موجها صادر شده و خدشه‌ای بر دادنامه تجدیدنظرخواسته وارد نیست و اعتراض موثری که نقض دادنامه را ایجاب نماید، از سوی وکلای معترضین به‌ عمل نیامده‌است و چون به‌موجب تبصره 1 ماده 23 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 مدت مجازات تکمیلی بیش از دو سال نیست، مگر در مواردی که قانون به نحو دیگری مقرّر نماید؛ بنابراین یک‌سال از اقامت اجباری ص.ب. حذف می‌گردد و اینکه موارد اعلامی در لوایح اعتراضیه وکلای تجدیدنظرخواهان با هیچ‌یک از شقوق و جهات مندرج در ماده 240 قانون آیین دادرسی کیفری انطباق ندارد. لذا ضمن ردّ درخواست تجدیدنظر وکلای مذکور، مستندا به بند (الف) ماده 265 همان قانون رای معترضٌ‌عنه با رعایت اصلاحیه مذکور مطابق قانون صادرشده، بلااشکال تشخیص و ابرام می‌گردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار

قاسم پناو - سیدحسین بهرامی

محتوای مرتبط (11 مورد)

قوانین (3 مورد)

عناوین و برچسب‌ها