تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۱۰/۰۸
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۶۸۰۱۰۳۹

پیام: چنانچه زوجین به مدت طولانی (سی سال) با همدیگر زندگی کرده باشند و تنها یک بار ضرب و جرح مختصری رخ دهد؛ سوء رفتار مستمر محسوب نشده و از موجبات تحقق شرط وکالت در طلاق نیست.

رأی خلاصه جریان پرونده

گزارش پرونده قبلاً به‌عنوان مقدمه دادنامه شماره ۲۱۱ مورخ ۱۳۹۱/۲/۲۱ این شعبه مشعر بر نقض دادنامه شماره ۱۹۰۸ مورخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان درج گردیده و نیازی به تکرار نیست. خلاصه آن که خانم پ.ف. دادخواستی توسط وکیلش به‌طرفیت آقای ن.ک. به خواسته طلاق تقدیم نموده و طی آن توضیح داده که در تاریخ ۱۳۶۱/۱۱/۴ با صداقیه یک جلد کلام‌الله مجید به عقد دائمی و رسمی خوانده درآمده است و به دلیل سوءرفتار زوج و ایراد ضرب‌وجرح و عدم پرداخت نفقه در عسروحرج قرار گرفته است. زوجه در جلسه رسیدگی شورا اظهار نموده که زوج از تاریخ ۱۳۸۹/۹/۳۱ زندگی مشترک را ترک نموده و به دلیل سوء رفتار و ضرب‌وجرح خواستار طلاق است و زوج در مقام دفاع اظهار نموده زوجه مرا به خانه راه نداده است و چون منزل به نام زوجه است به من گفته حق زندگی کردن با وی را ندارم. وکیل زوج می‌گوید دادنامه استنادی زوجه حکایت از ایراد جراحت نداشته بلکه ظاهراً بر اثر مشاجره لفظی فی‌مابین، ساییدگی مختصری در بدن زوجه ایجاد شده و پس از قسامه حکم صادر شده و زوج منکر کتک زدن است و بر فرض صحت این محکومیت باعث اثبات سوء رفتار مستمر زوج نمی‌شود. وکیل زوجه گفته است که زوج بدون عذر موجهی زندگی مشترک را ترک نموده و طی این مدت نفقه‌ای پرداخت نکرده است. ملاحظه رأی کیفری آثار صدمات وارده ناشی از ضرب‌وجرح در بدن زوجه با توجه به کهولت سن زوجه مصداق بارز عسروحرج است. شعبه ۸ دادگاه خانواده اهواز به موضوع رسیدگی و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و اخذ نظریه داوران و ملاحظه دادنامه استنادی در مورد محکومیت زوج به اتهام ایراد ضرب‌وجرح عمدی زوجه با این استدلال که دادنامه استنادی حکایتی از ایراد جراحت نداشته بلکه بر اثر مشاجره لفظی صرفاً ساییدگی مختصری در بدن زوجه ایجاد شده و این حکم پس از اجرای مراسم قسامه صادر شده و ضرب و شتمی طبق بند ۴ ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی از مصادیق عسروحرج است که مستمر باشد و با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد و نظر به اینکه خواهان دلیلی به‌جز دادنامه استنادی برای اثبات عسروحرج خود ارائه ننموده ادعای خواهان را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره ۸۵۱ مورخ ۱۳۹۱/۷/۲۰ حکم به رد دعوی زوجه صادر نموده است. وکیل زوجه نسبت به این رأی تجدیدنظرخواهی نموده که پس از انجام تشریفات قانونی، شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان نسبت به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره ۱۹۰۸ مورخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید می‌نماید. وکیل زوجه نسبت به رأی اخیر فرجام‌خواهی نموده که پس از وصول پرونده به دیوان‌عالی کشور و ارجاع آن به این شعبه، هیأت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره ۲۱۱ مورخ ۱۳۹۲/۲/۲۱ بنا به علل و جهات منعکس در آن، رأی فرجام‌خواسته را به لحاظ نقص تحقیقات و رسیدگی مخدوش تشخیص و ضمن نقض آن، رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادرکننده رأی منقوض محول نموده است. در این رأی توضیح داده شده که زوجه دلایل عسروحرج خود را سوء رفتار زوج، عدم پرداخت نفقه و ترک زندگی مشترک از سوی زوج اعلام نموده و لازم است در هر سه مورد تحقیقات لازم صورت گیرد و پرونده‌های استنادی زوجه در مورد ایراد ضرب‌وجرح و فحاشی مطالبه و خلاصه مفید آن‌ها در صورت‌مجلس قید گردد. در این مرحله شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان وارد رسیدگی مجدد شده و پس از استماع توضیحات زوجه و وکیل وی در جلسه رسیدگی مورخ ۱۳۹۲/۵/۲۶ و مطالبه پرونده استنادی از شعبه ۱۱۱ دادگاه جزائی اهواز و انجام تحقیقات محلی توسط کلانتری ۳۳ اهواز ختم دادرسی را اعلام و تجدیدنظرخواهی وکیل زوجه نسبت به دادنامه شماره ۸۵۱ مورخ ۱۳۹۱/۷/۲۰ شعبه هشتم دادگاه عمومی اهواز را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره ۶۰۴ مورخ ۱۳۹۳/۰۵/۱۹ رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است. این رأی در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۴ به وکیل زوجه ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی، اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرائت می‌شود.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

فرجام‌خواهی خانم پ.ف. با وکالت آقای م.ش. نسبت به دادنامه شماره ۶۰۴ مورخ ۱۳۹۳/۵/۱۹ شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان که در مقام تأیید دادنامه شماره ۸۵۱ مورخ ۱۳۹۱/۷/۲۰ شعبه هشتم دادگاه عمومی اهواز اصدار گردیده و متضمن حکم به رد دعوی زوجه فرجام‌خواه به خواسته طلاق است، وارد و موجه به نظر نمی‌رسد. زیرا زوجه و وکیل وی در دادخواست تقدیمی و مراحل دادرسی و لوایح ارائه شده با اشاره به سوءرفتار زوج و ایراد ضرب‌وجرح و فحاشی و ترک انفاق و ترک زندگی مشترک از سوی زوج مدعی عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده و شعبه هشتم دادگاه عمومی اهواز به موضوع رسیدگی و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و اخذ نظریه داوران و ملاحظه دادنامه استنادی در مورد محکومیت زوج به اتهام ایراد ضرب‌وجرح عمدی زوجه با این استدلال که دادنامه استنادی حکایتی از ایراد جراحات نداشته بلکه بر اثر مشاجره لفظی صرفاً ساییدگی مختصری در بدن زوجه ایجاد شده و زوج منکر کتک زدن بوده و حکم با اجرای مراسم قسامه صادر شده و صرف یک بار محکومیت زوج مصداق سوء رفتار مستمر که برای زوجه غیرقابل تحمل باشد تلقی نمی‌گردد و زوجه دلیل دیگری برای اثبات ادعایش ارائه ننموده ادعای خواهان را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره ۸۵۱ مورخ ۱۳۹۱/۷/۲۰ حکم به ردّ دعوی زوجه صادر نموده است و شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر نیز طی دادنامه شماره ۱۹۰۸ مورخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است. متعاقب فرجام‌خواهی وکیل زوجه نسبت به رأی اخیر و ارجاع پرونده به این شعبه، هیأت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره ۲۱۱ مورخ ۱۳۹۲/۲/۲۱ بنا به علل و جهات منعکس در آن، رأی فرجام‌خواسته را به لحاظ نقص تحقیقات و رسیدگی مخدوش تشخیص و ضمن نقض آن، رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادرکننده رأی منقوض محول نموده است. در این مرحله شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان وارد رسیدگی مجدد شده و پس از استماع اظهارات زوجه و وکیل وی و انجام تحقیقات محلی توسط کلانتری ۳۳ اهواز و مطالبه پرونده استنادی در مورد محکومیت کیفری زوج به اتهام ایراد ضرب‌وجرح عمدی زوجه ختم دادرسی را اعلام و تجدیدنظرخواهی وکیل زوجه نسبت به دادنامه شماره ۸۵۱ مورخ ۱۳۹۱/۷/۲۰ شعبه هشتم دادگاه عمومی اهواز را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره ۶۰۴ مورخ ۱۳۹۳/۵/۱۹ رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است که بر این تشخیص و استنباط دادگاه خدشه و خللی وارد نگردیده است. کما اینکه زوجین حدود سی سال زندگی مشترک داشته‌اند و زوج صرفاً یک بار به اتهام ایراد ضرب‌وجرح محکوم به پرداخت دیه شده که زوج منکر کتک زدن بوده و با اجرای مراسم قسامه حکم صادر شده ضمن اینکه در همین پرونده زوج از اتهام ترک انفاق محکومیتی تحصیل ننموده و در مورد اتهام فحاشی نیز حکمی صادر نشده است. مرجع انتظامی نیز در تحقیقات محلی در گزارش مورخ ۱۳۹۲/۶/۷ اعلام نموده زوج در کمال آرامش و به صورت عادی به زندگی خود ادامه می‌دهد و تاکنون هیچ مورد سوئی از وی با خانواده‌اش مشاهده نشده است و علت مفارقت جسمانی این بوده که منزل به نام زوجه بوده و حاضر نشده همسرش را به خانه راه دهد و زوجه اقرار نموده که پسر بزرگش حاضر نیست علیه پدرش شهادت بدهد. بنابراین زوجه نتوانسته دلایل قانع‌کننده برای اثبات عسروحرج خود ارائه نماید. ازاین‌رو دادنامه فرجام‌خواسته در حدود اعتراضات مطروحه از ناحیه فرجام‌خواه فاقد ایراد و اشکال مستوجب نقض بوده و مستندا به ماده ۳۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی، رأی فرجام‌خواسته ابرام می‌گردد.

رئیس و مستشار شعبه ۸ دیوان‌عالی کشور

عباسیان- کریم‌پور نطنزی