تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۱۱/۱۸
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۷۹۰۰۳۱۲

پیام: در صورت درج تاریخ ابلاغ به عدد و عدم درج تاریخ مذکور به حروف، این موضوع به درجه ای از اهمیت نیست که رأی صادره را از اعتبار بیندازد.

رأی خلاصه جریان پرونده

آقای ب.ق. به وکالت از خانم س.ف. دادخواستی به طرفیت آقای م.ت. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به علت عسر و حرج تقدیم دادگستری ب. نموده که به شعبه اول دادگاه عمومی... ارجاع شده است. وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی اظهار داشته: «موکله در تاریخ ۱۳۸۹/۳/۲۵ به عقد دائم خوانده درآمده، متأسفانه نامبرده از قیام به وظائف خویش از جمله پرداخت نفقه و تشکیل زندگی مشترک به بهانه‌های واهی استنکاف ورزیده، ناچاراً اظهارنامه‌ای هم برای ایشان مبنی بر اعلام آمادگی تمکین ارسال گردید که وقعی نگذاشت. النهایه دعوی طلاق به همین علت اقامه که به‌ منظور جلوگیری از طرح بهانه‌های زوج، موکله بدون هیچ‌گونه جشن و مراسم عرفی عروسی به خانه خوانده که فاقد هرگونه وسایل لازم بوده رفته، اما پس از گذشت یک ماه از ورود به همان خانه بدون امکانات، وی را مورد ضرب‌ و جرح قرار داده که حکم قطعی شعبه ۱۰۲ محاکم جزائی... (میزان دیه کمتر از خمس است) به پیوست تقدیم می‌شود و حسب اطلاع منزل را هم اجاره داده، از سویی علی‌رغم صدور حکم قطعی شعبه ۱۰۲ محاکم جزائی مبنی بر ترک انفاق و همچنین حکم قطعی دیگری از شعبه ششم محاکم تجدیدنظر مبنی بر پرداخت نفقه ایام گذشته از تأدیه نفقه واجبه موکله سر باز زده و از سوی دیگر زوج با همکاری پدرش برای تضییع نفقه موکله اقدام به سندسازی نموده که فعلاً دعوی جعل و استفاده از سند مجعول نامبردگان در شعبه ۱۰۲ مفتوح می‌باشد و لذا موکله از جهات متعدده مرقوم در عسرت و مشقت قرار گرفته، تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارد.» تصویر اظهارنامه مذکور و تصویر دادنامه شماره ۰۲۲۵۹ مورخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۲ شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر خوزستان مبنی بر رد دعوی تمکین و تصویر دادنامه شماره ۰۱۴۶۳ مورخ ۱۳۹۱/۱۲/۱۲ شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی جزائی... مبنی بر محکومیت م.ت. به پرداخت دیه و جزای نقدی به علت ایراد ضرب‌وجرح عمدی به س.ف. و تصویر دادنامه شماره ۰۱۸۷۰ مورخ ۱۳۹۱/۱۰/۱۷ شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر خوزستان دایر به محکومیت آقای م.ت. به پرداخت نفقه ازجمله ضمائم دادخواست تقدیمی است. آقای ج.م. وکالت آقای م.ت. را عهده‌دار شده است. وکیل خوانده در جلسه مورخ ۱۳۹۲/۷/۱۴ دادگاه، ادعای خواهان و اظهارات وکیل وی در لایحه تقدیمی را رد کرده است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. داور زوجه اعلام داشته: به نظر می‌رسد جدایی زوجین از همدیگر تنها راه حل باشد. (ص ۵۰) داور زوج اعلام داشته: متأسفانه زوجه بنای ناسازگاری را از همان ابتدا گذاشته، به‌ طوری‌که پرونده‌های عدیده‌ای علیه زوج تشکیل داده است. علیرغم آن‌ها زوج کماکان زوجه خود را جهت ادامه مسیر زندگی به آرامش دعوت می‌نماید و مایل به طلاق نمی‌باشد. (ص ۵۶) تصویر دادنامه شماره ۰۰۵۰۳ مورخ ۱۳۹۲/۷/۱۳ شعبه ۱۰۲ دادگاه جزائی... مبنی بر محکومیت م.ت. بابت استفاده از سند عادی مجعول موضوع شکایت خانم س.ف. ضمیمه پرونده شده است. (ص ۵۸) خانم س.ف. جهت آزمایش بارداری به بیمارستان معرفی و پاسخ واصله حاکی از منفی بودن آزمایش بارداری است. (ص ۶۶) سرانجام شعبه اول دادگاه عمومی... به شرح دادنامه شماره ۰۱۱۳۲ مورخ ۱۳۹۲/۸/۲۹ با این استدلال که اوراق پرونده حکایت از وجود اختلافات شدید طرفین دارد و نامبردگان علیه یکدیگر پرونده‌های متعددی در حوزه قضائی این بخش اقامه نموده‌اند و زوجین بیش از سه سال از همدیگر مفارقت جسمانی دارند، عسر و حرج زوجه را محرز دانسته و مستنداً به ماده ۱۱۲۹ و ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی و تبصره الحاقی به آن و مواد ۲۷ و ۲۹ و ۳۳ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ خوانده را به طلاق خواهان محکوم کرده است و در رأی مذکور اضافه شده است: ۱- زوجه مهریه خود را طی کلاسه اجرائیه ۹۰۱۵۱۲ دریافت می‌نماید. ۲- زوجه نفقه را طی کلاسه... اقدام نموده. ۳ - نوع طلاق رجعی نوبت اول است. (ص ۶۹) نسبت به این رأی تجدیدنظرخواهی شده و شعبه ۶ دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان حسب دادنامه شماره ۰۰۲۶۸ مورخ ۱۳۹۳/۳/۳ اعتراض زوج را مردود اعلام داشته و اعتراض زوجه را در خصوص نوع طلاق پذیرفته و طلاق را از نوع بائن تلقی و اضافه نموده است که زوجه یک عدد از سکه‌ها و نفقه گذشته و ایام عده را در قبال طلاق به شوهرش بذل نموده است و چنانچه مبالغی بابت نفقه دریافت کرده باشد، می‌بایست مسترد نماید و با اعمال این اصلاحیه رأی نخستین را تأیید نموده است. (ص ۷۳) این رأی در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۲۶ به وکیل زوج ابلاغ شده است (ص ۷۱ پرونده تجدیدنظر) و نامبرده در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲۷ نسبت به آن فرجام‌خواهی کرده است (ص ۱۰۱) و شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر خوزستان به موجب دادنامه شماره ۰۰۷۹۶ مورخ ۱۳۹۳/۶/۱ با این استدلال که رأی صادره در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۲۶ به وکیل ابلاغ شده است و مشارٌالیه در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲۷ نسبت به آن فرجام‌خواهی نموده است، فرجام‌خواهی را خارج از مهلت مقرر قانونی دانسته و مستنداً به ماده ۳۸۳ قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی وی را صادر نموده است. (ص ۱۰۲) این رأی در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲ به وکیل زوج ابلاغ گردیده است (ص ۱۰۵) و نامبرده در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲ نسبت به آن فرجام‌خواهی کرده است. وکیل فرجام‌خواه در لایحه منضم به دادخواست خود اظهار داشته: علت عدم اقدام در موعد مقرر قانونی، عدم اطلاع از مفاد رأی مورد درخواست فرجامی بوده که مستنداً‌ به ماده ۸۳ قانون آیین دادرسی مدنی که اشعار می‌دارد: در کلیه مواردی که به موجب مقررات این مبحث اوراق به غیر شخص مخاطب ابلاغ شود در صورتی دارای اعتبار است که برای دادگاه احراز شود اوراق به اطلاع مخاطب رسیده است. در مانحن‌فیه با مداقه در محتویات پرونده، از آنجا که کلیه اقدامات قانونی در ظرف مهلت‌ها و مواعد مقرر قانونی پس از اطلاع از مفاد اوراق قضائی اقدام شده، بدیهی است که در صورت ابلاغ صحیح یا اطلاع از مفاد آن به موقع اقدام به تقدیم دادخواست فرجامی می‌نمودم. علی‌هذا با توجه به عدم ابلاغ صحیح اوراق قضائی توسط واحد ابلاغ دادگاه عمومی...، شکایت کیفری توسط همکاران شریک در دفتر علیه مأموران به اتهام جعل در شعبه دوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب... مطرح رسیدگی می‌باشد که در این زمینه عاجزانه استدعای اخذ استعلام از آن شعبه دادیاری را دارم. با عنایت به اینکه مأمور ابلاغ گزارش نموده در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۲۶ (‌به عدد) مخاطب در محل حضور نداشت و تاریخ و ساعت ابلاغ به صورت تمام حروف رعایت نشده، طبق مفاد بندهای یک و دو ماده ۸۲ قانون آیین دادرسی مدنی ابلاغ مزبور فاقد وجاهت قانونی است. لذا من‌حیث‌المجموع قرار رد تجدیدنظرخواهی برخلاف مواد ۹۷ و ۱۶۲ و ۱۰۹ قانون مذکور است. (نقل از حکم شماره ۲۱۴۵ - شعبه ششم دیوان‌عالی‌کشور) علی‌هذا تقاضای نقض قرار صادره و نیز رأی اصلی را دارد. وکیل زوجه پاسخ فرجام‌خواه را داده که لایحه وی و نیز لایحه منضم به دادخواست فرجامی زمان شور قرائت خواهد شد. فرجام‌خواهی وکیل زوج به شعبه ۱۹ دیوان‌عالی‌کشور ارجاع شده است.

هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای یاوری عضو ممیز و اوراق پرونده اجمالاً مبنی بر فرجام‌خواهی آقای م.ت. با وکالت آقای ج.م. نسبت به دادنامه ۹۳۰۹۹۷۶۱۱۷۷۰۰۷۹۶ - ۱۳۹۳/۶/۱ صادره از شعبه ۶ دادگاه تجدیدنظر خوزستان مشاوره نموده، چنین رأی می‌دهد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در مورد فرجام‌خواهی آقای م.ت. با وکالت آقای ج.م. نسبت به دادنامه ۹۳۰۹۹۷۶۱۱۷۷۰۰۷۹۶ مورخ ۱۳۹۳/۶/۱ صادره از شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان نظر به اینکه حسب دلایل موجود در پرونده دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۶۱۱۷۷۰۰۲۶۸ صادره از شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۲۶ به وکیل محترم ابلاغ شده و مشارٌالیه در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲۷ خارج از مهلت بیست روز قانونی فرجام‌خواهی نموده و ایراد فرجام‌خواه مفاداً اینکه ابلاغ رقمی (عددی) صورت گرفته نه حروفی و منطبق با منطوق ماده ۸۲ قانون آیین دادرسی مدنی نمی‌باشد، موجه نیست. زیرا با توجه به محتویات پرونده و عنایت به مفهوم بند ۳ ماده ۳۷۱ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ایراد به درجه‌ای از اهمیت نیست که رأی صادره را از اعتبار بیندازد. بنا به مراتب ضمن رد فرجام‌خواهی به استناد ماده ۳۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجام‌خواسته نتیجتاً ابرام می‌گردد.

مستشاران شعبه ۱۹ دیوان‌عالی‌کشور

کریمی صحنه سرائی - یاوری