صدور حکم غیابی در بزه قتل عمد

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/11
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در بزه قتل عمد،عدم حضور متهم در جلسه دادرسی مانع از رسیدگی بوده و صدور حکم غیابی فاقد وجاهت قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده

حسب محتویات پرونده ساعت 9 : 40 مورخ 1382/04/28 گزارشی تحت عنوان قتل مرحومه ک. ن. اهل افغانستان ساکن روستای... ش. توسط شخصی به نام ش. (ک.) با استفاده از تبر و ورود ضربه به سر و پاهای مقتوله گزارش شده است متهم پس از وقوع حادثه متواری گردیده است. به دنبال وصول گزارش، مامورین انتظامی و بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب ش. به محل حادثه عزیمت و مشاهدات خود را به شرح صفحات 3 الی 10 (بازپرس) و 28 الی 33 (مامورین) از وضعیت محل و جسد گزارش نموده‌اند که خلاصه آن بیانگر این است که جسد زنی حدود 30 ساله در پشت درب ورودی اطاق به صورت طاق باز افتاده و خون‌آلود می‌باشد در قسمت وسط سر وی اثر جراحت عمیق دیده می‌شود و اثر بریدگی نیمه عمیق در گردن و بریدگی سطحی در انگشتان و پا دیده می‌شود که جهت تعیین دقیق علت مرگ و گزارش معاینه جسد به پزشکی قانونی دستورات لازم صادر شده است خانم س. ک. 12 ساله به عنوان شاهد صحنه قتل اظهار داشته دیدم ش. ساعت 6 صبح وارد منزل شد و ک... را با تبر زد و من کاملا صحنه را دیدم و بعد مرا زد و من بیهوش شدم بعد از گذشت نیم ساعت به هوش آمدم و دنبال ع... رفتم و در مرحله دیگری بیان کرده دیدم شخصی به نام ش. به داخل حیاط پرید وسیله‌ای شبیه تبر در دستش بود من بلافاصله بعد از اینکه فهمیدم این فرد ش. می‌باشد ک... را بیدار کردم و ک... بیدار شد و ایستاد وقتی که ش. را دید قرآن را از کنارش برداشت و به ش. گفت که به این قرآن به من رحم کن من برادر تو را نکشتم که در همین حین ش. با تبر به سر ک... کوبید و سپس هُل داد که ک... به زمین افتاد و من جیغ کشیدم و با لگد به صورتم زد من از ترس چادرم را روی سرم کشیدم و بیهوش شدم وقتی به هوش آمدم دیدم که یک پتو روی سر ک... انداخته و شلوار ک... را کنده که من هم یک پتو روی پاهای ک... انداختم بعد از یک ساعت رفتم شورا را اطلاع دادم چون یک ساعت زبانم بند آمده بود بعد هم دنبال ع... رفتم پیدایش نکردم و رفتم مخابرات به 110 زنگ زدم (ص 11 ). آقای ع.ک. همسر مقتوله و همسر س.ک. اظهار داشته بعد از فوت و. شوهر اسبق ک. ن. اول من ایشان را عقد کردم بعد از چند روز رفت با ش. ک. ازدواج کرد و مجددا حدود هفت ماه است که آمده و با من زندگی می‌کند قبلا ش. به ک. گفته بود که شما را می‌کشم و گفته بود شما با ش. در قتل برادرم و. ک. همکاری داشته‌اید (ص 23 و 24 ). پزشکی قانونی در گزارش معاینه جسد و کالبد گشائی به شرح صفحات 44 و 45 علت فوت خانم ک.ن. را صدمات متعدد در اثر اصابت جسم سنگین و برنده و عوارض ناشی از آن تعیین نموده است ورثه مجنی علیها آقای ع. ن. اهل افغانستان (پدر) و خانم خ. ن. اهل افغانستان (مادر) به عنوان اولیاءدم تقاضای قصاص ش. ک. را نموده‌اند (ص 66 و 65 ). بازپرس محترم دادسرا پس از بی‌نتیجه بودن اقدامات جهت دستگیری متهم ش. ک. در تاریخ 1387/09/17 در خصوص اتهام وی دائر بر قتل عمدی مرحومه ک. ن. با ضربات چاقو و تبر مبادرت به صدور قرار مجرمیت نموده و پرونده با کیفرخواست دادستان محترم عمومی و انقلاب ش. به محاکم کیفری استان س. ارسال گردیده (ص 107 ، 108 ، 109 و 110 ) و جهت رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان س. ارجاع شده است دادگاه مرجوع الیه به جهت متواری و مجهول‌المکان بودن متهم دستورات لازم را جهت دستگیری متهم به دادسرا صادر که بازپرس محترم نیز با اعطای نیابت قضایی به حوزه‌های قضایی سراسر کشور حتی از طریق پلیس اینترپل اقدام که منتج به نتیجه نشده و اولیاءدم مقتوله و تنها شاهد حادثه نیز در دادگاه حاضر نشده‌اند و متهم جهت رسیدگی به پرونده از طریق نشر آگهی دعوت که در جلسه دادرسی در مورخ 1393/12/14 حاضر نشده و دادگاه پس از استماع دفاعیات وکیل تسخیری متهم به شرح آتی مبادرت به صدور رای نموده است: در این پرونده آقای ش. ک. تبعه کشور افغانستان متواری و مجهول المکان دارای وکیل تسخیری به نام آقای س.غ. ه. وکیل پایه یک دادگستری متهم است به ارتکاب یک فقره قتل عمدی خانم ک. ن. با ضربات تبر و چاقو در تاریخ 1382/04/28 در روستای... شهرستان ش. که با عنایت به 1 - شکایت ورثه مرحومه آقای ع. ن. و خانم خ. ن. (پدر و مادر مجنی علیها) که حسب مواد 350 ، 351 و 361 قانون مجازات اسلامی به عنوان ورثه و اولیاءدم قصاص و عفو در اختیار آنان است و بنابر صورت‌جلسه های مورخ 1384/06/20 صفحات 65 و 66 پرونده به صراحت درخواست قصاص جانی را کرده‌اند 2 - مفاد کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ش. 3 - صورت‌جلسه‌های معاینه جسد و محل تنظیم از سوی آقای بازپرس دادسرای شهرستان ش. و مامورین انتظامی 4 - مفاد گزارش معاینه جسد پزشکی قانونی شاهرود 5 - اظهارات مطلعین خصوصا احد از شهود به نام خانم س.ک. 6 - متواری بودن متهم و احضار او از مسیر نشر آگهی در روزنامه و عدم حضور نامبرده در جلسات متعدد دادگاه برای دفاع از خویش 7 - غیر موثر و غیرقابل پذیرش بودن دفاع وکیل مشارالیه 8 - سایر قراین و امارات مضبوط و مندرج در پرونده که مجموعا موجب حصول علم عادی و متعارف با عنایت به اقناع وجدان و اطمینان برای قضات دادگاه به محرز بودن ارتکاب قتل عمد مرحومه ک.ن. توسط آقای ش. ک. می‌گردد و از این رو به استناد بند الف ماده 290 و مواد 381 و 382 قانون مجازات اسلامی حکم به قصاص نفس متهم موصوف منوط بر آن که قبل از اجرای قصاص اولیای دم نصف دیه کامل مرد مسلمان را به جانی پرداخت کنند صادر و اعلام می‌شود این رای با توجه به عدم حضور متهم در جلسه‌های دادرسی و تقدیم لایحه دفاعیه از ناحیه‌ی وی و اینکه وکیل تعیین شده وکیل تسخیری منتخب دادگاه است غیابی بوده و ظرف مهلت ده روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه و با انقضای مهلت مذکور ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور از جانب شخص متهم یا وکیل انتخابی او می‌باشد. رای صادره در روزنامه آگهی شده است و پس از ابلاغ رای صادره آقای س.غ. ه. وکیل تسخیری ش. ک. با تقدیم لایحه‌ای به دیوان عالی کشور از آن تجدیدنظرخواهی که پرونده جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است مفاد لایحه به هنگام شور قرائت خواهد شد خلاصه آن بیانگر این است که هیچ دلیل و مدرکی علیه موکل به جز شهادت س.ک. که در زمان وقوع جرم 12 ساله بوده وجود ندارد که به تنهایی نمی‌تواند مثبت ارتکاب بزه از ناحیه موکل و حصول علم بر مجرمیتش گردد لذا درخواست نقض رای صادره را نموده که به شرح آتی مبادرت به صدور رای می‌گردد.هیات شعبه تشکیل است پس از قرائت گزارش آقای مهدی احمدی عضو ممیز و ملاحظه‌ی اوراق پرونده و نظریه‌ی آقای مهرداد حبیبی دادیار محترم دیوان عالی کشور مبنی بر: « نقض دادنامه » مشاوره نموده و متفقا چنین رای می‌دهند:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص دادنامه‌ی فوق که به موجب آن غیابا رای بر محکومیت آقای ش.ک. به قصاص نفس به جرم ارتکاب قتل مرحومه ک.ن. صادر شده است. نظر به اینکه به موجب بند پ ماده‌ی 11 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 قوانین مربوط به شیوه‌ی دادرسی نسبت به جرایم سابق بر وضع قانون فورا اجرا می‌شود و اینکه به دلالت مفهوم مخالف ماده‌ی 350 قانون آیین دادرسی کیفری در بزه قتل عمد که مجازات آن سالب حیات (قصاص نفس) بوده و عدم حضور متهم در جلسه‌ی دادرسی مانع از رسیدگی می‌باشد بنابراین صدور حکم غیابی در خصوص مورد مغایر با موازین قضایی تشخیص و به استناد بند 2 از شق ب ماده‌ی 469 قانون آیین دادرسی کیفری، دادنامه‌ی صادره نقض و پرونده جهت رفع نقص (جلب متهم و استماع اظهارات وی) و صدور رای مجدد به همان دادگاه اعلام می‌گردد.

رییس و مستشار و عضو معاون شعبه --- دیوان‌عالی‌کشور

نبی‌اله داودی مازندرانی - مهدی احمدی - دکتر غلامحسین آماده

منبع