تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۰۹/۰۳
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۹۲۰۰۲۸۴

پیام: ورود ضربات متعدد شلنگ و کابل و... بر مواضع حساس بدن عرفاً فعل نوعاً کشنده محسوب می‌گردد.

رأی خلاصه جریان پرونده

به موجب گزارش مورخ ۲۴/۰۴/۹۰ شخصی به نام س. به نحو مشکوکی فوت شده که همسر متوفی به نام خانم ن. اظهار داشته اند که متوفی معتاد بوده که در کمپ مشغول مداوا شده و صحیح و سالم از کمپ خارج شده و به منزل آمده و شب را بیرون منزل با دوستانش سپری نموده و سپس مبادرت به استعمال مواد مخدر نموده و به کمپ برگشته که داخل کمپ فوت شده است (صفحه ۲۳). در گزارش مورخ ۲۴/۰۴/۹۰ پلیس آگاهی مربوط به بررسی صحنه قتل آمده است که جسد داخل حیاط کمپ... بر روی یک برانکارد مشاهده شد (صفحه ۸). در بدن متوفی جراحات متعددی همانند ضربات شلاق بر روی کمر و پاهای جسد مشاهده گردیده، به طوری که ایجاد کبودی های شدید نموده و تعداد اندکی خون از آلت تناسلی متوفی خارج شده است (صفحه ۷). تصویر صدمات وارده بر بدن متوفی نیز ترسیم شده است (صفحه ۵). در ناحیه باسن پشت ران و بازوها و دست ها آثار کبودی داشته است (صفحه ۵). آقای بازپرس دستورات لازم جهت رسیدگی به موضوع را صادر کرده است (صفحه ۱۰). خانم ن. (همسر متوفی)، اظهار داشته: من در منزل حضور داشتم که فرزندم ح. به وسیله تلفن به من گفت پدرم فوت کرده که بلافاصله این جانب به کمپ رفتم و مشاهده کردم همسرم س. فوت شده است. سوال شده: آیا از کسی شکایت دارید؟ جواب داده: از کسی شکایت ندارم (ص ۱۲). از آقای ه. تحقیق شده، گفته است: س. با وضعیتی آشفته به کمپ آمد که به پسرش اطلاع دادم که حال پدرش خراب است (صفحه۲۳). تاریخ ۲۵/۰۴/۹۰ در پزشکی قانونی از جسد مرحوم س.، معاینه به عمل آمده و آثار صدمات وارده به بدن مرحوم نیز درج گردیده است و در پایان اعلام شده علت فوت تحت آزمایش است (صفحه ۲۹). خانم ف. (مادر متوفی) اظهار داشته: من زن بی سوادی هستم می گویند فرزندم کشته شده است از مرتکب شکایت دارم و تقاضای رسیدگی دارم چنانچه فرزندم در اثر مصرف مواد مخدر فوت نموده باشد از کسی شکایت ندارم (صفحه ۲۲). آقای م. (پدر متوفی) نیز اظهار داشته: مردم چیزهایی می گویند یکی می گوید به خاطر استعمال مواد مخدر فوت کرده و دیگری می گوید او را کشته اند نتیجه آسیب شناسی که بیاید و حکایت از کشتن داشته باشد شکایت دارم (صفحه ۲۳). گواهی حصر وراثت مرحوم س. حاکی است که ورثه وی عبارت اند از: ۱- ن. (همسر متوفی) ۲- ف. (مادر متوفی) ۳- م. (پدر متوفی) ۴- ح. ۵- ع. (فرزندان متوفی) (صفحه ۳۰). در گزارش مأمورین آمده است که همسر متوفی اظهار داشته: خودم مشاهده نکردم که مسئولین کمپ ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دهند ولی پسرم به نام ع. که در آن مکان بوده مشاهده نموده که پدرش توسط مسئولین کمپ مورد ضرب و شتم قرارگرفته است (صفحه ۳۲). در تحقیق دیگر خانم ن. (همسر متوفی) اظهار داشته: پس از شنیدن این خبر که شوهرم حالش خراب است به کمپ رفتم داخل حیاط کمپ شوهرم لباس به تنش بود و لباس های مربوط به شخص دیگری بود به او پوشانده بودند وقتی رسیده بودیم پتو روی او کشیده بود پتو را که کنار زدیم دیدم که شوهرم فوت کرده و ه. رنگ از رخسارش پریده بود مدام می گفت ما فامیل هستیم خودش فوت نموده است از ه. شاکی هستم و قصاص را خواستارم (صفحه ۳۵ به بعد). از آقای ع. (فرزند متوفی) تحقیق شده، اظهار داشته: حدود سه ماه پیش جهت ترک اعتیاد به کمپ..... به نام..... رفتم چون من به کراک اعتیاد داشتم خودم به عنوان خدمتگزار در آنجا بودم و حدود سه یا چهار روز یک بار به خانه می آمدم یک روز ظهر پدرم س. آمد غذا برایم بیاورد حتی داخل آمد و غذا خورش سبزی بود که صاحب کمپ به نام ه. به پدرم گیر داد و می گفت تو مواد مصرف کرده ای پدرم اصلاً اعتیاد نداشت و حدود سه یا چهار ماه بود که در همان کمپ ترک کرده بود و پاکی داشت پدرم قبول نمی کرد ولی گفت که مواد مصرف نکرده ام که صاحب کمپ آقای ه. قبول نمی کرد خلاصه با پدرم جروبحث می کرد و ه. مسئول کمپ با شیلنگ او را می زد و پدرم را لخت کرده بود و مدام او را با شیلنگ می زد و بعد آب سرد بر روی او می گرفت دوباره با شیلنگ او را می زد که متوجه شدم پدرم ساکت شد و از بچه های کمپ پرسیدم گفتند پدرت بی هوش شده و دست من به پدرم نمی رسید چون ن. درب را روی من قفل کرده بود و بعد از چند دقیقه فهمیدم که پدرم فوت کرده است و صدای ه. را می شنیدم که تلفن زد به برادرم و گفت پدرت حالش خراب بوده آمده کمپ و اینجا بی هوش شده وقتی برادرم رسید به او گفت یکی پدرت را آورده اینجا انداخته و پدرت مواد مصرف کرده و سکته کرده و فوت نموده. مأمورین نیز اصلاً از من بازجویی نکردند من قسم می خورم که عین واقعیت است و دیگر معتادان به نام ع. و ح.، س. و م. نیز آنجا بودند و دیده اند که پدرم را کتک زده اند، از ه. شاکی هستم (صفحه ۳۷ به بعد). آقای م. (فرزند متوفی) تقاضای قصاص ه. را نموده است (صفحه ۳۹). آقای ف. اظهار داشته: من به خاطر اعتیاد در کمپ.... بستری شدم مرحوم س. آدم ساکت و سربه زیری بود... وی در ادامه اظهار داشته: آقای ه. یک لیوان یک بارمصرف به مرحوم داد که از او آزمایش بگیرد که ببیند مواد مصرف کرده یا خیر مرحوم می گفت نمی توانم ادرار کنم و جروبحث بالا گرفت و ه. می گفت تو مواد کشیده ای وگرنه ادرار می کردی. بعد آقای ه. به بچه های داخل حیاط گفت او را لخت کنید و شیلنگ آب را روی سر او بگیرید و آب هم بیاورید تا بخورد ادرار کند که خدمتگزاران به اسامی ب. - س. و ن. دستور آقای ه. را اجرا کردند و آقای ه. خودش شیلنگ آب را گذاشته بود روی سرش و به مرحوم می گفت باید ادرار کنی که مرحوم هم می گفت نمی توانم و آقای ه. هم آرام با شیلنگ به دست و شانه و کمر او می زد و مرحوم اگر درد هم می کشید اصلاً حرفی نمی زد و معلوم بود غرورش اجازه نمی داد حرفی بزند و چهره مرحوم برافروخته بود و خودم دیدم که آقای ه. او را می زد و حدود یک ساعت یا یک ساعت و نیم او را می زد و آقای ه. هم لج کرده بود و او را با شدت بیشتری می زد و می خواست حرف خود را به کرسی بنشاند بقیه خدمتگزاران فقط نگاه می کردند و آقای ه. با شیلنگ سبزرنگ او را می زد البته شیلنگ مشکی رنگی هم داشتیم که چون کوتاه بود آقای ه. میل به آن نداشت و آقای ه. پیراهنش را درآورده بود و با رکابی سفیدرنگی او را می زد مرحوم چون غرور داشت اصلاً حرفی نمی زد التماس هم نمی کرد و کسی هم به خود اجازه نمی داد به ه. بگوید دیگر بس است و مرحوم بی هوش شد و ساعت حدود ۲ بعدازظهر بود که خدمتگزاران به او نفس مصنوعی می دادند و چون می خواستند او را به دکتر ببرند لباس های دیگری به او پوشاندند که ه. با شریکش د. پچ پچ کردند و قرار شد به ح. پسرش زنگ بزنند که به ح. زنگ زدند و گفتند پدرت حالش خراب است او را به بیمارستانم ببریم یا خیر که ح. گفت او را به بیمارستان نبرید که ح. بعد از ۵ دقیقه با مادرش آمد به کمپ که مرحوم مشخص شد که فوت کرده بود. خودم دیدم که آقای ه. آن قدر او را زد تا فوت کرد (صفحه ۴۵ به بعد). از آقای ح.، تحقیق شده، گفته است: من به اتهام مواد شش یا هفت بار روانه زندان شده ام و من روز حادثه به عنوان شریک آقای ه. در کمپ.... حاضر بودم و موقعی که مرحوم آمد داخل کمپ حالش خیلی خراب بود و از حالت طبیعی خودش خارج بود ساعت حدود یازده تا دوازده صبح بود چون می دانستم حالش خراب است به آقای ه. شریکم زنگ زدم و به او گفتم س. آمده حالش خراب است که آقای ه. گفت خودم دارم می آیم آمد کمپ زنگ زد به پسر مرحوم گفت که حال پدرت خراب است بیا او را ببر که ح. گفت پدرم بیست سال است برایم مرده است بگذار بمیرد تا بیایم جنازه اش را ببرم و ساعت دوازده و ربع بود که اورژانس آمد و گفت مرحوم تمام کرده است و ندیدم کسی او را بزند (صفحه ۴۸). از آقای م.، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته است: مرحوم با وضع آشفته آمد داخل کمپ و تا جایی که می دانم مرحوم مواد مصرف کرده بود و شک نداشتم که آقای د. به آقای ه. زنگ زد و گفت مرحوم مواد مصرف کرده می خواهی چکار کنی می آیی یا نه که آقای ه. گفت خودم دارم می آیم و بعد از بیست دقیقه آمد و تا او را دید گفت س. مواد مصرف کرده نمی خواست که از او آزمایش بگیرد اظهارات دیگر شهود کذب محض است. آقای ه. نمی خواست از س. آزمایش بگیرد و تا جایی که می دانم براثر سوءمصرف مواد مخدر فوت کرده است و کسی را ندیدم که بخواهد او را کتک بزند (صفحه ۵۰ به بعد). در تاریخ ۱۷/۰۹/۹۰ متهم ه. در خیابان رویت و توسط مأمورین دستگیر می‌شود (صفحه ۵۸). از ه.، به نام متهم تحقیق شده و اظهارات شاهد به او تفهیم شده، اظهار داشته: آقای س. حدود سه ماه تحت نظر کمپ....بود بدون هیچ گونه اعتیادی که با توافق خانواده ترخیص شد و ۲۴ ساعت بعد برگشته بود که خدمتگزار کمپ با من تماس گرفتند و گفتند س. آمده کمپ و حالش خراب است من هم خودم را بعد از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بعد رساندم وقتی دیدم که حالش خراب است با پسرش تماس گرفتم و گفتم که پدرت خیلی حالش خراب است بیا ببرش بیمارستان او هم در جواب گفت پدر من خیلی وقت است مرده باز با او تماس گرفتم وقتی او نیامد با ۱۱۵ چند بار تماس گرفتم که بعد از نیم ساعت ۱۱۵ آمده و گفت ۵ دقیقه است تمام کرده. خودم با ۱۱۰ تماس گرفتم که آمدند جنازه او را به همراه خانواده اش بردند. در مورد اظهارات شاهد سوال شده، گفته است که: اظهارات آقای م. را قبول ندارم چون انسان سالمی نیست و معتاد به مواد جدید توهم زا می‌باشد من اصلاً او را نزده ام (صفحه ۶۰ به بعد). از آقای ن.، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته: داخل آشپزخانه بودم دیدم صدای آمبولانس آمد و سروصدای گریه شنیدم بیرون رفتم دیدم س. مرده بود و او را داخل آمبولانس گذاشتند بردند من هیچی ندیده ام (صفحه ۷۰). نظریه کمیسیون پزشکی قانونی حاکی است علت فوت عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر تعیین شده و آثار کبودی در ناحیه سرین و اندام ها مشهود بود که نشانگر ضرب وجرح قبل از فوت می‌باشد (صفحه ۷۳). آقای م. (پدر متوفی) نسبت به این نظریه اعتراض کرده است (صفحه ۷۵). برگ حواله انبار به نام س. که در تاریخ ۲۱/۰۸/۸۸ صادرشده حاکی است که برای س. به علت کانسر مغز و استخوان قرص متادون و آمپول مرفین تجویز شده است (صفحه ۷۶). از آقای ب.، به نام مطلع در مورد جریان امر تحقیق شده، گفته است: من در آشپزخانه بوده ام و هیچ چیز ندیده ام و نشنیده ام (صفحه ۷۸). از آقای م.، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته: من برای دیدن دوستم ی. به کمپ رفتم دیدم آقای ه. تمام لباس های س. را پاره کرد و س. را با آب خیس نمود و سپس با شیلنگ او را کتک کاری نمود و یک ساعتی او را کتک کاری کرد که از حال رفت (صفحه ۸۰). از آقای ی.، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته: آقای س. برای پسرش ع. نهار آورد ع. برای ترک اعتیاد آنجا بود، مسئول کمپ آقای ه. به ایشان گیر داد و گفت شما هم مواد مصرف می کنید... سپس با س. درگیر شد و آقای ه. لباس های س. را از تن ایشان درآورد و ابتدا آب روی بدن ایشان ریخت و با شیلنگ مبادرت به کتک کاری نمود و کتک کاری در حضور من و دیگر معتادان انجام گرفت. بعد از کتک کاری من و چند نفر از خدمتگزاران س. را که جان در بدن نداشت زیر کولر آوردیم و حتی نفس مصنوعی به او دادیم ولی جان نداشت و فوت کرد (صفحه ۸۱). در بازپرسی نیز م. اظهار داشته: آقای ه. هم زمان آب به او می گرفت و او را با یک کابل شبیه شیلنگ می زد (صفحه ۸۴ به بعد). آقای ی. نیز در بازپرسی به نام مطلع اظهار داشته: آقای ه لباس های مرحوم را پاره کرد و این قدر او را زد و هر چه مرحوم می گفت به قرآن اصلاً مواد مصرف نکرده ام (توجه نمی کرد) و من و د. و ع. آنجا بودیم گفتیم دیگر او را نزن که اصلاً اعتنایی به ما نکرد (صفحه ۸۷). به تاریخ ۰۴/۰۵/۹۱ جلسه کمیسیون پزشکی مجدداً تشکیل شده و نظریه این کمیسیون بدین شرح اعلام شده است: (... بعید به نظر می‌رسد مواد مخدر با توجه به مرفین +۱ گزارش شده در گزارش سم شناسی عامل مرگ وی بوده باشد ولی با توجه به شدت ضربه های متعدد ایجادشده روی بدن متوفی به نظر می‌رسد که علت مرگ وی می‌تواند یک شوک عصبی (وازووگال) بوده باشد...) (صفحه ۹۳). عده ای ازجمله ر. - ح. - م.ع. طی استشهادیه ای اعلام نموده اند که م. و ی. در محل وقوع فوت حضور نداشته اند (صفحه ۹۶). م. در بازپرسی اعلام داشته: شب اگر صدایت دربیاید همین آقای ه. دستور می دهد شب هنگام وقتی که هوا سرد است تو را خیس کنند و در حیاط بگذارند تا سرما بر تو فشار بیاورد به و الله قسم شش روز است که در کمپ همین آقای ه. هستم و به جز نان خالی چیزی به من نمی دهد و تا حرفی بزنم دستور می دهد تا نوکرهایش با چوب و گرز از خجالتم دربیایند به من گفت باید شهادت را پس بگیری من هم چون می ترسم آمده ام شهادتم را پس بگیرم من آدم بدبختی هستم برایم دردسر درست نکنید فقط بنویس من از چیزی خبر ندارم (صفحه ۹۹). گواه مزبور در ادامه گفته است: اشتباه کرده ام شما مرا به کمپ نفرستید دو روز بعد می آیم حقیقت را می گویم مرا به زندان بدهید (صفحه ۱۰۰). م.پ.، نیز اظهار داشته: دیدم که آقای ه. داشت با چیزی شبیه شیلنگ او را می زد و دوروبر آقای ه. شلوغ بود و به قرآن قسم مرحوم لخت بود و آقای ه. داشت ایشان را می زد (صفحه ۱۰۱). آقای و. فرزند...، متولد ۱۳۶۴، شغل آزاد نیز به نام مطلع اظهار داشته: دیدم از داخل کمپ سروصدا می آمد و مردم زیادی جمع شده بودند از سوراخ نزدیک قفل کمپ با چشم خودم دیدم که یک نفر قدبلند که موهای لخت بلند و سبیل داشت با شیلنگ شخص دیگری که برهنه بود و شورت آبی رنگ به تن داشت را می زد بعد فهمیدم اسم آن شخص ه. بود که اهالی کمپ او را... صدا می کردند و شخص مرحوم نیز س. می‌باشد و ما ناراحت می شدیم و پشت در ما هم سروصدا می کردیم (صفحه ۱۰۷). فتوکپی استشهادیه ای که عده ای نیز ذیل آن را امضاء کرده اند حاکی است که آقای ی. بیماری اعصاب و روان داشته و ۱۶ مرحله به ایشان شوک واردشده، فتوکپی مدارک مربوطه نیز پیوست شده است (صفحه ۱۱۴). مدارک پزشکی وی نیز ضمیمه گردیده است (صفحه ۱۱۷). آقایان... و... وکلای پایه یک دادگستری خود را به وکالت از طرف اولیای دم مرحوم س. معرفی کرده اند (صفحه ۱۱۹). آقای... لایحه ای نیز به دفاع از موکلین خود تقدیم نموده است (صفحه ۱۲۳). تصاویر رنگی با لباس و لخت مرحوم س. که در نقاط مختلف بدن آثار کبودی شدید دارد نیز ضمیمه شده است (صفحه ۱۲۹). نظریه مورخ ۲۲/۰۴/۹۲ کمیسیون پزشکی قانونی در مورد فوت مرحوم س. حاکی است با توجه به بررسی های به عمل آمده علت فوت ضربه به نقاط حساس و عوارض ناشی از آن تعیین می‌گردد (صفحه ۱۳۲). از آقای ه. در بازپرسی تحقیق شده، اتهام وارده را انکار کرده و اظهارات شهود و مطلعین را تکذیب نموده است (صفحه ۱۳۹). فتوکپی شناسنامه ه. متولد ۱۳۵۲، (فرزند...) و نیز فتوکپی کارت ملی او پیوست گردیده است (صفحه ۱۴۶ به بعد). آقای م.ص. فرزند...، متولد ۱۳۶۵، نیز به نام گواه اظهار داشته: آقای ه. همین همسایه مرحوممان را به ضرب شیلنگ بسته بود (صفحه ۱۵۰). بین آقای ح. و آقای ه. مواجهه حضوری داده شده. ح. جریان مطلع شدن از فوت پدرش را تعریف نموده است و آقای ه. در پاسخ گفته است: حرف های ایشان را قبول دارم ولی من او را کتک کاری نکرده ام من رأی اولی پزشکی قانونی..... را قبول دارم (صفحه ۱۵۲). در تاریخ ۱۸/۰۶/۹۲ بین آقایان ح. - و. و م.ص. و آقای ه. مواجهه حضوری داده شده، گواهان اظهارات خود مبنی بر این که ه. مرحوم س. را کتک کاری کرده است را تکرار نموده اند و متهم اظهار داشته: قبول ندارم من این افراد را نمی شناسم از بستگان شاکی هستند (صفحه ۱۵۴). آقای... وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از سوی آقای ه. تعیین و معرفی شده است (صفحه ۱۶۶). سابقه آقای ه. حاکی است که دارای سابقه ارتکاب عمل زنا و رابطه نامشروع در دادسرای.... در سال ۱۳۷۴ و اتهام مواد مخدر در دادسرای..... در سال ۱۳۸۰ می‌باشد (صفحه ۱۶۹). آقای ف. طی سند رسمی مورخ ۱۷/۰۷/۹۲ شهادت قبلی خود علیه آقای ه. را تکذیب کرده است (صفحه ۱۷۳). آقای م. نیز طی سند رسمی مورخ ۱۵/۰۷/۹۲ شهادت قبلی خود علیه آقای ه. را مبتنی بر اشتباه اعلام نموده است (صفحه ۱۷۴). آقای... وکیل متهم نیز با تقدیم لایحه ای موکل خود را بی گناه دانسته و اسناد رسمی مذکور را نیز ضمیمه نموده است (صفحه ۱۷۵). به تاریخ ۱۷/۰۹/۹۲ آقای بازپرس طبق قرار صادره در مورد اتهام آقای ه. مبنی بر قتل عمدی مرحوم س. قرار مجرمیت صادر کرده است (صفحه ۱۸۰) که آقای دادیار اظهارنظر با این قرار موافقت نموده و بر این اساس کیفرخواست نیز صادر گردیده است (صفحه ۱۸۶). به تاریخ ۰۷/۱۰/۹۲ شعبه اول دادگاه کیفری استان ضمن تشکیل جلسه فوق العاده دستور دعوت طرفین را صادر کرده است (صفحه ۱۸۸). آقای ح. (پدر ی. یکی از شهود و مطلعین) با تنظیم استشهادیه ای اعلام نموده که فرزندش بیماری روانی داشته و شوک برقی بر او واردشده و اکنون حدود ۶ ماه است که از او هیچ اطلاعی ندارند (صفحه ۲۴۹). در تاریخ ۲۷/۱۱/۹۲ جلسه دادگاه تشکیل گردیده، اولیای دم مرحوم س. تقاضای قصاص آقای ه. را نموده اند. آقایان وکلای اولیای دم نیز توضیحاتی در خصوص قتل مذکور بیان نموده اند (صفحه ۲۵۰ به بعد). دادگاه از عده ای از شهود و مطلعین تحقیق نموده، بعضی مانند آقایان ع.، م.، ح. و ف. ایراد صدمه با شیلنگ توسط آقای ه. به مرحوم س. را گواهی نموده اند (صفحه ۲۵۳ به بعد). به متهم ه. اتهامش مبنی بر قتل عمدی مرحوم س. تفهیم شده، وی گفته است: قبول ندارم وقتی او را به کمپ آورده بودند من آنجا نبودم (صفحه ۲۶۲). آقای وکیل متهم نیز از وی دفاع نموده و اظهار داشته براثر مصرف بیش ازحد مواد آن مرحوم فوت کرده است (صفحه ۲۶۳ به بعد). آقایان ح. و ن. به عنوان گواه زدن ضربه توسط متهم به مرحوم س. را انکار نموده اند (صفحه ۲۶۸ به بعد). ب. گفته است: ندیدم کسی آن مرحوم را بزند (صفحه ۲۷۱). ف. نیز گفته: وقتی این اتفاق برای س. افتاد من در کمپ بوده ام ولی چیزی ندیدم (صفحه ۲۷۳). م.ع. اظهار داشته: ندیده و نشنیده ام آقای ه. کسی را زده باشد (صفحه ۲۷۵) و آقای م. گفته است من آنجا نبودم اطلاعی ندارم (صفحه ۲۷۷). آقای وکیل اولیای دم نیز توضیحاتی به نفع موکلین خود داده است (صفحه ۲۷۸). از متهم ه. آخرین دفاع اخذشده، گفته است: قسم می خورم اصلاً ضربه یا ضرباتی به سر مقتول در روز حادثه و حتی قبل از آن وارد نکرده ام. آقای وکیل وی نیز گفته است: موکل بی گناه و مستحق برائت است (صفحه ۲۸۰). دادگاه پرونده را جهت تکمیل تحقیقات به دادسرا (شعبه بازپرسی) اعاده کرده است (صفحه ۲۸۱). آقای بازپرس مجدداً تحقیقات به عمل آورده است و پس از تکمیل پرونده آن را به دادگاه اعاده نموده است که دادگاه مجدداً دستور دعوت طرفین را صادر کرده است (صفحه ۳۰۹). آقایان وکلای اولیای دم لایحه ای به دفاع از حقوق موکلین خود تقدیم نموده اند (صفحه ۳۳۴). در جلسه مورخ ۲۴/۰۳/۹۳ اولیای دم مقتول تقاضای قصاص متهم (ه.) را نموده اند (صفحه ۳۳۶ به بعد). آقای وکیل شکات نیز توضیحات لازم را داده اند (صفحه ۳۴۰). دادگاه به ه. اتهام قتل عمدی مقتول را با ضربات شیلنگ تفهیم کرده، گفته است: قبول ندارم. آقای وکیل متهم نیز از وی دفاع نموده و اظهار داشته: دلیلی مبنی بر مجرمیت موکل وجود ندارد (صفحه ۳۴۳ به بعد). مجدداً از متهم آخرین دفاع اخذشده، اظهار داشته: اصلاً مقتول را نزده ام و نکشته ام. آقای وکیل وی نیز تقاضای صدور حکم برائت موکل خود را نموده است (صفحه ۳۴۵). دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره ۰۰۳۱ - ۲۷/۰۳/۹۳ به اکثریت چهار تن از اعضاء محترم دادگاه به اختصار چنین رأی صادر نموده است: در خصوص اتهام آقای ه. دایر بر قتل عمدی مرحوم س. اولاً فرزندان و همسر مقتول در مراحل اولیه تحقیقات اعلام داشته اند از کسی شکایتی ندارند... عقلاً و منطقاً بعید به نظر می‌رسد و غیرممکن است که شخص پدرش یا همسر یا دامادش مورد ضرب وجرح واقع گردد و در آن محل فوت نماید و پس از حضور مأمورین حتی اشاره ای به موضوع ضرب وجرح نگردد حتی اعلام نمایند از شخص یا اشخاصی شاکی نمی‌باشند. ثانیاً شهادت شهود تعرفه شده از ناحیه شکات صرف نظر از این که اکثریت دارای اعتیاد به مواد مخدر بوده بعضاً تلقینی به نظر می رسند دارای تعارض و تضاد اظهارنظر نموده اند و گروهی از شهادت خود عدول کرده اند و متهم نیز منکر شهادت شهود شکات بوده و هست. ثالثاً بعید به نظر می‌رسد حضور مجدد مقتول در داخل کمپ در روز حادثه به منظور سرکشی و همراه آوردن غذا برای فرزندش ع. باشد. به نظر می‌رسد حالات پریشانی و آشفته بودن و بعضاً استفاده مجدد به مواد مخدر و مصرف بیش ازحد مواد مخدر عامل مجددی جهت رها کردن مقتول و پسران مقتول در داخل کمپ جهت ترک اعتیاد مجدد بوده باشد... لکن به لحاظ آثار فیزیکی بر بدن مقتول برفرض وقوع صدمات قبل از فوت و قبل از ورود به کمپ با توجه به پوشش لباس غیرممکن بوده و دور از ذهن نبوده و منتفی نبوده نمی‌باشد. رابعاً علت فوت مقتول با توجه نظرات کمیسیون های پزشکی قانونی در مراحل آخری با توجه به نظریه اولیه پزشکی و تشریح جسد و عکس برداری دقیق از مقتول از ناحیه پزشکی قانونی و اداره آگاهی با واقع امر صرف نظر از احراز مصدومیت و ورود جراحات وارده متعدد بر متهم... در مراحل کمیسیون های بعدی موارد جدید احراز یا کشف یا تحقیق یا آزمایش محقق نشده تا این نتیجه حادث گردد... و علت تامه مرگ به صرف ضربات عقلاً و منطقاً غیرممکن بوده است. ترک اعتیاد طولانی مدت که منتهی به ضعف قوای جسمانی و روحی و روانی افراد گردیده و سوءمصرف مجدد به مواد مخدر عامل اصلی و تعیین کننده مرگ خواهد بود که در مانحن فیه چنین فرضی متصور خواهد بود. خامساً هیچ گونه خصومت، درگیری اختلاف قبلی... فی مابین متهم و مقتول و خانواده آنان وجود نداشته است... و تا زمان وقوع حادثه شکایت یا شکایاتی از مسئول یا مسئولین کمپ در خصوص ضرب وجرح و بی احترامی به افراد معتادی که در داخل کمپ جهت ترک اعتیاد مراجعه نموده اند وجود نداشته و ندارد و عدم سوابق کیفری متهم در این خصوص تا حدودی به صحت این ادعا کمک خواهد کرد. سادساً متهم به شدت منکر بزه ارتکابی شده، به شهادت شهود استناد و شهود وی اکثراً اعلام نموده اند که مقتول به محض ورود دارای حالات پریشانی و آشفته بوده و اساساً از ناحیه متهم مورد ضرب وجرح واقع نگردیده و نظر به بررسی دقیق پرونده و مراتب مذکور و ملاحظه و استماع اظهارات طرفین و رعایت قاعده فقهی (الدلیلان اذا تعارضا تساقطا) و با رعایت قاعده فقهی (تدرأ الحدود بالشبهات) و دفاعیات مقرون به صحت متهم و وکیل وی و عدم کفایت ادله اثباتی حکم بر برائت متهم مذکور صادر و مستنداً به ماده ۴۸۴ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ ازاین جهت که نباید خون مسلمان هدر رود حکم به پرداخت یک فقره دیه کامل یک مرد مسلمان بابت قتل مذکور از بیت المال در حق ورثه مقتول صادر و اعلام می‌گردد (صفحه ۳۴۹ به بعد). یکی از قضات محترم دادگاه به عنوان اقلیت چنین اظهارنظر کرده است که: (با رأی برائت موافقم موارد بر اساس قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ از مواردی که بیت المال می بایست دیه مقتول را بدهد نمی‌باشد و نظر به پرداخت دیه از بیت المال خلاف قانون است.) (صفحه ۳۶۳). آقایان... و... وکلای اولیای دم نسبت به این رأی تجدیدنظرخواهی نموده و توضیح داده اند که گواهان ح. و م. اظهار داشته اند ه. مقتول را به وسیله شیلنگ مورد ضرب و شتم قرارداده است و افراد دیگری به اسامی و. و م. و ی. نزد بازپرس به شرح حادثه با ذکر جزئیات پرداخته اند ولی بعد براثر فشارهای خانواده متهم از شهادت خود عدول نموده اند. نظریه کمیسیون پزشکی علت تامه مرگ را اصابت ضربه به نقاط حساس بدن اعلام نموده است. دادگاه اعلام کرده است که در اظهارات شکات تعارض وجود دارد که در این مورد اساساً تعارض وجود ندارد. بعد از گذشت سه سال از تاریخ وقوع جرم تعیین رنگ شیلنگ در ماهیت امر نمی تواند مهم باشد، سپس تقاضای نقض رأی را کرده است. مشروح لایحه مربوطه به هنگام شور قرائت می‌شود. پرونده در دیوان عالی کشور مطرح، رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص تجدیدنظرخواهی اولیای دم مرحوم س. نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن آقای ه. از اتهام قتل عمدی مرحوم س. تبرئه گردیده است؛ با عنایت به جهات و دلایل ذیل دادنامه تجدیدنظرخواسته مخدوش و واجد ایراد قضایی است: ۱- اولین گزارش مأمورین حاکی است که پس از بازدید از جسد مرحوم س. آثار صدمه و کبودی تقریباً در بیشتر قسمت های بدن او مشاهده گردیده است و حتی در قسمت میان تنه وی آثار خون ریزی وجود داشته است (صفحه ۱)، در این خصوص از متهم آقای ه. سوال شده اظهار داشته: ح. فرزند مقتول به کمپ مراجعه کرد و س. را ازآنجا خارج نمود که ساعت ۱۲ روز جاری با وضعیتی آشفته داخل کمپ آمد که با پسرش تماس گرفتم و گفتم بیا که پدرت حالش خراب می‌باشد. سوال شده: آیا کمپ شما دارای مجوز قانونی می‌باشد؟ جواب داده است: خیر مجوز ندارم (صفحه ۳). از وی سوال شده: آثار ضرب و شتم بر بدن متوفی (س.) وجود داشته است چه می گویید؟ جواب داده است: بله آثار ضرب و شتم وجود داشته بیرون از کمپ که من نمی دانم ضرب و شتم شده است و اطلاع ندارم (صفحه ۲). از این پرسش و پاسخ که در اولین مرحله رسیدگی به عمل آمده است چنین حاصل می‌شود که اولاً وجود آثار صدمه بر بدن مقتول توسط شخص متهم ه. نیز مورد تأیید قرار گرفته است الا این که مدعی است صدمات مربوط به قبل از ورود مرحوم به کمپ بوده است. ثانیاً اظهارات وی حاکی است که خانواده او از جریان وخامت حال مرحوم و فوت وی بی اطلاع بوده اند. بدیهی است هرگاه مرحوم قبل از ورود به کمپ مورد صدمات شدید وارده قرار می گرفت بعید بود که با آن حال به کمپ مراجعه نماید بلکه جهت مداوا به منزل خود یا درمانگاه مراجعه می نمود. ثالثاً کمپ موردبحث بدون مجوز قانونی تأسیس شده است. ۲- فرزند مرحوم س. به نام آقای ح. در تحقیقات نخستین اظهار داشته: چون علت فوت پدرم مشخص نبوده از کسی شکایت ندارم (صفحه ۹). آقای م. (پدر مقتول) اظهار داشته است: مردم چیزهایی می گویند یکی می گوید به خاطر استعمال مواد مخدر فوت کرده و دیگری می گوید او را کشته اند اگر جوابیه و نتیجه آسیب شناسی بیاید و حکایت از کشتن داشته باشد شکایت دارم (صفحه ۲۳). خانم ف. (مادر مقتول) نیز اظهار داشته: اگر ایشان را کشته اند از فرد مرتکب شکایت دارم (صفحه ۲۲). بنابراین والدین و بستگان مقتول به جهت روشن نبودن موضوع ابتدائاً به طور مستقیم از فرد یا افرادی خاص شکایت نکرده اند و پس از مشخص شدن علت فوت و اطلاع از اظهارات شهود و مطلعین در محضر آقای بازپرس همگی (همسر - والدین و فرزندان مرحوم) از آقای ه. شکایت نموده اند (صفحه ۳۵ تا ۳۹). ۳- شهود و مطلعین پرونده چنین گواهی داده اند: ف. (دانشجوی....) ضمن شرح ماجرا اظهار داشته: خودم دیدم آقای ه. لیوان یک بارمصرف به او داد که از او آزمایش بگیرد که مرحوم می گفت نمی توانم آقای ه. هم درواقع لج کرده بود و او را با شدت بیشتری می زد و می خواست حرف خودش را به کرسی بنشاند بقیه خدمتگزاران فقط نگاه می کردند و آقای ه. با شیلنگ سبزرنگ او را می زد البته شیلنگ مشکی رنگی هم داشتیم که چون کوتاه تر بود آقای ه. میلی به آن نداشت (صفحه ۴۵ - ۴۶). وی ادامه داده است: خود آقای ه. پیراهنش را درآورده بود و با رکابی سفیدرنگی او را می زد مرحوم چون غرور داشت اصلاً حرفی نمی زد التماس هم نمی کرد و کسی هم به خود اجازه نمی داد که به آقای ه. بگوید دیگر بس است و مرحوم را نزند شاید هم اخلاق ه. را می دانستند که حرف کسی را گوش نمی دهد خلاصه مرحوم بی هوش شد و ساعت حدود دو بعدازظهر بود که خدمتگزاران به او نفس مصنوعی می دادند (صفحه ۴۶). مطالب مذکور در قسمت ایراد صدمه به مقتول با آثار صدماتی که بر بدن مقتول وجود داشته و آقای ه. نیز آن را تأیید نموده است انطباق دارد. گواه مذکور ادامه داده است: آقای ه. آن قدر او را زد تا فوت کرد به قرآن قسم همیشه جلوی چشمم هست و عذاب وجدان دارم و به قرآن با آقای ه. بیشتر رفیق هستم تا خانواده مرحوم (صفحه ۴۷). چنین اظهاراتی از سوی شخصی که با طرفین دوستی یا دشمنی خاص ندارد نمی تواند به دوراز واقع به نظر برسد. آقای ح. که خود از مسئولین کمپ و درواقع شریک آقای ه. در تأسیس کمپ بدون مجوز قانونی می‌باشد ضمن اعتراف به این مطلب که به اتهام مواد شش یا هفت بار به زندان افتاده است اظهار داشته: من روز حادثه به عنوان شریک آقای ه. در کمپ.... حاضر بودم و موقعی که مرحوم آمد داخل کمپ حالش خیلی خراب بود و از حالت طبیعی خودش خارج بود و ساعت حدود ۱۱ تا دوازده صبح بود چون می دانستم حالش خراب است به آقای ه. شریکم زنگ زدم و به او گفتم س. آمده و حالش خراب است که آقای ه. گفت خودم دارم می آیم (صفحه ۴۸). اظهارات آقای ح. با اظهارات اولیه آقای ه. که حاکی است موقع آمدن مرحوم به کمپ وی در کمپ حضورداشته متفاوت است زیرا آقای ه. گفته است ساعت ۱۲ (س.) با وضع آشفته ای داخل کمپ آمد که با پسرش تماس گرفتم و گفتم بیا که حال پدرت خراب است (صفحه ۳). وی اضافه نموده است: من نمی دانم و نمی فهمم چرا کبودی و سیاه شدگی دارد کسی را ندیدم که او را بزند ولی آقای ه. به ایشان گفت آزمایش کیت بده تا مشخص شود ایشان مواد مصرف کرده یا خیر ولی او را نزد و درواقع من نزد آقای ه. و مرحوم نبودم که ببینم چه گذشت (صفحه ۴۹) که هرچند ممکن است به لحاظ همکاری و شرکت در تأسیس کمپ اظهارات وی تا حدودی جانبدارانه باشد لکن به هرحال حاکی از دو نکته اساسی است: اول این که آقای ف. و آقای ح. هر دو در مورد این که آقای ه. می خواسته از مرحوم آزمایش بگیرد اتفاق نظر دارند. دوم این که آقای ف.. اظهار داشته دیده است که آقای ه. مرحوم س. را با شیلنگ زده است و آقای ح. اظهار داشته: من نزد آقای ه. و مرحوم نبودم که بینم چه گذشت (او را زد یا خیر؟) که با این وصف اظهارات او با اظهارات ف. متعارض محسوب نمی شود تا مشمول قاعده (اذا تعارضا تساقطا) و نتیجتاً ماده ۱۸۵ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ گردد. آقای م.ع. که مسئول دیگر کمپ مزبور می‌باشد از ابتدا همه موضوع را انکار کرده و اظهار داشته: اظهارات دیگر شهود کذب محض است. اصلاً آقای ه. نمی خواست از س. کیت آزمایش بگیرد و تا جایی که می دانم بر اثر سوءمصرف مواد مخدر فوت کرده است. از اول که آقای س. آمد داخل کمپ تا آخر آنجا بودم یعنی تا زمان فوت مرحوم و کسی را ندیدم که بخواهد از او آزمایش بگیرد یا کسی بخواهد که او را کتک بزند (صفحه ۵۰ - ۵۱). اظهارات آقای م.ع. نیز حاوی نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد: اولاً وی می گوید آقای ه. تا او را دید گفت که س. مواد مصرف کرده و نمی خواست که از او آزمایش بگیرد که این اظهار وی با اظهارات شریکش آقای ح. مغایرت دارد زیرا آقای ح. اظهار داشته آقای ه. می خواست از مرحوم آزمایش کیت بگیرد. ثانیاً او نیز می گوید کسی را ندیدم که بخواهد از او آزمایش بگیرد یا او را بزند و مرحوم ساعت ۱۲ - ۵/۱۲ ظهر فوت کرد که دیدن صحنه ضرب وجرح با ندیدن صحنه ضرب وجرح مغایرتی ندارد و موجب سقوط دلیل نمی گردد مضافاً به این که معلوم نیست چرا مسئولین کمپ پس از مشاهده وضعیت موردادعای ایشان در رساندن مرحوم به بیمارستان یا درمانگاه کوتاهی نموده اند. با این وصف اظهارات مطلعین اخیرالذکر (آقایان ح. و م.ع.) منطبق با واقع نمی‌باشد چون اظهارات ایشان با اظهارات اولیه آقای ه. و نیز اظهارات بعدی نامبردگان با یکدیگر مغایرت کامل دارد. از سوی دیگر عدول بعضی از گواهان از گواهی خویش نیز (هرچند که شرایط شرعی شهادت آنان ثابت نگردیده و بنابراین نامبردگان مطلع محسوب می گردند و نه شاهد شرعی) تأثیر اساسی در ماجرا ندارد زیرا اولاً در جلسه دادگاه ع. (فرزند مقتول) اظهار داشته: مرا گرفتند بردند اتاق ته کمپ پدرم را لخت کرده بودند فقط شورتی پای پدرم بود آب روی او می گرفت و با شیلنگ او را می زد (صفحه ۲۵۳). آقای م.پ. (مقتول داماد او بوده) اظهار داشته: وقتی رسیدم درب کمپ تقریباً شلوغ بود از سوراخ کنار قفل به داخل نگاه کردم دیدم آقای ه. شوهر خواهرم یعنی س. را لخت کرده بود و با شیلنگ او را می زد (صفحه ۲۶۶). آقای ح.ک. (نسبتی با طرفین ندارد) اظهار داشته: آقای ه. می خواست آزمایش از او بگیرد او را لخت کردند و فقط با یک شورت در حیاط بود با شیلنگ که فکر کنم سبزرنگ بود او را می زد آب به او می زد و با شیلنگ او را می زد (صفحه ۲۵۸). آقای ف. (که نسبتی با طرفین ندارد و ظاهراً حتی طرفین را نمی شناسد) می گوید: من رفیقی داشتم می خواستم او را به کمپ ببرم دیدم درب کمپ شلوغ است از دور نگاه کردم دیدم که با شیلنگ دارند یک نفر را می زنند او را لخت کرده بودند می گفتند مسئول کمپ است او را می زدند (می گفتند) مواد مصرف کرده که او را می زدند مسئول کمپ رکابی به تن داشت (صفحه ۲۶۰) که اظهارات ح.ک. از حیث رنگ شیلنگ و اظهارات ف. از جهت نوع لباس که تن آقای ه. بوده (آستین رکابی) با اظهارات آقای ف. منطبق است و دلیلی نیز مبنی بر این که نامبردگان با یکدیگر آشنایی قبلی داشته و برای گواهی تبانی کرده باشند وجود ندارد. آقای ح. (شریک آقای ه.) در دادگاه اظهار می دارد: من به آقای ه. زنگ زدم که س. حالش خوب نیست آمد و من دیگر وارد اتاق پذیرش شدم و دیگر چیزی ندیدم (صفحه ۲۶۸) که این اظهارات با گفته های سابق وی مبنی بر این که آقای ه. به مرحوم گفت آزمایش کیت بده (صفحه ۴۹) مغایرت دارد مضافاً بر این که وی مصدوم شدن مقتول توسط آقای ه. را نفی ننموده بلکه می گوید وارد اتاق پذیرش شدم و دیگر چیزی ندیدم (صفحه ۲۶۸). آقای ن. اظهار داشته: اصلاً ه. ضربه یا ضرباتی به مقتول وارد نکرده است. ح. به من گفته بود و برایم تریاک خریده بود که من بگویم ه.، س. را زده است و من هم شهادت دروغ دادم (صفحه ۲۶۹). هرچند که نامبرده در تحقیقات نیروی انتظامی نیز به نفع یا علیه طرفین مطلبی بیان نکرده است (صفحه ۱۵۸) اصلاً وی مشخص ننموده است که علت خصومت آقای ح. با شخص متهم به قتل (آقای ه.) چه بوده تا وی را وادار به گواهی کذب نماید. به علاوه هرگاه شهادت وی کذب محسوب شود این امر تعارضی با شهادت سایر شهود نداشته و فقط نافی اظهارات قبلی خود او می‌باشد و ربطی به سایر مطلعین خصوصاً مطلعینی که با طرفین رابطه سببی و نسبی و یا خادم و مخدومی ندارند (مانند آقایان ح.ک. و ف.) نخواهد داشت. آقای ب. می گوید: من آشپز بودم داخل کمپ بودم... موقع برگشتن دیدم که س. مرده بود ولی ندیدم کسی او را بزند (صفحه ۲۷۱). اظهارات گواه (مطلع) اخیر نیز که حاکی است ندیده است کسی مرحوم را بزند نمی تواند نافی اظهارات شهود و مطلعینی باشد که به ایراد ضرب وجرح نسبت به مرحوم گواهی داده اند. آقای ف. می گوید: وقتی من شهادت داده ام مواد روان گردان مصرف می کردم... شهادت ناحق دادم ولی طبق قرآن الآن که پاک هستم وقتی س. این اتفاق برایش افتاد در کمپ بوده ولی چیزی ندیدم و ه. بعد از قضیه آمبولانس آمده بود... (صفحه ۲۷۳). اظهارات اخیر وی ازآن جهت نمی تواند منطبق با واقع باشد که شخص آقای ه. در اظهارات اولیه خود اعتراف نموده است که مرحوم س. با وضع آشفته داخل کمپ آمد که با پسرش تماس گرفتم و گفتم بیا که پدرت حالش خراب می‌باشد پسرش آمد با مرکز فوریت های پزشکی تماس گرفتند که تا آمدن ۱۱۵ نامبرده فوت نمود (صفحه ۳). به عبارت دیگر آقای ف. در دادگاه اظهار می دارد: آقای ه. بعد از قضیه آمبولانس آمده بود ولی خود آقای ه. اظهار داشته قبل از آمدن آمبولانس آنجا بوده است و بالاخره عدول و تغییر اظهارات بعضی از مطلعین می‌تواند ناشی از درخواست متهم و یا تهدیدات و فشارهای جانبی صورت گرفته باشد زیرا یکی از مطلعین به نام آقای م. در محضر آقای بازپرس حاضرشده و اظهار داشته: مرحوم س. هم مثل من معتاد بدبختی بوده است مرا به زندان بفرستید تا سه یا دو روز دیگر می آیم واقعیت را می گویم به و الله قسم شما نمی دانید که جوجه کباب یعنی چه شب اگر صدایت در بیاید همین آقای ه. دستور می دهد شب هنگام وقتی که هوا سرد است تو را خیس کنند و در حیاط بگذارند تا سرما بر تو فشار بیاورد من آدم بدبختی هستم برایم دردسر درست نکنید فقط بنویس من از چیزی خبر ندارم (صفحه ۹۹). با این وصف آنچه از مجموع اظهارات شهود و مطلعین برمی آید آن است که مرحوم س. مورد شکنجه شدید قرارگرفته و در جریان امر نیز هیچ متهمی جز آقای ه. وجود ندارد. ثالثاً در مورد نظریه کمیسیون های پزشکی قانونی نیز چون امر تخصصی محسوب است نظریه اولیه پزشکی قانونی.... که حاکی است فوت مرحوم س. براثر عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر تعیین می‌شود (صفحه ۷۳) (هرچند در همان نظریه نیز وجود آثار صدمه و کبودی بر بدن مرحوم مورد تأیید قرارگرفته است) نهایتاً بر نظریه کمیسیون های پزشکی قانونی که حاکی است[با توجه به شدت ضربه های متعدد ایجاد شده روی بدن متوفی به نظر می‌رسد علت مرگ می‌تواند یک شوک عصبی (وازوواگال) بوده باشد] (صفحه ۹۳). و نظریه مورخ ۲۴/۰۴/۹۲ کمیسیون پزشکی قانونی که حاکی است: (با توجه به بررسی های به عمل آمده علت فوت ضربه به نقاط حساس و عوارض ناشی از آن تعیین می‌گردد.)، نمی تواند ارجحیتی داشته باشد مضافاً بر این که نظریات کمیسیون های مذکور با تصاویر مربوط به جسد مقتول و اظهارات شهود و مطلعین بی طرف انطباق بیشتری دارد و از سوی دیگر دخالت در امر تخصصی و نظریه فنی پزشکان بدون ذکر دلیل فنی نیز مجاز نمی‌باشد زیرا در غیر این صورت اعتراض به نظریه کارشناس و تشکیل کمیسیون های کارشناسی پزشکی امری عبث خواهد بود (که با این وصف موضوع از شمول ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی که در امر کیفری نیز می‌تواند مصداق داشته باشد خارج است). ۳- خانم ن. در تحقیقات بازپرس اعلام نموده است: (رفتم داخل حیاط کمپ شوهرم لباس به تن داشت و لباس هایی که مربوط به کسی دیگر بود را بر او پوشانده بودند (صفحه ۳۵) که از اظهارات وی چنین برمی آید که لباس های اصلی مرحوم را از تن وی خارج کرده اند که این امر نیز قرینه ای بر صحت اظهارات شهودی است که می گویند مرحوم را لخت کرده مورد صدمه قرار داده اند. ۴- بازپرس محترم نظر مستدل خویش را مبنی بر مجرمیت آقای ه. اعلام نموده است (صفحه ۱۸۰) که دادیار محترم اظهارنظر آن را پذیرفته است (صفحه ۱۷۷) و کیفرخواست نیز صادر نموده است (صفحه ۱۸۶). ۵- دادگاه محترم نیز اصل قتل را پذیرفته است کما این که در متن دادنامه بارها در مورد مرحوم س. عنوان مقتول را به کاربرده است و آخرالامر نیز به پرداخت دیه از بیت المال حکم صادر کرده است بدیهی است چنانچه قتلی محرز نباشد و احتمال فوت شخص به صورت طبیعی وجود داشته باشد پرداخت دیه از بیت المال مفهومی نخواهد داشت، لذا موضوع منصرف از مواد ۴۸۴ و ۴۸۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲نیز می‌باشد. بنا به مراتب آنچه از مجموع محتویات پرونده حاصل می‌شود آن است که اولاً مرحوم س. مورد صدمه بدنی شدید قرارگرفته است (این امر در کلیه نظریات پزشکی قانونی مورد تأیید می‌باشد)؛ ثانیاً فوت مرحوم براثر همین صدمات بوده است (نظریات فنی تخصصی کمیسیون های پزشکی)؛ ثالثاً هیچ دلیلی مبنی بر این که مقتول در خارج از کمپ مورد صدمه قرار گرفته باشد وجود ندارد؛ رابعاً با توجه به تحقیقات معموله اتهام متوجه هیچ شخص دیگری جز آقای ه. (که دارای سابقه کیفری نیز بوده است) نمی‌باشد؛ خامساً نظریه حضرت امام (ره) در گفتار «موجب قصاص کتاب تحریرالوسیله مسئله ۷ حاکی است: (اگر او را با عصا به طور مکرر بزند آن قدر که طرف بمیرد و...مرتکب قتل عمدی شده است)، بدیهی است خصوصیتی در عنوان عصا وجود نداشته و شیلنگ و شلاق و نظایر آن نیز ممکن است از مصادیق مورد به حساب آید. علی هذا اعتراض آقایان وکلای اولیای دم مرحوم س. وارد است و مستنداً به بند ۴ از شق ب ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته کلاً نقض و رسیدگی مجدد به شعبه دیگر از محاکم کیفری استان لرستان ارجاع می‌گردد.

رئیس شعبه هفتم دیوان عالی کشور - مستشار

انتظاری - بلادی