تشکیل جلسه رسیدگی به اتهام قتل عمد بدون حضور وکیل

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/26
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: درجرائمی که مجازات قانونی آن،قصاص نفس می‌باشد،تشکیل جلسه رسیدگی بدون حضور وکیل متهم موجب نقض رای در دیوان عالی کشور است.

رای خلاصه جریان پرونده

بر حسب محتویات پرونده و کیفرخواست شماره 05727 مورخ 1393/09/29 صادر شده از دادسرای عمومی و انقلاب الف. آقای الف. ح. 20 ساله به اتهام قتل عمدی مادرش خانم مرحومه ل. ح. و ایراد جرح عمدی با چاقو به برادرش الف. ح. تحت تعقیب کیفری قرار گرفته است که شرح اجمالی ما وقع بدین‌گونه می‌باشد: از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی به کلانتری... الف. وجود یک نفر مقتول و دو نفر مصدوم جملگی بر اثر ضربات چاقو، در بیمارستان...، اعلام شده و متعاقب آن مامورین کلانتری در بیمارستان حضور یافته و مشاهده کرده‌اند خانمی به نام ل. ح. به علت اصابت ضربه چاقو به ناحیه سینه‌اش فوت نموده و آقایان الف. و الف. هر دو ح. که برادر می‌باشند، به علت اصابت ضربات چاقو مصدوم گردیده‌اند. با بررسی اولیه موضوع مشخص شده که جملگی نامبردگان (مقتوله و مصدومان) با ضربات چاقو توسط احد از مصدومین (الف. ح.) مقتول و مصدوم شده‌اند. از متهم الف. ح. در خصوص علت و چگونگی حادثه تحقیق شده و نامبرده اظهار داشته: بنده مقداری قرص ترامادول جهت مصرف تهیه کرده بودم، ساعت 21 : 30 مورخه 1393/05/28 که در منزل بودم برادرم الف. متوجه شد که من قرص ترامادول دارم و چون قول ترک داده بودم از من خواست قرص‌ها را تحویل او بدهم و من قرص‌ها را ندادم، با من درگیر شد و من یک لحظه عصبانی شدم و با برداشتن چاقوی بزرگ به طرف برادرم حمله‌ور شدم ابتداء در آشپزخانه دو ضربه با چاقو به برادرم زدم، نهایتا مادرم ل.ح. به طرف من آمد و من در راهرو منزل، یک ضربه چاقو به قفسه سینه مادرم زدم که مادرم افتاد به زمین و در آخر خودم را از نواحی سر و بازو سمت چپ مورد ضرب و جرح قرار دادم و با آژانس مادرم را به بیمارستان انتقال دادیم. از آقای و. ح. همسر مقتوله و پدر متهم تحقیق شده و نامبرده اظهار داشته: اینجانب شغلم میوه فروشی است. من یوم جاری 1393/05/28 ... از اردبیل عازم ب... شدم جهت خرید خربزه در مسیر ت... بودم که خواهرم و برادرم زنگ زدند که بچه‌هایت با هم درگیر شده‌اند و الف. با چاقو خودش را زخمی کرده و به بیمارستان برده‌اند سریع برگرد من نیز از مسیر خود از وسط راه برگشتم به الف. و بعد از مراجعت متوجه فوت همسرم شدم و از نحوه آن اطلاعی ندارم.... فقط می‌دانم که پسرانم الف. و الف. با همدیگر درگیر شده‌اند و الف.ح. در حین خود زنی، چاقو را به مادرش زده و او فوت کرده است در این حد اطلاع دارم و پسرم الف. مشکل بیماری اعصاب و روان دارد و تحت نظر بهزیستی است و حدود بیست روز پیش جهت مداوا به ت. برده بودم.... ص 5 و 6 پرونده، الف. ح. فرزند مقتوله و برادر متهم اجمالا بیان داشته:.... برادرم قرص ترامادول و دیازپام نگهداری می‌کند و من می‌خواستم قرص‌ها را از او بگیرم که از دستم فرار کرد و به سمت آشپزخانه رفت، مادرم در هال منزل نشسته بود ساعت 21 شب بود الف. چاقوی دسته مشکی را از آشپزخانه برداشت و من که در حال صحبت با مادرم بودم یک دفعه الف. با چاقو بنده را زد و مادرم که خودش را به جلوی من انداخت و الف. با چاقو می‌خواست دوباره مرا بزند که چاقوی الف. به سمت چپ مادرم برخورد کرد و مادرم روی زمین افتاد و الف. به داخل آشپزخانه رفت و با همان چاقو به روی بازو خود و سرش می‌زد که بنده چاقو را از وی گرفتم و به زمین انداختم و برگشتم نزد مادرم و او را صدا کردم که صدائی از مادرم نشنیدم و به بیرون از منزل رفتم و همسایه‌ها را صدا کردم و آنها به 115 زنگ زدند و بنده به عمویم ق. زنگ زدم که با یک دستگاه آردی پیکان آمد و مادرم را سوار خودرو نمودیم و بعد الف. و عمویم به بیمارستان رفتند و من با عموی دیگرم الف. و عمه‌ام م. و مادربزرگم و زن عمویم سوار شده و به بیمارستان رفتیم. برادرم قرص ترامادول و دیازپام مصرف می‌کند و دو سه بار در بیمارستان بستری شده و اخیرا او را به بیمارستان در ت. برده بودیم، برادرم (الف.) یک ضربه چاقو به پشت من و یک ضربه چاقو به پهلوی چپ مادرم و تعدادی ضربه به خودش زد. من با برادرم اختلافی نداریم چون بنده جیب‌های او را می‌گشتم عصبانی شد و با چاقو به من حمله کرد، در زمان درگیری ما پدرم در جاده به سمت ت. حرکت داشت پس از اطلاع دادن بنده به الف. برگشت. ص 7 الی 9 پرونده. متهم الف. ح. در تحقیقات پلیس جنائی اظهار داشته: حدود ساعت 21 شب من به همراه مادرم و برادرم الف. در منزل بودیم برادرم الف. به من گفت تو قرص ترامادول مصرف می‌کنی سرانجام معتاد می‌شوی، من گفتم به ترامادول معتاد هستم، او مدام به من می‌گفت که تو خلافکار هستی، مادرم هم این جمله را تکرار می‌کرد و من در آشپزخانه بودم، برادرم الف. دنبال من آمد و قرص دیازپام را از جیب من خارج کرد و من عصبانی شدم و یک تیغه چاقوی آشپزخانه که دسته سیاه داشت را برداشتم و به برادرم حمله کردم، چاقو دست راست من بود که به پهلوی راست برادرم ضربه زدم و او به زمین افتاد و در این هنگام به مادرم حمله کرده و با چاقو یک ضربه به سمت راست سینه او زدم و او حالش خراب شد و به زمین افتاد و چون من حالم خوب نبود به سر و دست خود نیز ضربه زدم و مصدوم شدم. در زمان درگیری جز من و الف. و مادرم کس دیگری در خانه نبود و من فقط یک ضربه چاقو به سینه مادرم زدم و علت اینکه چرا مادرم را زدم دقیقا نمی‌دانم، مادرم در این درگیری چیزی نگفت من به او حمله کردم. و در زمان درگیری فقط من در دستم چاقو داشتم و الف. چاقو نداشت.... ص 11 و 12 پرونده. متهم در نزد آقای بازپرس نیز اظهارات قبلی خود را تکرار و به قتل مادر و ایراد جرح با چاقو به برادرش الف. اعتراف نموده و اضافه کرده است من چهار سال قبل شیشه مصرف می‌کردم در حال حاضر متادول و ترامادول مصرف می‌کنم. در شب حادثه دیازپام هم خریده بودم که ساعت 9 - 8 شب بود در منزل خودمان من و برادرم الف. و مادرم ل.ح. نیز بود که.... من عصبانی شدم رفتم چاقوی آشپزخانه را برداشتم و به طرف برادرم حمله کردم مادرم یکدفعه جلوی من سبز شد یکدفعه یک ضربه از بالا به پآیین با دست راستم به سمت چپ روی قلب یا قفسه سینه وی حدود ده سانتی چاقو فرو رفت سپس به زمین افتاد و بی‌هوش شد و.... ص 13 الی 15 پرونده. متهم از جهت بررسی روحی و روانی به پزشکی قانونی معرفی شده و نتیجه برای کمیسیون پزشکی اجمالا به شرح آتی اعلام گردیده است: «.... نظریه کمیسیون - از نامبرده معاینه و مصاحبه روان‌پزشکی به عمل آمد مبتلا به اختلال شخصیتی فردی است ولی اختلال بارز روحی و روانی که مانع از قدرت تصمیم گیری وی باشد، یافت نگردید لذا قدرت تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح را داشته و مسئول اعمال و رفتار خویش می‌باشد. ص 21 پرونده. از برادر متهم (الف. ح.) در تاریخ 1393/05/29 در بازپرسی تحقیق به عمل آمده و نامبرده با تکرار اظهارات قبلی خود چگونگی حادثه وقوع درگیری منجر به قتل مادرش و مصدومیت خود و برادرش را به شرح برگ‌های 26 و 27 پرونده توضیح داده است و در پایان اعلام داشته چون برادرم مریض است من از بابت خودم شکایتی از او ندارم. آقای و. ح. همسر مقتوله نیز در نزد آقای بازپرس با تکرار اظهارات قبلی خود در خصوص حادثه و چگونگی مطلع شدنش از درگیری فرزندان و قتل همسرش خانم ل.ح. در پایان بیان داشته از هیچ کس شکایتی ندارم. ص 27 و 28 پرونده. متهم (الف. ح.) در تحقیقات 1393/05/30 آقای بازپرس نیز با تکرار همان مطالب قبلی اتهام قتل عمدی مادر و ایراد جرح عمدی با چاقو به برادرش الف. را قبول و به آن اعتراف نموده است. ص 31 و 32 پرونده در نظریه پزشکی قانونی به شرح برگ 56 پرونده، علت فوت خونریزی داخلی ناشی از پارگی ریه و پرده جنب به دنبال اصابت جسم برنده نوک تیز نامشخص تعیین و اعلام گردیده است. و همچنین در خصوص جراحت وارده بر خلاف نیم تنه چپ برادر متهم (الف. ح.) نیز نظریه پزشکی قانونی به شرح برگ 59 پرونده بدین گونه اعلام شده است: «.... جراحت (دامیه) بخیه شده خلف نیم تنه چپ مشهود است که در اثر اصابت جسم سخت نوک تیز برنده لبه دارد و در حدود 3 - 4 روز اخیر حادث شده است. ارش متعلقه یک درصد دیه کامل انسان تعیین می‌شود.» گواهی حصر وراثت در خصوص وراث بعد الفوت مقتوله « خانم ل.ح. » به شرح برگ پرونده، از شعبه --- شورای اسلامی حل اختلاف الف. صادر و درج پرونده شده است. آقایان: 1 - ا. 2 - الف. 3 - خانم م. همگی ح. و فرزندان مقتوله به شرح برگ‌های 71 الی 73 پرونده در نزذ آقای بازپرس حضور یافته و جملگی اعلام نموده‌اند در خصوص قتل مادرمان که توسط برادرمان الف. ح. به قتل رسیده، هیچ شکایتی ندارم و تقاضای تبدیل قرار بازداشت موقت وی به وثیقه جهت آزادی وی را دارم. خانم ف.ج. (مادر مقتوله) نیز در نزد آقای بازپرس به شرح برگ 78 پرونده بیان داشته: مقتوله دخترم است از نوه‌ام که نادانی کرده شکایتی ندارم و درخواست مختومه شدن پرونده و آزادی نوه‌ام الف. ح. را دارم. النهایه آقای بازپرس پس از اخذ دفاع متهم و اعلام ختم تحقیقات مبادرت به اصدار قرار نهایی نموده و به موجب آن از لحاظ جنبه عمومی قرار مجرمیت متهم نامبرده را صادر کرده و به موافقت معاون دادستان رسیده و پرونده با تنظیم کیفرخواست از دادسرای عمومی و انقلاب الف. به محاکم عمومی جزایی الف. ارسال شده و حسب الارجاع در شعبه --- دادگاه جزایی الف. تحت رسیدگی قرار گرفته و دادگاه مرجوع الیه با بررسی پرونده خود را صالح به رسیدگی ندانسته و با دلایل مندرج در دادنامه شماره --- مورخ 1393/10/07 قرار عدم صلاحیت به شایستگی رسیدگی محاکم کیفری استان صادر و پرونده را به مرجع مذکور ارسال نموده است. رسیدگی پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر و کیفری استان محول شده و این شعبه دادگاه پس از بررسی‌های لازم در نهایت جلسه دادرسی را در وقت فوق العاده به تاریخ 1393/10/17 ‌ با جری تشریفات قانونی و با حضور نماینده دادستان و متهم تشکیل داده و پس از استماع اظهارات نماینده دادستان و متهم که در این مرحله نیز صراحتا به موارد اتهامی خود اعتراض کرده و قتل عمدی مادر خود و ایراد جرح عمدی با چاقو به برادرش الف. را قبول نموده است. و اخذ آخرین دفاع متهم سرانجام ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به اصدار دادنامه شماره --- مورخ 1393/10/18 نموده و به موجب آن با دلایل و مستندات مندرج در متن رای متهم را از بابت جنبه عمومی قتل عمدی به تحمل سه سال حبس و از بابت ایراد جرح با چاقو به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده و در پایان رای قید نموده: بدیهی است مجازات اشد در مورد متهم اجراء خواهد شد. حکم صادره پس از ابلاغ از سوی محکوم علیه در فرجه قانون مورد اعتراض واقع شده و با تقدیم لایحه اعتراضی که پیوست پرونده گردیده و در حین مشاوره قرائت خواهد شد. درخواست تجدیدنظر در رای صادره را نموده و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض تجدیدنظر‌خواه به دیوان عالی کشور ارسال و پس از ثبت در دفاتر دیوان به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای الف. فیض عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تقاضای صدور رای شایسته وفق موازین قانونی دارم. دادنامه شماره --- -- 1393/10/18 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می‌دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای الف. ح. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/10/18 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان الف. که به موجب آن نامبرده از بابت جنبه عمومی بزه قتل عمدی مادرش مرحومه ل. ح. به تحمل سه سال حبس و از بابت ایراد جرح با چاقو به تحمل شش ماه حبس محکوم گردیده است. با عنایت به محتویات پرونده و کیفیات منعکسه در آن، اعتراض تجدیدنظر خواه وارد است چه آنکه تحمل مجازات سه سال حبس تعیین شده برای وی توسط دادگاه از بابت جنبه عمومی قتل عمدی مادرش می‌باشد که دادگاه محترم اتهام عمدی بودن قتل توسط وی را محرز دانسته و مجازات مذکور را در حق او تعیین نموده است و چون نامبرده به اتهام قتل عمدی محاکمه و تعیین مجازات شده است که مجازات آن در صورت درخواست اولیاء دم، قصاص نفس بوده و بر طبق صراحت تبصره 1 ماده 186 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری که قانون حاکم وقت صدور حکم بوده است، تعیین وکیل اعم از تعیینی و یا تسخیری و مشارکت وکیل در جلسات رسیدگی دادگاه به پرونده جرائم مذکور در تبصره مذکور الزامی و ضروری است و دادگاه محترم بدون دخالت آن و بدون حضور وکیل متهم، به اتهامات وی رسیدگی و حکم صادر نموده است، علیهذا با قبول اعتراض، دادنامه معترض علیه با استناد به بند 2 شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نقض و جهت رفع نقص اعلام شده و رسیدگی و صدور حکم مجدد به شعبه صادر کننده حکم منقوض ارجاع می‌گردد.

رئیس و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور

سید احمد طباطبائی - اکبر فیض

منبع